«دیوانگان و متخصصان» نوشته وله سوینکا، نمایشنامهای تلخ، پیچیده و تکاندهنده درباره ویرانی روان انسان در جنگ است. این اثر که در سال ۱۹۷۱ و زیر تأثیر جنگ داخلی نیجریه و تجربه بیستودو ماه زندان انفرادی نویسنده منتشر شد، نشان میدهد چگونه خشونت سازمانیافته میتواند مرز میان عقل و جنون، درمان و شکنجه، و تخصص و تباهی را از میان بردارد. سوینکا جنگ را صرفا نبردی میان دو جبهه نمیبیند، بلکه آن را نظامی آدمخوار تصویر میکند که انسانها، ارزشها و حتی کسانی را که مأمور حفظ زندگیاند، بهتدریج میبلعد. داستان بر دکتر برو متمرکز است؛ پزشکی که زمانی وظیفه خود را درمان بیماران میدانست، اما پس از حضور در جبهه به مقام اطلاعاتی و بازجویی بیرحم تبدیل شده است. این دگرگونی، مهمترین تناقض نمایشنامه را شکل میدهد: متخصصی که دانش او باید در خدمت زندگی باشد، همان دانش را برای کنترل، آزار و مرگ به کار میگیرد. برو خود را فردی منطقی و منضبط میپندارد، ولی رفتار او نشان میدهد عقلانیتی که از اخلاق جدا شود، ممکن است از جنون نیز خطرناکتر باشد. او نماینده تخصصی است که دیگر درباره هدف اعمال خود پرسش نمیکند و تنها به اجرای دقیق وظیفه میاندیشد. در برابر او، پدرش قرار دارد که با عنوان پیرمرد شناخته میشود. پیرمرد نیز پزشک بوده و در جنگ با رنج سربازان روبهرو شده است، اما این تجربه او را به مسیری متفاوت کشانده است. او ظاهرا دیوانه شده، ولی سخنان نامنسجم و طنزآمیزش حقیقتی را آشکار میکنند که افراد بهظاهر عاقل نمیخواهند ببینند. پیرمرد فلسفهای به نام «آس» پدید آورده که تقلیدی هجوآمیز از عقاید بسته مذهبی و ایدئولوژیک است. در این فلسفه، هر جنایتی را میتوان با تکرار عبارتها، مناسک و استدلالهای ازپیشآماده توجیه کرد. نماد آدمخواری در مرکز اثر قرار دارد. پیرمرد با خوراندن گوشت انسان به افسران، کاری هولناک انجام میدهد، اما هدفش عریانکردن منطق پنهان جنگ است: نظامی که نیروهای خود را قربانی میکند، در معنایی گستردهتر واقعا از گوشت شهروندانش تغذیه میکند. دکتر برو این افشاگری را تهدیدی جدی میبیند و پدرش را در زیرزمین مطب زندانی میکند. تقابل پدر و پسر از اینجا به نبردی میان دیوانگی آگاه و عقلانیت فاسد تبدیل میشود؛ پیرمرد حقیقت را در قالب جنون بیان میکند، در حالی که برو خشونت را پشت زبان تخصص و نظم پنهان میسازد. گدایان معلول نمایشنامه، همچون گروه همسرایان عمل میکنند. آنان قربانیان مستقیم جنگاند، اما همزمان در بازیهای فکری پیرمرد و سازوکار قدرت گرفتار میشوند. حضورشان نشان میدهد قربانیان همیشه بیرون از نظام خشونت باقی نمیمانند و ممکن است ناخواسته به ابزار بازتولید آن تبدیل شوند. دو پیرزن مرموز، یا آگبا و یا ماته، نیز نماینده خرد بومی، طبیعت و نیروهای کهن فرهنگ یوروبا هستند. هنگامی که درمییابند محیط دیگر درمانپذیر نیست، آتش را وسیله پاکسازی قرار میدهند. پایان نمایش، با شلیک برو به پدر و شعلهورشدن فضا، تصویری از نابودی خرد به دست قدرت و فروپاشی کامل امکان گفتوگوست. مهمترین ویژگی «دیوانگان و متخصصان» تلفیق تئاتر پوچی اروپایی با اسطوره، آیین و زبان نمایشی یوروبا است. دیالوگهای شاعرانه، بازیهای زبانی و طنز سیاه آن عمق فراوانی دارند، اما همین تراکم نمادین، ساختار غیرخطی و آگاهی لازم از زمینه تاریخی، خواندن اثر را دشوار میکند. نمایشنامه از نظر کنش بیرونی نیز نسبتا ایستا و بهشدت تاریک است. بااینحال، نتیجه آن روشن و ماندگار است: دانش بهتنهایی انسان را نجات نمیدهد. تخصصی که با مسئولیت اخلاقی، شفقت و وجدان همراه نباشد، نه درمانگر، بلکه ابزار دقیقتری برای ویرانی خواهد شد.
درباره وله سوینکا
وله سوینکا (Akinwande Oluwole Babatunde Soyinka)، معروف به Wole Soyinka، نمایشنامهنویس، رماننویس، شاعر و مقالهنویس نیجریهای به زبان انگلیسی است.