کلارا یا ویرجینیا؟ جنگ آرام و سربراه سکوت را تثبیت میکند. سرما به زندگی مجال رستن نمیدهد و بیگانگی آغاز میشود. کلارا یا ویرجینیا؟ مرگ امید دوست داشته شدن است و عشق خاموش. «خانوادهای محترم» چشماندازی است با دو منظر تمام و هزاران منظر ناتمام. چشماندازی از زندگی دو زن، یکی چشم انتظار دوست داشتن و یکی دوست داشته شدن. کلارا؟ ویرجینیا؟ انتخاب با مخاطب است.
ایزابلا بوسی فدریگوتی (روورتو، 3 مارس 1948) روزنامه نگار و نویسنده ایتالیایی است. مقالات فرهنگی و آداب و رسومی با Corriere della Sera همکاری داشت. او از سال 1993 تا 1997 در مادرید زندگی کرد.اولین حضور او در داستان با رمان Amore mio, uccidi Garibaldi (1980) بود که در اولین هفته های انتشار در رتبه بندی کتاب های پرفروش به مقام دوم رسید. در سال 1983 او فینالیست جایزه استرگا بود و جایزه انتخابی کمپیلو را برای رمان Casa di Guerra دریافت کرد. در سال 1991 او با دی بوون فامیگلیا برنده جایزه کامپیلو شد که در سال 2006 یک اقتباس تئاتری از آن با بازی آنا ماریا گوارنیری و ماگدا مرکاتالی ساخته شد.[8] یکی دیگر از کتاب های او به نام Magazzino vita از سال 1996 برنده جایزه ادبی Basilicata شد.در سال 2019 او جایزه یک عمر دستاورد بنیاد Campiello را دریافت کرد.
از بهترین آثاری که دیگه چاپ نمیشه :((( تو توانسته ای جان سالم به در ببری و زنده بمانی؛ نه فقط خودت بلکه خانه ات نیز همچنان باقی است با همان اتاقها و تختخوابها و عکسهایی که قاب گرفته ای و در اطراف چیده ای عکسهایی که اکنون بیشتر شبیه به تصاویر یادگاری یک گورستان خصوصی به نظر میرسند. لباسهایی که میپوشی بازمانده ای از جهانی دیگرند و کفشهایی که هر بار انتخاب میکنی همواره از مد افتاده هستند و عجیب اینکه شباهت غریبی به کفشهای پیشین و آنها نیز به کفشهای قبلی و قبلیتر تو دارند. حتی در شیوه آرایش گیسوانت نیز منحصر به فرد مانده ای زیرا دیگر هیچ زنی موهایش را به سبک تو نمیآراید؛ حتی نه آن زنان پیر روستایی که با اصرار و دهها سنجاق سعی میکنند همان چند تار موی کم پشت خود را به شکل گیسوی نازک و قدیمی ببافند.
عجب جواهری است این کتاب. متاسفانه مثل خیلی از کتابهای خوب چاپ نشدند. به نشر ققنوس سفارش دادم و یک تک نسخه برام زدند. لذت فراوانی از کتاب بردم