0

کتاب سقوط آزاد Free Fall


  • قیمت : ۱۰,۵۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر سقوط آزاد
مینا دامغانیان مینا دامغانیان

مردی به نام سامی مانتجوی، از فقر و گذشته ای گنگ و مبهم، به هنرمندی قابل تبدیل شده و عکس هایش در گالری مشهور تیت در بریتانیا به نمایش درمی آیند. سامی با شعله ور شدن آتش جنگ جهانی دوم، به اسارت درآمده، با شکنجه تهدید شده و در سلولی تاریک و نمور زندانی می شود. با پیشروی داستان، او به مانند مردی از مرگ برگشته، از سلول خود سربرآورده و بی کرانگی را در دانه ای شن و جاودانگی را در لحظه ای کوتاه می بیند. سامی که رنج سال های اسارت، او را دگرگون ساخته است، شروع به درک چیستی انسان کرده و درمی یابد که انتخاب هایش از او چگونه فردی ساخته اند و تصمیم به یافتن لحظه ای می گیرد که در آن، بار انتخاب هایش، او را از داشتن آزادی و اراده محروم کرده است. کتاب سقوط آزاد، اثر ویلیام گولدینگ، تحلیل و بررسی زندگی یک انسان است و تنش مستمر و حل نشدنی بین عقلانیت و جهالت، و بین روح و کالبد را در زندگی سامی به تصویر می کشد؛ تنشی که آگاهی شخصیت اصلی داستان از محدودیت های هنر در ارائه ی واقعیت، تمامی الگوسازی ها و توضیحات ذهن از پدیده ها را تحت تأثیر شدید خود قرار می دهد. سقوط آزاد با حسی از یک وضعیت ناسازگار با تفاسیر دینی یا مادی گرایانه از دنیا و واقعیت، داستان جذاب خود را به مخاطب عرضه می کند.

خرید و معرفی کتاب خواندنی سقوط آزاد



انتشارات: مرواریدمروارید
مترجم: سهیل سمی سهیل سمی
مشخصات سقوط آزاد
قطع : رقعی
شابک : 978-964-191-191-3
وزن : 340
تعداد صفحه : 300
سال انتشار شمسی : 1391
سال انتشار میلادی : 1959
سری چاپ : 1

ویژگی ها

نویسنده ی کتاب برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 1983

نکوداشت
Recommended for readers who seek more than entertainment from fiction.
این کتاب به مخاطبینی که به دنبال چیزی بیش از سرگرمی در ادبیات داستانی می گردند، بسیار توصیه می شود.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

In this book, humor is filled with horror.
در این کتاب، شوخ طبعی با ترس و دلهره آمیخته شده است.
Publishers Weekly Publishers Weekly

A condensed version of human experience.
نسخه ی فشرده شده ی تجارب بشر.
Library Journal Library Journal

لذت متن
بخشی از هنر تعامل است، اما فقط بخشی از آن. باقی آن، اکتشاف است.

نمی توانم خود را متقاعد کنم که ظرفیت های ذهنم، آن قدر اهمیت دارند که خوب و بد نتایج کارهایشان را تشخیص دهند.

دیروزهایم با من قدم می زنند. آن ها چهره هایی خاکستری هستند که روی شانه هایم، مرا زیرچشمی می پایند.