انسان میخواهد دیو خشکسالی را از بین ببرد تا باران ببارد. آشکار است که ایرانیان برای کشاورزی و ادامه حیات به باران نیازمند بودند و نگاه آنها به اسطورهها، فقط از یک نظر، نگاهی زیباییشناختی بوده است. اما اسطورهها را نباید تنها از منظر زیباییشناختی سنجید، بلکه عنصر معیشت و نیازهای مادی انسان در اسطورهها دخیلاند و ژرفساخت این اسطورهها را تشکیل میدهند.
جستارهایی در زمینه اسطوره و آیین در اینجا بررسی میشود. نخست موضوع ستیز کیهانی در اساطیر ایرانی به بحث گذاشته میشود که در شمار مضامین مهم اساطیر این سرزمین است. چالش بین دو نیروی متخاصم از روزگاران بسیار دور چند هزار ساله یعنی از دوره هندوایرانی در قالب اسوراها و دواها در متون ودایی مطرح بوده است. در بینالنهرین نیز انکی، خدای خدایان و همتای زئوس یونانی، با کینگو، غول نخستین کیهانی، نبرد میکند و او را شکست میدهد و از پوست تنش آسمان و از گوشت و استخوانش زمین را میآفریند. در ایرانویج، خاستگاه ایرانیان آریایی، نیروی خیر (در قالب اهورامزدا) همواره با نیروی شر (به پیکر اهریمن) در ستیزی درازآهنگ است و بنا به تاریخ اساطیری، شش هزار سال طول میکشد تا پیروزی فرجامین نصیب نیروی خیر شود و فرشگرد و نوسازی جهان که زمان سیطره خیر و نور است و انسان سرانجام مینویی و نورانی خواهد شد، آغاز شود.
یکی از دلایل مهم شکلگیری ستیز کیهانی، تقابل انسان با ناملایمات طبیعی است. نیاز انسان به معیشت باعث خلق بسیاری از اسطورههای یک مجموعه اساطیری شده است. انسان خدای باران را نیایش میکرده، چون همواره در پی آب بوده و به عنصر حیاتی آب بسیار نیاز داشته است. بهراستی در سرزمینی نیمهکویری و نیمهخشک مانند ایران ایزدان و ایزدبانوان آب گونهگوناند. در رأس این خدایان تیشتر، ایزد باران آور است که خود نماد آشکار ستیز کیهانی است. بخشی از ستیز کیهانی تقابل تیشتر با دیو خشکسالی آپوش است. انسان میخواهد دیو خشکسالی را از بین ببرد تا باران ببارد. آشکار است که ایرانیان برای کشاورزی و ادامه حیات به باران نیازمند بودند و نگاه آنها به اسطورهها، فقط از یک نظر نگاهی زیباییشناختی بوده است. اما اسطورهها را نباید تنها از منظر زیباییشناختی سنجید، بلکه عنصر معیشت و نیازهای مادی انسان در اسطورهها دخیلاند و ژرفساخت این اسطورهها را تشکیل میدهند.