انتشارات: بوتیماربوتیمار
نویسنده:

معرفی کتاب مائوی دوم اثر دان دلیلو

دان دلیلو، یکی از باهوش ترین و سرگرم کننده ترین نویسنده های حال حاضر آمریکا، رمانی فوق العاده درباره ی کلمات، تصاویر، رمان نویسان، تروریست ها و عقل و ذهن توده ها به مخاطبین خود عرضه کرده است. در مرکز رمان مائوی دوم، نویسنده ای مشهور و انزواطلب به اسم بیل گری قرار دارد که از رمان شکست خورده اش که سال ها مشغول کار بر روی آن بوده، به سوی دنیایی از خشونت های سیاسی فرار می کند؛ جهانی آکنده از مواد منفجره و گروگان های محبوس در زیرزمین خانه ها. راه خطرناک بیل، دو شخصیت را درگیر مشکلات فراوانی می کند: دستیار نابغه و باهوش بیل به اسم اسکات، و زن جوان و عجیبی که معشوقه ی اسکات[و بیل]است. رمان مائوی دوم، رمانی درخشان و سرشار از خشم های نهان و تبدیل شده به طعنه و کنایه است و لحظات فراوانی از برتری از نظر معنا و ساختار را به مخاطبین ارائه می کند که رسیدن به آن ها، کار بسیار سختی است و از عهده ی هر نویسنده ای بر نمی آید.

کتاب مائوی دوم


ویژگی ها کتاب مائوی دوم

برنده ی جایزه ی پن/فاکنر سال 1972

مشخصات کتاب مائوی دوم
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-404-070-9
تعداد صفحه :324
سال انتشار شمسی :1394
سال انتشار میلادی :1991
سری چاپ :1
بیشتر بخوانید

آینه ی تمام نمای زندگی بشر در ادبیات تاریخی

می توان گفت که هدف اصلی این ژانر، «زندگی بخشیدن به تاریخ» از طریق ساختن داستان هایی درباره ی گذشته یا یک دوره ی تاریخی خاص است.

نکوداشت های کتاب مائوی دوم
The writing is dazzling.
نثر [این کتاب]خیره کننده است.
New York Times New York Times

This novel's a beauty.
این رمان، اثری هنری و زیباست.
Publishers Weekly Publishers Weekly

DeLillo is a modern master and literary provocateur.
دلیلو، استادی نوگرا و جریان سازی ادبی است.
Library Journal Library Journal

بخش هایی از کتاب مائوی دوم (لذت متن)
بیل داده بود عکس اش را بیندازند، نه به دلیل آن که بخواهد از جای مخفی اش بیرون بیاید، بلکه به دلیل آن که به جای مخفی تری برود. او می خواست در شرایط انزوایش بازنگری کند. او به بحران آشکار گی نیاز داشت تا دلیلی محکم برای تشدید پنهان سازی اش دست و پا کند.

سال ها قبل شایعاتی بر سر زبان ها افتاده بود که بیل مرده است، بیل در منیتوبا به سر می برد، بیل با نام آدمی دیگر روزگار می گذراند، بیل دیگر کلمه ای بر کاغذ نخواهد آورد. این ها از جمله قدیمی ترین شایعات روی زمین بودند و نه درباره ی بیل بلکه آمال و آرزوهای کسانی بودند که تمنای معماسازی و افسانه پردازی داشتند. بیل هم اکنون داشت از چرخه ی مرگ و حیات تازه ی خویش طرح می زد.

اتاق تاریک بود و مرد دم پنجره ایستاد در انتظار چراغ های جلوی ماشین تا پدیدار شوند بر بالای تپه و نورشان مارپیچ بیاید پایین بر آن گستره، بر تنه های درختان و ساقه های خمیده و سنگ پاره ها. اشتیاق نبود یا انتظاری از سر نیاز، بلکه صرفا یک احساس که این صحنه تا لحظاتی دیگر در برابر چشمانش نمایان خواهد شد و اگر دمی بیشتر آنجا بماند اتومبیل را خواهد دید که در راه شیارخورده می پیچد.