کتاب جهان های موازی

Parallel Worlds
کد کتاب : 16166
مترجم :
شابک : 978-9645676948
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 480
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 2004
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 22
زودترین زمان ارسال : 1 مهر

معرفی کتاب جهان های موازی اثر میچیو کاکو

"جهان های موازی" نوشته ی «میچیو کاکو» یکی از مهم ترین کتاب های علمی دو دهه ی اخیر جهان است. همان طور که نویسنده معتقد است، جهان های موازی ممکن که در فیزیک نظری مطرح هستند در سه دسته با مفاهیم کاملا مجزا قرار می گیرند که برای هیچ یک هنوز شواهد تجربی به دست نیامده است. این جهان ها شامل جهان های موازی تورمی، جهان های موازی کوانتومی و جهان های موازی فرافضا می شوند.

کتاب به سه بخش کلی تقسیم بندی شده است. بخش اول: جهان، بخش دوم: جهان چندگانه و بخش سوم: فرار به فضا. نویسنده در این کتاب استعداد شگرف خود را به خدمت گرفته تا به یکی از عجیب ترین و هیجان انگیزترین دستاوردهای احتمالی فیزیک مدرن بپردازد. اینکه شاید بی نهایت جهان در شبکه ی گسترده ی کیهانی وجود داشته باشند که کل جهان ما فقط یکی از آن ها است. "کاکو" با استفاده ی استادانه از شوخ طبعی و تمثیل، صبورانه مخاطب را با نظریات متفاوت موجود در جهان های موازی آشنا می سازد؛ نظریاتی که همگی از مکانیک کوانتومی، کیهان شناسی و تئوری جدید نشأت می گیرند.

کتاب جهان های موازی

میچیو کاکو
میچیو کاکو، زاده ی 24 ژانویه ی 1947، آینده گرا، ترویج دهنده ی علم و فیزیکدان ژاپنی/آمریکایی است.کاکو در کالیفرنیا و در خانواده ای ژاپنی/آمریکایی چشم به جهان گشود. او از همان دوران مدرسه، عاشق و شیفته ی علم بود و در گاراژ خانه، آزمایش های عجیبی انجام می داد.در سال 1968، کاکو با بهترین عملکرد ممکن از دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل شد و به آزمایشگاه برکلی در دانشگاه کالیفرنیا پیوست و دکترایش را دریافت کرد. او کتاب های زیادی در مورد نظریه ی رشته ها و نظریه ی میدان کوانتومی نوشته است و یکی از محبوب ...
قسمت هایی از کتاب جهان های موازی (لذت متن)
سفری به آفرینش، ابعاد بالاتر قصد شاعر تنها این است که سر به درون افلاک برد، این منطق دان است که در پی فروبردن افلاک در سرخود است و سر او است که از هم می پاچد. جی کی استرسون فصل اول: تصویر دوران کودکی جهان در دوران کودکی من با عقاید شخصی خود درگیر بودم. پدر و مادر من باسنت بودائی بزرگ شده بودند، بااین حال من هر هفته در جلسات یک شنبه ها در مدرسه شرکت می کردم، و از شنیدن داستان های کتاب مقدس در مورد نهنگ های عظیم الجسه، کشتی ها، ستون هایی از نمک، گرداب ها و میوه ها لذت می بردم. با شنیدن این داستان های قدیمی که بخش موردعلاقه من از کلاس های یک شنبه ها بود به هیجان می آمدم. به نظر می رسید که گوش دادن به روایت طوفان های بزرگ، درختان آتش گرفته و آب های شکافته شده بسیار هیجان انگیزتر از نیایش های دست جمعی و مراقبه های بوداها بود. در حقیقت این داستان های باستانی با محوریت شجاعت و تراژدی، آشکارا درس های اخلاقی و معنوی عمیقی را به تصویر می کشیدند. روزی در مدرسه مبحث پیدایش به ما آموزش داده می شد ، تصور اینکه خداوند از آسمان ها فریاد برآورد که بگذار آنجا نور باشد، خیلی مهیج تر از مراقبه با سکوت برای نیروانا بود. با کنجکاوی ساده لوحانه ای از معلم پرسیدم، آیا خداوند مادر دارد؟ او که همواره باروی باز برای پاسخ دادن به سوالات آماده بود این بار غافلگیر شد، پس از کمی مکث پاسخ داد نه احتمالا خداوند مادر ندارد. من پرسیدم پس خداوند از کجا آمده است؟ او من و من کنان گفت که برای پاسخ دادن به این سوال باید با کشیش مشورت کند. من در آن زمان نفهمیدم که تصادفا بر روی یکی از سوالات مهم علم الهیات دست گذاشته ام. گیج شده بودم زیرا در آیین بودا اصلا خدایی وجود ندارد و تنها جهانی مستقل از زمان وجود دارد که نه آغازی دارد و نه پایانی. بعدها زمانی که به مطالعه اسطوره شناسی جهان پرداختم، آموختم که از دید مذهب دو نوع کیهان شناسی وجود دارد. اولی بر پایه یک لحظه مستقل پایه گذاری شده است و آن لحظه ای است که خداوند جهان را آفرید. باور دوم بر این اعتقاد است که جهان همواره بوده است و خواهد بود. عقیده من این بود که هیچ کدام از این دو نمی توانند درست باشند. بعدها دریافتم که این دو رویکرد در فرهنگ های دیگر رایج نیستند به عنوان مثال در اسطوره شناسی چینی در ابتدا یک تخم کیهانی... .