انقلاب اسلامی از نخستین روزهای پس از ظهور و پیروزی مورد تهاجم گسترده و چندجانبهای قرار گرفت. یکی از صور مقابله و توطئهچینی و تهاجم دشمن علیه انقلاب و نظام اسلامی، تهاجم فرهنگی بود. تدریجا و به دنبال ناکامی دشمن در قلمرو تجاوز نظامی و کودتا و حرکتهای مسلحانه تروریستی و تجزیهطلبانه، تهاجم فرهنگی به محور اصلای استراتژی تقابلی استکبار در مقابله با انقلاب و نظام اسلامی بدل گردید. از اواخر دهه ۱۳۶۰ جریان تهاجم فرهنگی علیه اسلام و نظام و انقلاب صورت سازمان یافته و برنامهریزی شدهای یافت و به یک حرکت خزنده برانداز تمامعیار بدل گردید.
حرکت تهاجم فرهنگی دشمن سه عرصه بسیار وسیع و کلی و گسترده را در بر میگرفت:
۱. حرکت با برنامه و منسجم در خصوص نشر آراء و افکار سکولاریستی (با محوریت ایدئولوژیهای لیبرالی و نئولیبرالی) به منظور مبارزه با هویت دینی و ویژگیهای آرمانگرایانه و انقلابی مردم.
۲- عرصه دیگر فعالیت تهاجم فرهنگی دشمن بیشتر معطوف به رفتار و افعال و آداب و عادات رفتاری مردمان (به ویژه جوانان) بوده است و وجه تئوریک چندانی ندارد و جامعه هدف اصلی آن عمدتا عوام مردم هستند. در این عرصه، مجریان تهاجم فرهنگی به دنبال رواج بیبند و باری و رفتارهای غلطی چون: اختلاط غیرشرعی زنان و مردان، بدحجابی، سبکسری و ابتذال و نظایر آن هستند.
۳. عرصه دیگر تهاجم فرهنگی دشمن، «محور فرهنگی - آکادمیک» بوده است. در این محور عملیاتی، دشمنان اسلام و انقلاب با تکیه کردن بر مشهورات مدرنیستی مطروحه در «علوم انسانی» مدرن و جهانبینی آن، از فرصت و امکان تدریس متون و دروس علوم انسانی دانشگاهی (دروسی در رشتهها و مباحث اقتصاد، علم سیاست، حقوق، ادبیات، تاریخ و...) در مسیر ترویج اهداف خود استفاده کرده و میکنند. جوهر علوم انسانی مدرن، سکولاریسم اومانیستی است.
بعد از انقلاب فرهنگی، مسأله مهم بازنگری در منابع و کتب درسی علوم انسانی دانشگاهها مطرح گردید و به منظور پیشبرد این امر «سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها» (سمت) تأسیس شد.
هدف «سمت»، هدفی مبارک و ارزشمند است و به روشنی درباره آن تصریح گردیده است. در واقع سمت به دنبال آن است که کتب و منابع درسی دانشگاهی در رشتههای علوم انسانی را بازنگری و بازنویسی نماید تا این منابع در عین «علمی و معتبر و مستند» بودن، مبتنی بر «در نظر گرفتن دیدگاه اسلامی در مبانی و مسائل این علوم» باشند. بنابراین محصولات تولیدی سمت (کتب منتشره توسط آن به ویژه کتب تألیفی منتشره) باید فارغ و رها از آلودگی به پیرایهها و مضامین سکولاریستی، مدرنیستی - روشنفکرانه و فارغ از هر نوع تبلیغ ایدئولوژیها و مضامین اومانیستی باشند.
اما شهریار زرشناس معتقد است برخی کتب سمت در حوزههای «زبان و ادبیات فارسی»، «تاریخ»، «علوم سیاسی»، «بینالملل»، و «هنر» به لحاظ محتوا و سمت و سو و جهت فکری حاکم بر آنها متأسفانه مبتنی بر اهداف سمت نبوده و ضمن فاصله گرفتن از اهداف ارزشمند سابقالذکر، با کمال تأسف مروّج رویکردهای لیبرالیستی و آراء اومانیستی و دیدگاههای غلط غربزده در حوزه مباحث تاریخی، علوم سیاسی و ادبیاند. نکته نگران کننده این است که تعداد عناوین آثار اینگونه (به ویژه در رشتههای علوم سیاسی، ادبیات، تاریخ، بینالملل) متأسفانه پرشمار است و انتشار آثاری با درونمایههای مروج مدرنیسم و یا از نویسندگان روشنفکر و سکولار - لیبرالیست، گویی در برخی گروههای سمت، حالت جریان مستمر پیدا کرده است و دیگر نمیتوان ظهور و بروز آنها را محصول یک اشتباه و یا سهو و خطای فردی و از این قبیل دانست. به نظر میرسد در گروههای آموزشی «زبان و ادب فا رسی»، «علوم سیاسی»، «تاریخ»، «بینالملل» نگرش و جریان فکریای حاکم است که حساسیت چندانی نسبت به مرزبندی با روشنفکری سکولار، لیبرالیسم و آراء مروج ناسیونالیسم باستانگرا و نظایر اینها ندارد.
زرشناس در این پژوهش بررسی خود را محدود به کتابهایی از حوزه زبان و ادبیطات فارسی سمت کرده است. این بررسی یک پژوهش مقدماتی و در حد یک اعلام خطر و «هشدار» است، از انبوه آثار و تولیدات گروههای سابقالذکر صرفا به بررسی چند نمونه به مصداق «مشت نشانه خروار» بسنده شده است.