1. خانه
  2. /
  3. کتاب گرادیوا

کتاب گرادیوا

نویسنده: ویلهلم ینسن
جدید
3.1 از 1 رأی

کتاب گرادیوا

همراه با تفسیری از زیگموند فروید
Delusion & Dream an Interpretation in the Light of Psychoanalysis of Gradiva a Novel
انتشارات: مروارید
٪15
290000
246500
معرفی کتاب گرادیوا
کتاب «گرادیوا» رمان کوتاهی از ویلهلم ینسن است که نخستین‌بار در سال ۱۹۰۳ در آلمان منتشر شد. این اثر در زمان انتشار خود چندان مورد توجه قرار نگرفت، اما اهمیت ادبی و نظری آن اندکی بعد، به‌ویژه با انتشار مقاله‌ی مشهور زیگموند فروید با عنوان «هذیان و رویا در گرادیوای ینسن» آشکار شد. از آن زمان، «گرادیوا» به یکی از مهم‌ترین متون مرزی میان ادبیات، روان‌کاوی و اندیشه‌ی مدرن بدل شده است؛ متنی کوتاه، فشرده و به‌ظاهر ساده که در لایه‌های زیرین خود پیچیدگی روان انسان را به تصویر می‌کشد. داستان بر زندگی نوربرت هانولد، باستان‌شناسی جوان و منزوی، تمرکز دارد؛ شخصیتی که جهان را بیش از آن‌که زیسته باشد، مطالعه کرده و رابطه‌اش با زندگی عاطفی به‌شدت گسسته است. هانولد هنگام بررسی یک نقش‌برجسته‌ی باستانی که زنی را در حال راه رفتن نشان می‌دهد، به شکلی غیرعادی مجذوب حالت گام برداشتن این پیکره می‌شود. او نام «گرادیوا» را بر این زن می‌گذارد؛ به معنای «آن‌که پیش می‌رود». این نام‌گذاری نخستین نشانه‌ی گذار روایت از مشاهده‌ی علمی به تخیل روانی است. تصویر هنری، به‌تدریج جای واقعیت انسانی را می‌گیرد و به موضوع دلبستگی عاطفی بدل می‌شود. این دلبستگی به‌مرور به ساختاری هذیانی تبدیل می‌شود. هانولد باور می‌کند گرادیوا زنی واقعی بوده که در پمپئی باستان می‌زیسته و در فوران کوه وزوو جان باخته است. همین باور او را به سفر به پمپئی می‌کشاند؛ شهری مدفون که گذشته و حال را در هم می‌آمیزد و مرز میان واقعیت بیرونی و خیال ذهنی را فرو می‌ریزد. مواجهه‌ی او با زنی که گویی همان گرادیواست، نه یک افشاگری ناگهانی، بلکه فرآیندی تدریجی و روان‌شناختی است که آرام‌آرام حقیقت را آشکار می‌کند. در تفسیر فروید، این هذیان نه نشانه‌ی جنون بی‌معنا، بلکه ساختاری معنادار است که ریشه در امیال سرکوب‌شده و خاطرات فراموش‌شده‌ی دوران کودکی دارد. فروید نشان می‌دهد که چگونه ذهن، برای عبور دادن میل‌های حذف‌شده به سطح آگاهی، آن‌ها را در قالب رویا، خیال و باورهای تحریف‌شده بازمی‌سازد. از این منظر، هذیان شکلی از تحقق آرزو است؛ همان مکانیسمی که در رویاها عمل می‌کند و می‌کوشد تعادل روانی فرد را حفظ کند. نکته‌ی مهم در «گرادیوا» آن است که بازگشت به واقعیت از مسیر نفی خیال یا استدلال عقلانی خشک صورت نمی‌گیرد. شخصیت زن، که در واقع آشنای دوران کودکی نوربرت است، با ورود محتاطانه به جهان ذهنی او و همراهی نمادین با توهمش، امکان پیوند دوباره‌ی خاطره، میل و واقعیت را فراهم می‌کند. فروید این روند را هم‌راستا با روش روان‌کاوی می‌داند؛ جایی که درمان نه با انکار خیال، بلکه با فهم منطق درونی آن پیش می‌رود. از نظر مضمونی، «گرادیوا» رمانی درباره‌ی سرکوب، میل و قدرت تصاویر است. انتخاب باستان‌شناسی به‌عنوان حرفه‌ی شخصیت اصلی، استعاره‌ای روشن از کاوش در لایه‌های مدفون روان است: همان‌گونه که شهرهای زیر خاک بیرون کشیده می‌شوند، خواسته‌ها و خاطرات فراموش‌شده نیز می‌توانند دوباره به سطح آگاهی بازگردند. به همین دلیل، «گرادیوا» جایگاهی ماندگار در تاریخ ادبیات و روان‌کاوی دارد و همچنان متنی تأمل‌برانگیز برای خوانندگانی است که به پیوند میان خیال، ناخودآگاه و حقیقت انسانی علاقه‌مندند.
درباره ویلهلم ینسن
درباره ویلهلم ینسن

ویلهلم هرمان ینسن نویسنده و شاعر آلمانی بود.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب گرادیوا" ثبت می‌کند