کتاب «هیتلر، استالین و من» نوشتهی هدا مارگولیوس کووالی روایتی کمحجم اما بهشدت فشرده و تکاندهنده از زیست انسانی در میان دو نظام توتالیتر ویرانگر قرن بیستم است. این اثر که بر پایهی گفتوگوهای عمیق و پیوسته سامان یافته، نه صرفا خاطرهنگاری شخصی، بلکه تلاقی حافظهی زیسته با تاریخ سیاسی است؛ تاریخی که در آن ایدئولوژی، با خشونتی سازمانیافته، زندگی فردی را در هم میشکند. کووالی روایت خود را از کودکی و جوانی در پراگ آغاز میکند؛ شهری که با صعود نازیسم، بهسرعت به میدان حذف و طرد بدل شد. تبعید به گتو، انتقال به آشویتس و اردوگاههای دیگر، و از دستدادن خانواده، تجربههایی هستند که در کتاب نه با اغراق احساسی، بلکه با زبانی خونسرد و دقیق بازگفته میشوند. همین خونسردی، وزن اخلاقی روایت را افزایش میدهد: خواننده با رنجی مواجه میشود که از دل امر عادی و روزمره بیرون میزند، نه از استثنا. بقا در این متن، نه قهرمانانه، بلکه شکننده و پرهزینه است. پایان جنگ، در روایت کووالی، پایان خشونت نیست. بازگشت به پراگ با طرد اجتماعی، سکوت همگانی و ترسی فراگیر همراه است؛ جامعهای که از کمککردن به بازماندگان میگریزد. این گسست اجتماعی، بهمثابه امتداد خشونت سیاسی، نشان میدهد که توتالیتاریسم صرفا با سقوط یک رژیم پایان نمییابد. تراژدی با دستگیری، محاکمهی نمایشی و اعدام همسر او، رودولف مارگولیوس، در دوران استالینی تشدید میشود؛ جایی که دستگاه دولت، با زبان قانون، بیعدالتی را رسمی میکند. کووالی در این مقطع، همزمان با سوگ و طرد، مسئولیت پرورش فرزند را بهتنهایی بر عهده میگیرد؛ زیستی در حاشیه که کرامت انسانی را به آزمون میگذارد. قالب تاریخ شفاهی-برآمده از گفتوگو با مستندساز-به متن کیفیتی گفتاری و در عین حال تأملی میبخشد. صدا در این کتاب حامل حافظه است؛ حافظهای که نه برای تسکین، بلکه برای ثبت و مقاومت عمل میکند. افزودن توضیحات زمینهای توسط ایوان مارگولیوس، مترجم و پسر نویسنده، پیوند روایت فردی با نیروهای تاریخی را روشنتر میسازد، بیآنکه استقلال صدای راوی مخدوش شود. از حیث مضمونی، کتاب بهطور همزمان بر بقا، هویت، خیانت سیاسی و عاملیت فردی تمرکز دارد. کووالی نشان میدهد چگونه نظامهای ایدئولوژیک-خواه نازی، خواه استالینی-با ترس، قانونسازی و حذف، امکان زیست اخلاقی را محدود میکنند. با این حال، متن به دام نومیدی مطلق نمیافتد: حافظه و روایت بهمثابه کنشهایی اخلاقی، امکان مقاومت در برابر محوشدن را فراهم میآورند. این مقاومت نه در شورش، بلکه در شهادت دقیق و حفظ حقیقت رخ میدهد. در جمعبندی، «هیتلر، استالین و من» سندی است از تداوم خشونت سیاسی و در عین حال از تابآوری انسانی. ایجاز اثر، آن را به روایتی فشرده و نافذ بدل کرده که با پرهیز از خطابه و احساسگرایی، پیامدهای افراطگرایی را در مقیاس زندگی یک انسان عادی عیان میکند. این کتاب هم تاریخ است و هم حافظه؛ یادآوریای ضروری از اینکه چگونه ایدئولوژی، وقتی مهار نشود، کرامت انسان را هدف میگیرد-و چگونه روایت، میتواند در برابر فراموشی بایستد.
درباره هدا مارگولیوس کووالی
هدا مارگولیوس کووالی، نویسنده و مترجم نامدارِ اهلِ جمهوری چک است که در سال 1919 در پراگ متولد شد و در سال 2010 در همین شهر درگذشت.