می دانی اولین بوسه ی جهان چطور کشف شد؟ دست هاش تا آرنج گلی بود، گفت که در زمان های بسیار قدیم، زن و مردی پینه دوز یک روز به هنگام کار، بوسه را کشف کردند. مرد دست هاش به کار بود، تکه نخی را با دندان کند، به زنش گفت بیا این را از لب من بردار و بینداز. زن هم دست هاش به سوزن و وصله بود، آمد که نخ را از لب های مرد بردارد، دید دستش بند است، گفت چه کار کنم. ناچار با لب برداشت، شیرین بود، ادامه دادند.
گاهی احساس می کردم دنیا بر اساس عقل و منطق مردانه می گردد که مردها شوهر زن ها بشوند و صورتشان را چروکیده کنند، اگر توانستند بچه به دامنشان بیندازند و اگر نتوانستند اشکشان را در بیاورند. زن موجودی است معلول و بی اراده که همه جرأت و شهامتش را می کشند تا بتوانند برتریشان را به اثبات برسانند. مسابقه ی مهمی بود و مرد باید برنده می شد.
عمرباخته ها، عاشق عمر دیگران می شوند.
این کتاب فوق العاده اس و من رو به یه غم عمیق و آشنایی برده..بشدت پیشنهاد میکنم بخونید من انتشارات ققنوس رو گرفتم راضی بودم
اولین کتابی بود که از آقای معروفی خوندم و حقیقتا شیفتهی نوع روایتش شدم. از قبل تاحدودی با جریان سیال ذهن آشنا بودم و از همون ابتدا خودم رو بهش سپردم. واقعیت اینه که وقتی باهاش همراه بشین و برای فهم تصویر کلی، دست و پا نزنین و تقلا نکنین، تمام قطعات پراکندهی پازل به موقع سر جای خودشون قرار میگیرن. و در نهایت شما میمونین و یک تابلوی کامل و زیبا. نثر این کتاب هم به نظرم قویتر و دلنشینتر از سمفونی مردگان بود؛ هرچند سوژه و شخصیتپردازی سمفونی برام دوستداشتنیتر بود. در کل از خوندنش خیلی خوشحالم :)
چه در سمفونی مردگان و چه در سال بلوا شما با یک حقیقت رو به رو میشید و اونم اینه که با اینکه شخصیتها با نتیجه اعمالشون رو به رو میشن اما آسیب هایی که وارد کردن هیچ وقت جبران نمیشه. اگر هم کتاب در ابتدا براتون گیج کننده بود صبر کنید چون در ادامه پاسخ سوال هاتون رو پیدا میکنید.
این کتاب رو برای بار دوم دارم میخونم. و تازه درک میکنم. عزیزانی میگن پرش زمانی زیادی داره و ممکنه گمراه کننده باشه ، چون نوشتن این رمان ۳ سال و اندی زمان برده ، اقای معروفی زیاد بهش پرداختند و اتفاقها رو جابجا و با زمان بازی کردند. صفحات اول ، توضیح فشرده اخرین بخش داستان هست. و بعد از اون تازه شروعشه و مفصل اتفاقها توضیح داده میشن و شخصیتها معرفی میشن. تا برسیم باز به حاثه اخر. بی شک یکی از بهترین کتاب هایی بود که خوندم و همواره از قدرت قلم معروفی و ذهن پیچ در پیچش در عجب بودم. سال بلوا و سمفونی مردگان رو باید حداقل دوبار خوند. با یکبار خوانش و سرسری گذشتن ، در حق درکمون از داستان و روایت کم لطفی کردیم.
خیلی زیاد سمفونی مردگانچ ترجیح میدم
بنظرمن سمفونی مردگان خیلی از سال بلوا قشنگتر بود،سال بلواهم قشنگیایی خودشو داشت ولی سمفونی یچیز دیگه بود من خیلی دوسش داشتم
کتابی عزیز و قلم توانا عباس معروفی عزیز
کاش به دنیا آمدن من هم میماند برای بعد، به کجای دنیا برمیخورد؟ - سال بلوا
با خوندن این کتاب خیلی اشک ریختم و چیزی که برام خیلی خاص بود این بود که یه نویسنده مرد انقدر قشنگ و عمیق یک شخصیت زن و داستان عاشقانهش رو خلق کرده؛ یعنی اگر نویسنده کار زن بود برام درکش سادهتر ولی اینکه عباس معروفی در دههای بزرگ شده که زن خیلی جایگاه خاصی نداشته یا زنهای عاشق همیشه ساده لوح و بچه تصور میشدند شخصیتی مثل نوشآفرین خلق میکنه پ انقدر احساساتش رو به قشنگی شرح میده برام خارقالعادهست. آقای معروفی توی یکی از مصاحبههاشون میگن که بخش شاعرانه یک نویسنده یا شاعر در حقیقت بخش زنانه انسانه. من این کتاب رو خیلی بیشتر از سمفونی مردگان دوست داشتم. غمش و نثرش واقعا عمیقتر بود. حقا که کتاب موردعلاقه خود استاد معروفی از قول خودشونه
با خوندن این کتاب واقعا اشک ریختم. قلم عباس معروفی ستودنیه.
بهترین کتابی که توی این سال بلوایی که خودمان اسیرش هستیم میشود خواند...
کتاب خیلی دوست داشتنی بود و اصالت غم و اندوه ایرانی رو به جلوه کشیده بود. تمام طول داستان به این فکر میکردم که سرنوشت ما به چه شکلی با ستم درامیخته شده و با اتفاقات اخیری که افتاده و اندوهی که تجربه کردیم میشه به طور عجیبی با کتاب همزاد پنداری کرد.
رمان خوبی بود اما نه در اون حد که تعریف میکنند ولی همانطور که عزیزان اشاره کردند پرش زمانی خیلی داره مخصوصا تا بخش شب دوم، کسانی که میخوان شروع به مطالعه کنن حواسشون باشه از اول این نکته را مد نظر داشته باشند.
من قبل خوندن این کتاب، کتاب سمفونی مردگان رو خوندم. متن سمفونی مردگان قوی تره و دلنشین، اما کتاب سال بلوا یه غم دیگه ای داره و اگه بخوام بین این دوتا انتخاب کنم قطعا انتخاب اولم سال بلواست.
کتاب قشنگیه ولی روند داستان به خاطر پرشای زمانی زیادش ممکنه گیجتون کنه چون منو کرد ولی از نصفه کتاب بگذره درست میشه بنظرم ارزش امتحان کردنو داشت
لطفا تخفیف ۱۰درصدی بزارید
چقدر یک نویسنده میتونه زیبا بنویسه که غم شخصیتهای داستانش رو قلب ادم بمونه. حیف که عباس معروفی رو خیلی زود از دست دادیم.
کسانی که کتاب رو خوندین لطفا به این دو تا سوال جواب بدین: ۱. مثل سمفونی مردگان خیلی پرش زمانی داره و تو هم تو همه؟ ۲. از بامداد خمار قشنگ تره؟ ۳. کتاب تو ژانر چی پیشنهاد میکنین(ترجیحا ایرانی) مرسی♡♡♡♡
بله زمان روایت تغییر میکنه ولی دنبال کردنش سخت نیست.
بله پرش زمانی زیاد داره قطعا از بامداد خمار قشنگ تره همسایه ها،شوهر آهو خانم،سووشون
عجب غم ایرانی ای! گاهی تعجب میکردم که یک مرد چطور میتونه درد یک زن رو انقدر خوب به نوشته در بیاره
از دخترش کمک گرفت
کتاب درمورد زنان و مشکلاتشون توی جامعه ست. مثل بقیه کتابای نویسنده هر شخصیت یه نمادی داره که شمارو با خودش همراه میکنه. (مثلا معصوم نماد مردای خشکیه که هیچ جوره حاضر به تغییر عقایدشون نیستن..حسینا هنرمندیه که چون جز قشر پایینه تحویل گرفته نمیشه و سعی میکنه با هنرش صداشو به گوش بقیه برسونه، نوشا دختریه که همیشه تصمیماتشو با توجه به نظرات بقیه گرفته و وقتی یه جا برای دل خودش کاری رو میکنه خیلی سریع مورد قضاوت قرار میگیره)کتابش خیلییییی سلیقه ایه یا باهاش ارتباط میگیرید و میخونید یا اینکه همون اولش گیج میشین که طبیعیه چون پرشهای زمانیش وحشتناک زیاده و بدون مقدمه پرت میشی به گذشته اینده و برخلاف کتابای دیگه نه داستان از اول به اخره و نه اخر به اول شما یهو پرت میشین وسط داستان و طوری هست که شما همون اول تا حدودی متوجه اتفاقات نهایی داستان میشی ولی کنجکاو میشی بدونی چطور اتفاق افتاده و بعدش قراره چی شه. از اینجا به بعد کمی اسپویل داره: من شخصیت جاویدو خیلی دوست داشتم از اون شخصیتایی بود که نشون میده نون و نمک ادمو خوردن یعنی چی :) طوری که همراه خانواده نیلوفری بود و وقتی نوشا مریض بود از پشت پنجره بهش سر میزد...از اون طرف وحشناک از معصوم بدمم میومدد و با خوندن سرنوشتش دلم خنک شد. امیدوار بودم نوشا بتونه کمی روی پای خودش بایسته و بتونه یه تصمیم بدون دخالت بقیه بگیره اونجایی ناراحت شدم که داستان اون شبی رو میخوندم که به حسینا میگفت من با معصوم ازدواج نمیکنم و هر چی تو بگی و رفت شب بعدی و دیدیم که نعخیر با معصوم ازدواج کرده واقعا ناراحت شدم.