1. خانه
  2. /
  3. کتاب میشل فوکو از نگاه من : فضای ادبی

کتاب میشل فوکو از نگاه من : فضای ادبی

3.1 از 1 رأی

کتاب میشل فوکو از نگاه من : فضای ادبی

Michel Foucault tel que je l'imagine
٪10
230000
207000
معرفی کتاب میشل فوکو از نگاه من : فضای ادبی
کتاب «میشل فوکو از نگاه من : فضای ادبی» نوشته موریس بلانشو، تأملی شاعرانه و فلسفی درباره معنای دوستی و نسبت و گفتگوی میان دو تن از بزرگ‌ترین اندیشمندان قرن بیستم است: موریس بلانشو (نویسنده و منتقد ادبی) و میشل فوکو. این اثر نفیس که در سال ۱۹۸۶ منتشر شده، در 125صفحه گوهر نابی از تفکر معاصر را ارائه می‌دهد. بلانشو در آغاز کتاب با صداقت اعتراف می‌کند: «من با میشل فوکو هیچ رابطه شخصی نداشتم.» با این حال، همین عدم آشنایی متعارف، زمینه‌ساز تأمل او درباره شکل دیگری از دوستی می‌شود؛ دوستی‌ای که در آن، فاصله و ناشناختگی خود به پیوند تبدیل می‌شود. او خاطره‌ای کوتاه از برخوردی اتفاقی در حیاط دانشگاه سوربن، در جریان اعتراضات مه ۱۹۶۸ نقل می‌کند؛ جایی که چند کلمه با مردی مبادله می‌کند که بعدها می‌فهمد فوکو بوده است. این برخورد ناچیز، نقطه عزیمت بلانشو برای اندیشیدن به این پرسش می‌شود: آیا می‌توان کسی را دوست داشت بدون آنکه هرگز او را واقعا شناخت؟. پاسخ بلانشو در این کتاب، چرخشی رادیکال در مفهوم «دوستی» است. او می‌نویسد: «چیزهایی هست که ما را به دیگران پیوند می‌زند، اما ما باید رابطه آشنایی را کنار بگذاریم و آنها را چون غریبه‌ای بپذیریم.» به باور بلانشو، اصیل‌ترین شکل دوستی، نه در اشتراک تجربیات یا هم‌اندیشی، بلکه در «به اشتراک گذاشتن یک ناشناختگی مشترک» معنا می‌شود. فاصله نه مانع، بلکه شرط است و این فاصله تنها در لحظه مرگ فرو می‌ریزد - به همین دلیل است که فقدان فوکو برای بلانشو این‌قدر دردمندانه توصیف می‌شود. بلانشو در ادامه، اندیشه فوکو را «فراخوانی به فضای بیرون» می‌خواند؛ جایی که زبان از اسارت سوژه و هویت فردی آزاد می‌شود و در بازی ناشناخته‌ای از گفتار و غیاب غوطه می‌خورد. او فوکو را نه فیلسوفی که پاسخ نهایی داده، بلکه اندیشمند بی‌قرار و همیشه در سفر در میان شکاف‌های دانش و قدرت به تصویر می‌کشد. این کتاب برای فیلسوفان و نظریه‌پردازان حوزه پست‌مدرن که از منظر بلانشو به فوکو می‌نگرند، و تمام کسانی که به مسئله دوستی، زبان و مرگ در اندیشه مدرن علاقه دارند خواندنی است و مطالعه آن تجربه‌ای است که تا مدت‌ها ذهن خواننده را به خود مشغول خواهد داشت.
درباره موریس بلانشو
درباره موریس بلانشو
موریس بلانشو (Maurice Blanchot) (زاده ۲۷ سپتامبر، ۱۹۰۷ - درگذشته ۲۰ فوریه، ۲۰۰۳) رمان‌نویس، نظریه‌پرداز ادبی، و فیلسوف فرانسوی بود. موریس بلانشو در تاریخ ۲۲ سپتامبر ۱۹۰۷ در کن (Quain) در یک خانواده مرفه زاده شد. در سال ۱۹۲۲ تحصیلات متوسطه خود را به پایان رساند. در همین سال معده وی تحت عمل جراحی قرار گرفت. طی عمل یک اشتباه پزشکی او را تا دم مرگ برد اما زنده ماند. تأثیر این اشتباه تا پایان عمر بر جسم وی ماند.
بلانشو سپس تحصیلات خود را در رشته فلسفه در کشور آلمان تا سال ۱۹۲۵ ادامه داد. در همین دوران بود که با امانوئل لویناس آشنا شد. این دو در آن زمان از نظر سیاسی با هم شباهتی نداشتند.
بلانشو از ۱۹۳۱ همکاری با نشریات راست افراطی را آغاز کرد و نخستین متن ژورنالیستی خود را با عنوان فرانسوا موریاک و کسانی که گم شده بودند چاپ کرد. از آن پس شروع به انتشار مقالات سیاسی و ادبی را ادامه داد. او در همین سال به مقام سردبیری نشریه دبا (Débats) رسید. در سال ۱۹۳۲ نگارش رمان تومای ناشناخته را آغاز کرد.
در سال‌های ۱۹۳۳ و ۱۹۳۴ همکاری وی با نشریات راست افراطی و جریانات ضدسامی شدت گرفت. بلانشو همواره از سوی منتقدانش، بخصوص برخی روشنفکران از جمله تزوتان تودوروف، بابت این سالها شماتت شده‌است.
در ماه مه سال ۱۹۴۰ نگارش تومای ناشناخته به پایان رسید. ۱۰ مه آلمان کشور فرانسه را طی جنگ دوم جهانی اشغال کرد. بلانشو روزنامه‌نگاری سیاسی را رها کرد، اما به همکاری با نشریه دبا ادامه داد.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب میشل فوکو از نگاه من : فضای ادبی" ثبت می‌کند