1. خانه
  2. /
  3. کتاب خانواده‌ ای‌ محترم‌

کتاب خانواده‌ ای‌ محترم‌

4.6 از 3 رأی

کتاب خانواده‌ ای‌ محترم‌

Di buona famiglia
٪10
1130000
1017000
معرفی کتاب خانواده‌ ای‌ محترم‌
«خانواده‌ ای‌ محترم‌» اثر ایزابلا بوسی فدریگوتی از آن رمان‌هایی است که ساختارشان پیش از پیرنگ حرف اصلی را می‌زند. کتاب تقریبا به دو نیمهٔ هم‌اندازه تقسیم شده است: نخست کلارا از گذشته سخن می‌گوید و سپس خواهر بزرگ‌ترش، ویرجینیا، همان زندگی مشترک را از چشم خود بازسازی می‌کند. اتفاق‌ها تغییر نکرده‌اند؛ معنای آن‌ها عوض می‌شود. خواننده خیلی زود درمی‌یابد که مسئلهٔ اصلی رمان کشف این نیست که کدام خواهر راست می‌گوید، بلکه فهمیدن این است که یک خانواده چگونه می‌تواند دو روایت ناسازگار از یک گذشته تولید کند و سال‌ها با هر دو زندگی کند. کلارا و ویرجینیا در خانواده‌ای مرفه و سنت‌گرا پرورش یافته‌اند؛ جهانی که آداب، آموزش دینی، رفتار مناسب و حفظ ظاهر برایش اهمیتی تقریبا آیینی دارد. کلارا ظاهرا با این نظم سازگار است: آرام، مطیع و وابسته به خانه و خاطرات آن. ویرجینیا در نقطهٔ مقابل او دیده می‌شود؛ سرکش‌تر، بی‌قرارتر و مشتاق گریز از قواعدی که زندگی را از پیش تعریف کرده‌اند. خانواده نیز به‌تدریج همین نقش‌ها را تثبیت می‌کند: یکی «دختر خوب» است و دیگری کسی که همیشه باید از او انتظار دردسر داشت. اما رمان دقیقا از جایی جدی می‌شود که این تقسیم‌بندی شروع به فروپاشی می‌کند. در نیمهٔ نخست، کلارا سال‌های گذشته را چنان روایت می‌کند که ویرجینیا اغلب منشأ آشفتگی‌ها و ناکامی‌های زندگی او به نظر می‌رسد. سکوت، دلخوری و سوءتفاهم کم‌کم روی هم انباشته می‌شوند و تصویری نسبتا منسجم از یک قربانی و یک خواهر خودخواه شکل می‌گیرد. سپس صدا عوض می‌شود. ویرجینیا نه وقایع را انکار می‌کند و نه گذشته‌ای کاملا متفاوت می‌سازد؛ همان صحنه‌ها را از جای دیگری می‌بیند. رفتارهایی که از نظر کلارا خیانت، بی‌ملاحظگی یا سنگدلی بوده‌اند، در روایت ویرجینیا انگیزه و پیشینه‌ای دیگر پیدا می‌کنند. برخی سکوت‌های کلارا نیز دیگر معصومانه به نظر نمی‌رسند. آنچه تغییر می‌کند داوری خواننده است. این جابه‌جایی منظر مهم‌ترین دستاورد فرمی کتاب است. بوسی فدریگوتی به ترفند پیچیده‌ای نیاز ندارد؛ کافی است اجازه دهد هر خواهر مدت کافی در ذهن خواننده بماند. خاطره در اینجا بایگانی بی‌طرف گذشته نیست. هرکس حوادث را با رنج‌ها، حسادت‌ها، میل‌ها و توجیه‌هایی که طی سال‌ها ساخته است به یاد می‌آورد. بنابراین حقیقت خانوادگی به قطعاتی تبدیل می‌شود که به‌سختی روی هم می‌افتند. منتقدان معاصر کتاب نیز بر همین دوگانگی، سکوت طولانی میان دو خواهر و ناتوانی آن‌ها در «با هم به یاد آوردن» تأکید کرده‌اند. عنوان «خانواده‌ ای‌ محترم‌» نیز رگه‌ای آشکار از طعنه دارد. «خوب بودن» در این محیط بیش از آن‌که حکمی اخلاقی باشد، مجموعه‌ای از نشانه‌های اجتماعی است: تربیت مناسب، انضباط، دینداری، ازدواج شایسته و پنهان نگه داشتن آنچه با تصویر خانواده سازگار نیست. بخش عمدهٔ خشونت رمان در همین پنهان‌کاری رخ می‌دهد. کسی فریاد نمی‌زند؛ زخم‌ها با سکوت، کنایه، ملاحظه‌کاری و رفتارهای ظاهرا محترمانه عمیق‌تر می‌شوند. تاریخ بزرگ قرن بیستم نیز از کنار این خانواده می‌گذرد جنگ‌ها، فاشیسم و تغییرات اجتماعی اما بوسی فدریگوتی عمدا مرکز ثقل را در اتاق‌ها، روابط و حافظهٔ خصوصی نگه می‌دارد. رمان در ۱۹۹۱ منتشر شد و همان سال جایزهٔ معتبر کامپیلو را گرفت؛ جایگاهی که آن را به شناخته‌شده‌ترین آثار بوسی فدریگوتی تبدیل کرد. در کارنامهٔ او نیز دغدغه‌هایی که بعدها بارها بازمی‌گردند دیده می‌شود: زنان، خانواده، سکوت‌های عاطفی، زندگی خصوصی زیر فشار قراردادهای اجتماعی و گذشته‌ای که از خانه بیرون نمی‌رود. نثرش خویشتن‌دار است و از انفجارهای احساساتی فاصله می‌گیرد. همین مهار با جهان شخصیت‌ها هماهنگ است، هرچند برای خواننده‌ای که انتظار روان‌کاوی صریح یا کشمکش‌های بیرونی پررنگ دارد، گاهی ممکن است بیش از اندازه سرد و فروخورده جلوه کند. تلخی «خانواده‌ ای‌ محترم‌» در این نیست که دو خواهر یکدیگر را نمی‌فهمند. مسئله دشوارتر است: هر دو برای رفتار خود دلایلی دارند و هر دو بخشی از واقعیت را می‌بینند. سال‌ها می‌گذرد و آنچه می‌توانست یک گفت‌وگو باشد به دو روایت جداگانه تبدیل می‌شود. وقتی بالاخره هر دو صدا را شنیده‌ایم، دیگر معلوم نیست حقیقت دقیقا میان آن‌ها قرار دارد یا اصلا چیزی به نام روایت واحد خانواده وجود داشته است.
درباره ایزابلا بوسی فدریگوتی
درباره ایزابلا بوسی فدریگوتی

ایزابلا بوسی فدریگوتی (روورتو، 3 مارس 1948) روزنامه نگار و نویسنده ایتالیایی است.  مقالات فرهنگی و آداب و رسومی با Corriere della Sera همکاری داشت. او از سال 1993 تا 1997 در مادرید زندگی کرد.اولین حضور او در داستان با رمان Amore mio, uccidi Garibaldi (1980) بود که در اولین هفته های انتشار در رتبه بندی کتاب های پرفروش به مقام دوم رسید. در سال 1983 او فینالیست جایزه استرگا بود و جایزه انتخابی کمپیلو را برای رمان Casa di Guerra دریافت کرد. در سال 1991 او با دی بوون فامیگلیا برنده جایزه کامپیلو شد که در سال 2006 یک اقتباس تئاتری از آن با بازی آنا ماریا گوارنیری و ماگدا مرکاتالی ساخته شد.[8] یکی دیگر از کتاب های او به نام Magazzino vita از سال 1996 برنده جایزه ادبی Basilicata شد.در سال 2019 او جایزه یک عمر دستاورد بنیاد Campiello را دریافت کرد.

نظر کاربران در مورد "کتاب خانواده‌ ای‌ محترم‌"
2 نظر تا این لحظه ثبت شده است

از بهترین آثاری که دیگه چاپ نمی‌شه :((( تو توانسته ای جان سالم به در ببری و زنده بمانی؛ نه فقط خودت بلکه خانه ات نیز همچنان باقی است با همان اتاقها و تختخوابها و عکسهایی که قاب گرفته ای و در اطراف چیده ای عکسهایی که اکنون بیشتر شبیه به تصاویر یادگاری یک گورستان خصوصی به نظر می‌رسند. لباسهایی که میپوشی بازمانده ای از جهانی دیگرند و کفشهایی که هر بار انتخاب میکنی همواره از مد افتاده هستند و عجیب اینکه شباهت غریبی به کفشهای پیشین و آنها نیز به کفشهای قبلی و قبلی‌تر تو دارند. حتی در شیوه آرایش گیسوانت نیز منحصر به فرد مانده ای زیرا دیگر هیچ زنی موهایش را به سبک تو نمی‌آراید؛ حتی نه آن زنان پیر روستایی که با اصرار و ده‌ها سنجاق سعی میکنند همان چند تار موی کم پشت خود را به شکل گیسوی نازک و قدیمی ببافند.

1404/11/14 | توسطحسین مشتاق
0
| |

عجب جواهری است این کتاب. متاسفانه مثل خیلی از کتابهای خوب چاپ نشدند. به نشر ققنوس سفارش دادم و یک تک نسخه برام زدند. لذت فراوانی از کتاب بردم

1404/07/20 | توسطمصی
0
| |