کتابی که بدون شک، برای مخاطبین با همه ی سنین لذت بخش خواهد بود.
داستانی جذاب که به زیبایی به کاوش در ماهیت خواسته و رسیدن به آن می پردازد.
کتابی مبتکرانه و دلگرم کننده.
بعضی خیلی ریزبین بودند / بعضی ها در عالم خودشان بودند و بی خیال می گذشتند / فکر کرد برای جلب توجه خود را بیاراید / فایده نداشت / رفت و در جای چشمگیری ایستاد / اما با این کار خجالتی ها از سر راهش فرار کردند / عاقبت یکی پیدا شد که کاملا جور درمی آمد! / اما ناگهان... / قطعه گم شده شروع کرد به رشد کردن! / و رشد کرد! / من نمی دانستم تو رشد می کنی / قطعه گم شده جواب داد: من هم نمی دانستم / می روم پی قطعه گم شده خودم که بزرگ هم نمی شود / خداحافظ...
قطعه می گه: «فک کنم من قطعه ی گم شده ی توام.» / ولی دایره ی کامل می گه: «نه، من کاملم. جایی برای تو ندارم.» / قطعه اندوهگین می گه: «حیف شد. خیلی دوست داشتم با تو قل بخورم!» / دایره می گه: «با من نمی تونی، ولی به تنهایی می تونی!» / قطعه با تعجب می گه: «اما من قطعه ی گم شده ی مثلثی شکلم. همچین چیزی امکان نداره.» / دایره می گه: «تا حالا امتحان کردی؟ گوشه ها بعد از مدتی ساییده می شن و شکل تو می تونه تغییر کنه!»
داستان ها نقشی مهم و حیاتی در رشد و پیشرفت کودکان دارند. کتاب هایی که می خوانند و شخصیت هایی که از طریق ادبیات با آن ها آشنا می شوند، می توانند به دوستانشان تبدیل شوند.
شل سیلوراستاین، ارتباطش را با دنیای شیرین کودکان قطع نکرده و با کتاب هایش ما را به جهانی پر از شگفتی و طنز می برد
داستانهای شل سیلور استاین رو من از نوجوونی خیلی دوست داشتم. الان که توی ۲۵ سالگی دارم میخونمشون حس میکنم درک خیلی عمیقتری از محتوای کتابها دارم و ارتباط بیشتری میگیرم با داستان ها. این خاصیت شل سیلور استاینه. همه فکر میکنن کتاب هاش برای کودک و نوجوانه اما به نظر من تو بزرگسالی هم خوندنشون خیلی لذت بخشه و شاید حتی بهتر باشه تو بزرگسالی بخونیمشون، مخصوصا داستان قطعه گم شده که یه داستان به ظاهر ساده اما بسیار عمیق و آموزنده ست. . . . . شاید ما قطعه گمشدهی دیگری نباشیم اما بتونیم با قل خوردن زیاد در کنار دیگران که قطعه ای گم نکردن به حرکت ادامه بدیم.
خوب بود دوستش داشتم