کتاب آن ها که می روند و آن ها که می مانند

Those Who Leave and Those Who Stay
سومین کتاب از سری رمان های ناپل
کد کتاب : 14149
مترجم :
شابک : 978-6004054423
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 484
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2013
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 2 مهر

آن ها که می روند و آن ها که می مانند
Those Who Leave and Those Who Stay
کد کتاب : 14151
مترجم :
شابک : 978-9641742135
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 475
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2013
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 2 مهر

آنان که می روند و آنان که می مانند
Those Who Leave and Those Who Stay
  • 10 % تخفیف
    قیمت : 59,000 | 53,100 تومان

  • موجود
  • انتشارات: لگا لگا
    نویسنده:
کد کتاب : 26273
مترجم :
شابک : 978-6008987130
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 389
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2013
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 2 مهر

معرفی کتاب آن ها که می روند و آن ها که می مانند اثر النا فرانته

کتاب آنها که می روند و آنها که می مانند کتاب سوم از مجموعه ی رمان های ناپل است. این مجموعه شامل چهار کتاب است. کتاب اول با نام دوست باهوش من و کتاب دوم با نام یک داستان جدید، پیش از این کتاب منتشر شده اند و به محبوبیت چشم گیری بین خوانندگان دست یافته اند. آنها که می روند و آنها که می مانند در مورد دو دوست در ایتالیای پس از جنگ است. این کتاب یک حماسه ای غنی ، شدید و سخاوتمند است که توسط یکی از محبوب ترین و تحسین برانگیزترین نویسندگان معاصر ، النا فرانته نوشته شده است.
در کتاب آنها که می روند آنها که می مانند لی لا و النا دو دختر که خوانندگان پیش تر با آنها در کتاب دوست باهوش من آشنا شده بودند به زنانی بدل شده اند. لی لا در شانزده سالگی ازدواج کرده و یک پسر جوان نیز دارد. او همسر خود و راحتی های ازدواجش را رها کرده و اکنون به عنوان یک کارگر در کارخانه ای کار می کند. النا از محله شان خارج شده ، مدرک دانشگاهی خود را به دست آورده و رمان موفقی را منتشر کرده است که همه اینها راه او را به دنیای جدیدی باز کرده است. هر دو زن در مقابل دیوارهای زندانی مقاومت می کنند که مشاهده گر زندگی آنها همراه با بدبختی ، بی توجهی و تسلیم است. آنها در دریای بزرگی از فرصتهایی که در دهه 1970 بروی آنها گشوده شده شناور هستند. با این حال ، آنها هنوز با یکدیگر پیوندی قوی دارند که غیرقابل شکستن است.
فرانته یکی از داستان نویسان عالی جهان است. با چهارگانه ی رمان های ناپلی ، وی به خوانندگان خود یک کتاب جذاب گسترده و سخاوتمندانه با پلاتی استادانه بخشیده است که خواندنش به عنوان اثری در ژانر ادبیات داستانی برای خوانندگان نسل های مختلف در آینده لذت بخش خواهد بود.

کتاب آن ها که می روند و آن ها که می مانند


ویژگی های کتاب آن ها که می روند و آن ها که می مانند

نامزد مدال اندرو کارنگی سال 2015

از پرفروش های نیویورک تایمز

النا فرانته
النا فرانته، نام مستعار نویسنده ای ایتالیایی است که به صورت ناشناس فعالیت می کند. آثار فرانته که به زبان ایتالیایی هستند، به زبان های متعددی ترجمه شده اند.فرانته با وجود شناخته شدن به عنوان رمان نویسی بین المللی، توانسته هویت خود را از زمان انتشار اولین رمانش در سال 1992 مخفی نگه دارد. البته حدس و گمان هایی درباره ی هویت واقعی او به وجود آمده که از اطلاعات موجود در مصاحبه هایش برگرفته شده اند.
نکوداشت های کتاب آن ها که می روند و آن ها که می مانند
One of the more nuanced portraits of feminine friendship in recent memory.
یکی از ظریفترین پرتره های دوستی زنانه در مدت اخیر
Megan O’Grady, Vogue

Ferrante’s novels are intensely, violently personal, and because of this they seem to dangle bristling key chains of confession before the unsuspecting reader
رمان های فرانته به شدت و به شکل بی رحمانه ای شخصی هستند. و بخاطر همین به نظر می رسد پیش از آنکه خواننده گمان برد زنجیره ی کلید های اعترافات را آویزان کرده است.
James Wood, The New Yorker

Elena Ferrante may be the best contemporary novelist you’ve never heard of.
شاید بتوان گفت النا فرانته بهترین نویسنده ی معاصری است که نامش به گوشتان خورده است.
The Economist

قسمت هایی از کتاب آن ها که می روند و آن ها که می مانند (لذت متن)
دروغ نمی گفتم و با این حال، حقیقت هم نبود. حقیقت خیلی پیچیده تر بود و برای دادن شکلی به آن، به واژه های تمرین شده ای نیاز داشتم. اما ما دو نفر، با حدودا بیست و پنج سال سن، رسم نداشتیم که این قدر آشکار رازمان را به یکدیگر بگوییم. هنگامی که او با استفانو نامزد کرده بود و من با آنتونیو بودم، فقط اشاره های کوچک و کلی، عبارت های خجولانه و کنایه آمیز در میان بودند. در مورد دوناتو ساراتوره و فرانکو، هیچ درباره هیچ کدامشان حرف نزده بودم. پس فقط به همین چند کلمه قناعت کردم -برای من این جوری نیست- که باید برایش این طور به نظر رسیده باشد که گفته ام: شاید تو عادی نیستی. و درواقع او نگاه بهت آلودی به من انداخت و انگار برای محافظت از خودش گفت: «تو کتاب، یک چیز دیگه نوشته بودی.» پس آن را خوانده بود. من با حالتی دفاعی زمزمه کردم: « دیگه حتی نمی دونم چی تو کتاب نوشتم.» او گفت: «چیزهای زشتی تو کتاب نوشتی، چیزهایی که مردها نمی خوان بشنون و زن ها می دونن، اما می ترسن بگن. اما حالی چی؟-داری خودتو قایم می کنی؟»