در این کتاب، درد رو به معنای واقعی کلمه لمس میکنیم . درد زندگی در یک کشور دیکتاتوری . ترس از اینکه همکارت یا هم صنفت آدم فروش و مخبر باشه یا نه . ترجمه آقای آبتین گلکار مثل همیشه عالی . در واقع من هر کتابی که ایشون ترجمه میکنند رو بلافاصله تهیه میکنم . به واسطه ایشان با نویسنده و کتابهای مختلفی آشنا شدم .
برخلاف نظر عزیزان ارتباط گرفتن با کتاب پنجاه پنجاست و من به تعریف نظرات خریدم اما نتیجه کلی میشه امکان داره ارتباط بگیرین احتمال داره مثل من بعد از تموم شدنش بیاین بگین اینطور که نوشتن اخ فلانه فلانه نیست(کتاب بدی نیست و اوکیه میشه خرید و به حرفای داستانی و اتفاقات راوی را خوند)
من دوسش داشتم ارزش خوندن داره
چقدر دلم میخواست طولانیتر باشه. چقدر دلم میخواست حالا حالاها تموم نشه. چقدر وسط بهار، زمستون روسیه رو حس میکردم. یه عاشقانهی آرامِ سیاسی. شک نکنید توی خوندنش.
یک لیوان چای بردارید و بدون هیچ شک و تردیدی بشینید پای صحبتهای راوی و شخصیت اصلی داستان" نینا سِرگِیِونا "، که ازاونجا که دستی بر نویسندگی و شعر داره بسیار خوش قَلمه ؛ توصیفاتی، زیبا از طبیعت، و موشکافانه از شخصیتها داره و البته توصیفاتی سرخ و یخ زده از حقایقی تلخ، و سکوت هایی... . کیفیت ترجمه کاملا قابل لمسه و بلوغ مترجم(آبتین گلکار) در حرفهاش عیان. یک پاراگراف از کتاب: "میخواهم برادرانی برای خودم پیدا کنم.اگر حالاهم نشد،در آینده.هر موجود زنده در جستوجوی برادرانی برای خود است.من هم مثل آنها. کتاب مینویسم تا برادرانم را پیدا کنم،دَستکم در آنجا،در مسافتی دور و نامشخص." به شخصه از خوندن این داستان لذت بردم، و حس میکنم یکی از اون برادرهای "در مسافتی دور و نامشخص" ام.
سرعت ترجمهها از وقتی هوش مصنوعی اومده رفته بالا! آبتین گلکار از مترجمان مهم حوزه ادب روس بودهاند و تازگیها سرعت بالای انتشار ترجمههایشان قدری سوالبرانگیز شده است،همچنان که برای خانم نظریان نیز.
خیلی از این ترجمهها از قبل انجام شده مراحل ویرایش و چاپش طولانی شده
این اتهاما چیه. اگه هوش مصنوعیه شماعم برو ترجمه کن. زشته مترجمای خیلی خوبو ببری زیر سوال. اونم بدون ادله. هرکسی یبار به ابزار غیرانسانی متن بده و ازش ترجمه بخواد متوجه میشه تفاوت انسان و آدمو. کاش یا با ادله حرف بزنیم یا زیرپوستی انگ نزنیم. و متوجه باشیم مترجمها همه رو یه اثر کار نمیکنن و چاپش کنن بعد برن بعدی. خیلی اوقات چندین کار نیمهتمام یا خام دارن یا مراحل مجوز و چاپ طولانی میشه.
نظرات دوستان نیز درخور تامل و به احتمال زیاد راست باشند. مسالهای که ذهنام را درگیر کرده اینست که چرا مترجمان سترگ قدیمی با چنین سرعتی ترجمه نمیکردهاند.ادیب سلطانی،فولادوند،سروش حبیبی،بهآذین،شفا،استپانیان،جمادی،دکتر شرف،لطفی و... .
یحتمل شرایط چاپ در زمان ما طولانیتر شده نسبت به قبل. که میداند؟