1. خانه
  2. /
  3. کتاب با لب های بسته چطور حرف بزنم؟

کتاب با لب های بسته چطور حرف بزنم؟

3 از 1 رأی

کتاب با لب های بسته چطور حرف بزنم؟

تراوش های ذهن اوتیستی من
How can I talk if my lips don't move?
٪15
225000
191250
معرفی کتاب با لب های بسته چطور حرف بزنم؟
کتاب «با لب‌های بسته چطور حرف بزنم؟ تراوش‌های ذهن اوتیستی من» نوشته تیتو راجارشی موخودپادهایای یکی از آثار برجسته در زمینه آگاهی بخشی درباره اختلال طیف اوتیسم است. این کتاب نه تنها یک خودزندگی‌نامه است، بلکه به یک پنجره به ذهن فردی اوتیستیک تبدیل می‌شود که به‌طور غیرکلامی با جهان در ارتباط است. تیتو در این کتاب به شرح تجربیات خود از درون ذهنی که به دلیل اختلال اوتیسم قادر به برقراری ارتباط کلامی نیست، پرداخته و تلاش می‌کند تا پیچیدگی‌های دنیای درونی خود را با خوانندگان به اشتراک بگذارد.
یکی از مهم‌ترین موضوعات کتاب، چالش‌های ارتباطی و تجربیات حسی تیتو است که او در این اثر به وضوح درباره‌اش توضیح می‌دهد که چگونه افکار و احساساتش در ذهنش جریان دارند، در حالی که نمی‌تواند آنها را به صورت کلامی بیان کند. تیتو با استفاده از روش نوشتاری به‌ویژه تکنیک‌های خاصی که مادرش برای کمک به او در ارتباط برقرار کردن با دنیای بیرون طراحی کرده است، توانسته است دنیای پر از استعاره‌ها و تجارب حسی خود را به اشتراک بگذارد. او از پدیده‌ای به نام «بیش‌حسی» سخن می‌گوید؛ وضعیتی که در آن محرک‌های محیطی ساده مانند نور خورشید یا صدای لولای در، همچون انفجارهای دردناک در مغز تجربه می‌شوند. نویسنده تبیین می‌کند که چگونه جهان را به صورت تکه‌تکه و متمرکز بر جزئیات میکروسکوپی می‌بیند و گاهی درکی کلی از اشیاء یا افراد پیرامون خود ندارد. یکی از محورهای کلیدی کتاب، نقش حیاتی مادر نویسنده، سوما، در ابداع روش‌های نوین ارتباطی است که به تیتو اجازه داد تا از زندان سکوت رها شود. این روایت نشان می‌دهد که با استفاده از ابزارهای نوشتاری، می‌توان به لایه‌های پنهان نبوغ در افرادی پی برد که جامعه به اشتباه آن‌ها را ناتوان یا فاقد احساس قلمداد می‌کند.
کتاب «با لب‌های بسته چطور حرف بزنم؟» همچنین به انتقاد از تصورات نادرست جامعه درباره اوتیسم می‌پردازد. تیتو توضیح می‌دهد که بسیاری از افراد اوتیستیک که قادر به برقراری ارتباط کلامی نیستند، به اشتباه به‌عنوان افرادی بی‌احساس یا ناتوان شناخته می‌شوند. او به‌وضوح نشان می‌دهد که این افراد می‌توانند دنیای درونی پیچیده و غنی‌ای داشته باشند که حتی در برخی مواقع از درک و احساسات افراد نوروتایپیکال پیشی می‌گیرد.
تیتو در این اثر بر لزوم درک عمیق‌تر و پذیرش افراد اوتیستیک تأکید می‌کند و می‌خواهد ثابت کند که افراد با این اختلال، دنیای احساسی و ذهنی خاص خود را دارند که نیاز به احترام و فهم بیشتر دارد. هدف غایی نویسنده از تدوین این تراوش‌های ذهنی، تغییر پارادایم‌های موجود و جایگزینی ترحم با درک متقابل و احترام به تفاوت‌های نورولوژیک است. این کتاب بیش از آنکه یک شرح حال ساده باشد، سندی علمی و انسانی است که اوتیسم را نه به عنوان یک نقص ذهنی، بلکه به مثابه نوعی تفاوت بنیادین در پردازش اطلاعات و پیوند میان ذهن و جسم معرفی می‌کند.
درباره تیتو راجارشی موخودپادهایای
درباره تیتو راجارشی موخودپادهایای
تیتو راجارشی موخودپادهایای(Tito Rajarshi Mukhopadhyay) در اوایل کودکی مبتلا به اوتیسم غیرکلامی شدید یا کم عملکرد تشخیص داده شد. او عمدتاً از طریق نوشتن ارتباط برقرار می کند و یاد گرفته است که توانایی های خواندن، نوشتن و تفکر خود را توسعه دهد. سازمان ملی Autism Speaks از تیتو و مادرش سوما حمایت کرد تا به ایالات متحده بیایند تا او بتواند در آزمایشات علمی شرکت کند. تیتو اکنون یک نویسنده ماهر است. او در آستین، تگزاس زندگی می کند.
قسمت هایی از کتاب با لب های بسته چطور حرف بزنم؟

یک روز که مقابلش ایستاده بودم، متوجه شدم داخل و خارج شدن از آن ساده است. راحت می‌شود به آینه وارد شد و از آن بیرون آمد. و فهمیدم فقط وقتی می‌توانم وارد یا خارج شوم که پشت‌سرم شفاف باشد، کاملا شفاف. و همۀ رنگ‌های دنیای پشت سرم کجا می‌رفتند؟ متوجه شدم که آینه با کش‌وقوس‌دادن خودش همۀ رنگ‌ها را جذب می‌کند. آسمان پشت پنجره در آینه آبی‌تر دیده می‌شد. تپه‌های آفتاب‌خورده در آن قهوه‌ای‌تر می‌شدند. و من برای دیدن آسمان و تپۀ واقعی به پشت سرم نگاه می‌کردم. از دیدن آن‌ها که از هوا رنگ گرفته بودند، تعجب می‌کردم. قصه‌ها پشت آینه منتظرم بودند. پس نیاز داشتم به سوی دیگر بروم. عبور از آینه و رفتن به سوی دیگر چندان دشوار نبود. تنها کاری که به آن نیاز داشتم خیره شدن به هر سایه در گوشۀ دیوار بود که در چشم‌هایم بازتابی نداشت.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب با لب های بسته چطور حرف بزنم؟" ثبت می‌کند