کتاب تجربه مدرنیته

All That Is Solid Melts Into Air
هرآنچه سخت و استوار است دود می شود و به هوا می رود
کد کتاب : 15426
مترجم :
شابک : 978-6008582113
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 546
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 1982
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 3
زودترین زمان ارسال : 27 مرداد

معرفی کتاب تجربه مدرنیته اثر مارشال برمن

کتاب "تجربه مدرنیته" اکتشافی خیره کننده از آگاهی نسبت به مدرنیته،نوشته "مارشال برمن" میباشد.

در این کتاب بی نظیر ، مارشال برمن تغییرات اجتماعی، که میلیون ها انسان را به دنیای سرمایه داری و تأثیر مدرنیسم بر هنر ، ادبیات و معماری سوق داده است ، در نظر می گیرد. این نسخه جدید حاوی مقدمه به روز شده ای است که به نقشی اساسی از آغاز مدرنیسم در تحولات دموکراتیک مردمی در اواخر دهه 1920 بازی می کند.

انقلابهای سیاسی و اجتماعی قرن نوزدهم ، نوشته های محوری گوته ، مارکس ، داستایوسکی و دیگران و ایجاد محیط های جدید برای جایگزینی قدیمی ها، همه ما را به سمت دنیای مدرن ، تضادها و ابهامات سوق داده اند.

در این کتاب جذاب ، مارشال برمن به بررسی برخورد طبقات ، تاریخ ها و فرهنگ ها می پردازد و به چشم انداز ما برای رسیدن به رابطه بین آرمان گرایی اجتماعی و یک ایدالیسم پیچیده و بوروکراتیک می اندیشد.

از تفسیر مجدد کارل مارکس گرفته تا تأثیرگذاری تأثیر رابرت موسی در زندگی مدرن شهری ، "مارشال برمن" پیشرفت تجربه قرن بیستم را ترسیم می کند. او نتیجه می گیرد که سازگاری با جریان مداوم امکان پذیر است و امید ما در دستیابی به یک جامعه واقعا مدرن نهفته است.

کتاب تجربه مدرنیته

مارشال برمن
مارشال هاوارد برمن (به انگلیسی: Marshall Howard Berman) (زاده ۱۹۴۰ در برانکس، نیویورک درگذشته۱۱ سپتامبر ۲۰۱۳ منهتن، نیویورک) نویسندهٔ مارکسیست–انسان‌گرا، فیلسوف آمریکایی و نویسندهٔ کتاب مشهور هر آنچه سخت و استوار است، دود می‌شود و به هوا می‌رود (به انگلیسی: All That Is Solid Melts Into Air) بود که در ایران با عنوان تجربهٔ مدرنیته ترجمه شده است. وی همچنین استاد فلسفهٔ سیاسی در کالج شهر نیویورک و استاد مطالعات شهری و فلسفهٔ سیاسی در دانشگاه نیویورک بود.
قسمت هایی از کتاب تجربه مدرنیته (لذت متن)
ماکار دوشکین قهرمان رمان مردمان فقیر داستایوسکی، که کارمندی نسخه بردار در یک اداره ی دولتی بی اهمیت است، خود را به منزله ی وارث شایسته ی ردای آکاکی آکاکی یویچ (شخصیت اصلی شنل گوگول) معرفی می کند. بنا به توصیف او از زندگیش در محل کار، شغل واقعی او ظاهرا قربانی شدن است. او فردی صدیق، با وجدان، خجالتی و گوشه گیر است؛ از زد و بند و دسایسی که به همکارانش اجازه می دهد روز را سپری کنند، کناره می گیرد.نهایتا آنان با وی دشمن می شوند و او را به یک قربانی آیینی بدل می کنند؛ شکنجه دادن او منشاء انرژی و کانون و محور زندگی اداری آنان می شود.دوشکین خود را به منزله ی یک موش توصیف می کند، لیکن موشی که دیگران می توانند برای دستیابی به قدرت و شکوه اداری سوارش شوند. آنچه او از سلف گوگولی خود متمایز می کند و آنچه داستان او را قابل تحمل می سازد (آیا ادبیات ملی هیچ کشوری می تواند بیش از یک شنل داشته باشد؟) هوش سرشار، غنای زندگی درونی و غرور معنوی اوست. همچنان که وی حدیث زندگیش را برای واروارا دوبروسلوا، زن جوانی که در آن سوی حیاط خانه ی اجاره ای او به سر می برد، می نویسد، در می یابیم که برای بیزاری و کراهت از قربانی شدن خویش به حد کافی سرزنده است، و برای تشخیص شیوه های مشارکت و توافقپنهان خویش با این امر به حد کافی باهوش. ولی او همه چیز را نمی بیند : درست در حین بیان حکایات قربانی شدن خویش، به تحقق آن ادامه می دهد- با بازگو کردن آن برای زنی که از دید ما هیچ اهمیتی برای این ماجرا قائل نیست.

دوشکین به صورتی مبهم از این نکته آگاه است که صرف نظر از فقر و تنهایی و عدم تندرستی ، بخشی از مسئله ی او خودش است. او ماجرایی از دوران جوانی خویش را تعریف می کند که طی آن، از طبقه ی چهارم سالن تئاتر عاشق هنرپیشه ای زیبا شده است. البته چنین عشقی فی نفسه هیچ ایراد و اشکالی ندارد: این امر یکی از دلایل وجود هنرهای نمایشی است، یکی از نیروهایی که ضامن بازگشت تماشاگران است؛ و تقریبا هر کسی دست کم یک بار دچارش می شود. بیشتر تماشاگران امروزه نیز درست به مانند دهه ی ۱۸۴۰ این عشق را در ساحت خیال و کاملا مجزا از زندگی واقعی شان ، نگه می دارند. شمار کمی از آنان، دم در صحنه ی تئاتر به انتظار می ایستند، دسته گل تقدیم می کنند، نامه های عاشقانه و پر شور می نویسند و می کوشند تا با معشوق خویش روبرو شوند؛ این کار غالبا به دل آزردگی می انجامد (مگر آن که عشاق بیش از حد معمول زیبا و یا ثروتمند باشند) لیکن به آنان اجازه می دهد آرزوی وحدت زندگی خیالی و واقعی خویش را برآورده سازند. اما دوشکین از هیچ یک از دو گروه فوق پیروی نمی کند؛ او در عوض کاری می کند که بدترین ثمرات هر دو جهان خیالی و واقعی را برایش به بار می آورد: فقط یک روبل ته جیبم مانده بود، و تا نوبت بعدی پرداخت حقو ق هنوز ده روز فاصله داشتیم. خوب جانم، فکر می کنی چه کار کردم؟ سر راهم به اداره باقی پولم را صرف خرید عطر فرانسوی و صابون معطر کردم…