1. خانه
  2. /
  3. کتاب قبضه قدرت

کتاب قبضه قدرت

نویسنده: چسلاو میلوش
3.55 از 2 رأی

کتاب قبضه قدرت

The Seizure Of Power
انتشارات: نشر نی
٪10
680000
612000
معرفی کتاب قبضه قدرت
در «قبضه قدرت» مسئله فقط این نیست که چه گروهی حکومت را در دست می‌گیرد؛ پرسش دشوارتر این است که وقتی تاریخ خود را به شکل نیرویی اجتناب‌ناپذیر عرضه می‌کند، از مسئولیت فردی چه باقی می‌ماند. چسلاو میلوش رمان خود را در لحظه‌ای قرار می‌دهد که لهستان از ویرانی جنگ و اشغال آلمان بیرون می‌آید و هم‌زمان در مدار قدرت شوروی و حکومت کمونیستی تازه‌ای قرار می‌گیرد. میان کسانی که در برابر نظم جدید مقاومت می‌کنند، کسانی که به آن ایمان آورده‌اند و کسانی که صرفا می‌کوشند با آن کنار بیایند، مرزهای اخلاقی به‌سرعت پیچیده می‌شوند. قدرت در اینجا فقط از بالا تحمیل نمی‌شود؛ راه خود را به قضاوت، زبان و توجیهات آدم‌ها باز می‌کند. میلوش این رمان را اندکی پس از گسستن از دستگاه دیپلماتیک جمهوری خلق لهستان و پناهندگی در فرانسه نوشت. نسخهٔ فرانسوی آن با عنوان La Prise du pouvoir در سال ۱۹۵۳ منتشر شد و جایزهٔ ادبی اروپایی را برای او به همراه آورد؛ متن اصلی لهستانی، «Zdobycie władzy»، دو سال بعد در پاریس انتشار یافت. ترجمهٔ انگلیسی سلینا وینیفسکا نیز در ۱۹۵۵ منتشر شد و در بریتانیا مدتی با عنوان The Usurpers شناخته می‌شد. این زمان‌بندی اهمیت دارد، زیرا «قبضه قدرت» از فاصلهٔ امن تاریخی نوشته نشده است. میلوش هنوز بسیار نزدیک به جهانی بود که درباره‌اش می‌نوشت و خود نیز بخشی از سازوکار فرهنگی و دیپلماتیک حکومت پس از جنگ را از درون دیده بود. رمان در سال‌های پایانی جنگ و نخستین سال‌های استقرار نظم کمونیستی در لهستان حرکت می‌کند و از مجموعه‌ای از شخصیت‌ها با گرایش‌های متفاوت سیاسی و فکری استفاده می‌کند. پیوتر کوینتو، روشنفکر جوانی که با دستگاه سیاسی تازه همکاری می‌کند، یکی از محورهای این شبکه است؛ در کنار او اعضای مقاومت، دانشگاهیان، مأموران حکومت، روشنفکران و ایدئولوگ‌هایی قرار می‌گیرند که هر کدام راه متفاوتی برای فهم تحولات پیش رو یافته‌اند. قیام ورشو و پیامدهای اشغال شوروی زمینهٔ تاریخی این داستان‌اند، اما میلوش قصد بازسازی جامع وقایع را ندارد. تاریخ از خلال چند زندگی و چند تصمیم دیده می‌شود. همین انتخاب فرم، «قبضه قدرت» را به خویشاوند داستانی «ذهن اسیر» نزدیک می‌کند. میلوش در آن کتاب مشهورتر می‌پرسید روشنفکر چگونه می‌تواند خود را به اطاعت از نظامی ایدئولوژیک قانع کند؛ در این رمان همان مسئله وارد زندگی روزمره و موقعیت انتخاب می‌شود. همکاری همیشه حاصل ایمان نیست. ممکن است از ترس، جاه‌طلبی، خستگی، احساس اجتناب‌ناپذیری شکست یا حتی امید به اصلاح نظام از درون آغاز شود. خطر از جایی پدید می‌آید که توجیه موقت آرام‌آرام به زبان دائمی فرد تبدیل شود و مرز میان نقاب و چهره از بین برود. میلوش در اینجا به مفهوم «ضرورت تاریخی» نیز مشکوک است؛ همان تصوری که پیروزی یک نظم سیاسی را دلیل حقانیت آن می‌گیرد. اگر تاریخ واقعا مسیری ناگزیر داشته باشد، مقاومت چه معنایی دارد؟ و اگر انسان صرفا محصول نیروهایی باشد که بر او غلبه کرده‌اند، چگونه می‌توان او را مسئول انتخاب‌هایش دانست؟ رمان پاسخ ساده‌ای نمی‌دهد، اما اجازه هم نمی‌دهد پیروزی سیاسی جای داوری اخلاقی را بگیرد. حتی شکست‌خوردگان ممکن است خطا کنند و حتی همکاری‌کنندگان همیشه به صورت هیولاهای اخلاقی تصویر نمی‌شوند. مسئله درست در همین ناحیهٔ خاکستری قرار دارد. این پیچیدگی در عین حال محدودیت ادبی رمان را نیز آشکار می‌کند. برخی شخصیت‌ها بیش از آنکه موجوداتی با عمق روان‌شناختی کامل باشند، نمایندگان موقعیت‌های سیاسی و اخلاقی‌اند. پژوهشگران آثار میلوش نیز به خصلت گاه طرح‌وار و اپیزودیک رمان اشاره کرده‌اند. این ضعف اتفاقی نیست: نویسنده می‌خواهد چند نمونهٔ انسانی را زیر فشار یک لحظهٔ تاریخی قرار دهد و نتیجه گاهی به رمان اندیشه نزدیک‌تر می‌شود تا داستانی که شخصیت در آن مستقل از مسئلهٔ نظری خود زندگی کند. خود میلوش نیز بعدها نسبت به ارزش ادبی کتاب کاملا بی‌انتقاد نبود، هرچند اهمیت آن را به عنوان شهادتی مستقل دربارهٔ نخستین سال‌های نظام کمونیستی بیشتر به رسمیت شناخت. با گذشت زمان، همین نزدیکی به تاریخ معنای دیگری پیدا کرده است. آنچه برای نخستین خوانندگان کتاب گزارشی تقریبا معاصر از استقرار یک رژیم بود، امروز به رمانی تاریخی تبدیل شده است؛ اما پرسش اخلاقی آن پیر نشده. حکومت‌ها قدرت را در یک روز تصرف می‌کنند، ولی تصرف ذهن‌ها فرایندی آهسته‌تر است. گاهی نخستین نشانهٔ آن نه فرمانی حکومتی، که جمله‌ای است که انسان برای آرام‌کردن وجدان خودش می‌سازد.
درباره چسلاو میلوش
درباره چسلاو میلوش

چسواو میوُش (زاده ۳۰ ژوئن ۱۹۱۱ – درگذشته ۱۴ اوت ۲۰۰۴) شاعر و مترجم و استاد دانشگاه لهستانی بود. چسلاو میلوش سال ۱۹۸۰ برنده جایزه نوبل ادبیات شد.

در جریان جنگ جهانی دوم و تهاجم به لهستان به دست آلمان نازی میلوش با مطبوعات همکاری می‌کرد واشعار او جزو نخستین کتاب‌هایی بودند که در لهستان پس از چنگ به چاپ رسیدند. میلوش رایزن فرهنگی لهستان کمونیستی در نیویورک و پاریس بود اما در سال ۱۹۵۱ با قطع رابطه با دولتلهستان در فرانسه پناهنده سیاسی شد و در آنجا چندین اثر در انتقاد از استالینیسم را به رشته تحریر درآورد. در پاریس با مؤسسه ای که در زمینه ادبیات مهاجرین لهستانی فعالیت داشت همکاری می‌کرد. دوره جنگ سرد اوایل دهه ۱۹۵۰ برای میلوش اوج دوره انزوا و تنهایی بود. در سال ۱۹۷۳ خوانندگان انگلیسی زبان با ترجمه شدن برخی از مجموعه اشعارش با او ارتباط برقرار کردند. او در دهه ۱۹۹۰ با فروپاشی کمونیسم به کراکوو بازگشت اما به‌طور مرتب به ایالات متحده آمریکا سفر می‌کرد . میلوش برنده چندین جایزه معتبر ادبی همچون جایزه نوبل، جایزه ادبیات اروپا (۱۹۵۳)، جایزه بین‌المللی ادبیات نوئستات در سال ۱۹۷۸ و کمک هزینه تحقیقاتی گوگنهایم شده‌است. بخاطر مجموعه آثار احساس برانگیز و اندیشمندانه اش در انعکاس فجایع و قساوت قرن بیستم شهرت داشت از زمان فروپاشی کمونیسم که به او اجازه دادند پس از سی سال زندگی در غربت به زادگاه خود بازگردد دراین شهر مقیم بود. او در مدت اقامت خود در فرانسه و ایالات متحده که قریب به ۳۰ سال طول کشید به سمبل برجسته مخالفت با کمونیسم مبدل شد و معروفترین اثر او با نام «ذهن اسیر» تصویرگر وضع اسفناک روشنفکران تحت رژیم دیکتاتوری کمونیستی بود.

مقالات مرتبط با کتاب قبضه قدرت
«وحشت» چگونه پس از جنگ جهانی اول تغییر کرد
«وحشت» چگونه پس از جنگ جهانی اول تغییر کرد
ادامه مقاله
نظر کاربران در مورد "کتاب قبضه قدرت"
1 نظر تا این لحظه ثبت شده است

نمیدونم همچین اثری چرا دوباره تجدید چاپ نشده!

1405/01/04 | توسطبلانشو
1
| |