1. خانه
  2. /
  3. کتاب آخرین معادله ی اسحاق سوری

کتاب آخرین معادله ی اسحاق سوری

نویسنده: نوا جیکبس
2 ناشر این کتاب را منتشر کرده‌اند
پیشنهاد ویژه
3.3 از 1 رأی

کتاب آخرین معادله ی اسحاق سوری

The Last Equation of Isaac Severy
٪25
80000
60000
3.7 از 1 رأی

کتاب آخرین معادله ی اسحاق سوری

The Last Equation of Isaac Severy
انتشارات: قطره
ناموجود
70000
معرفی کتاب آخرین معادله ی اسحاق سوری
رمان «آخرین معادله‌ی اسحاق سوری» نوشته‌ی نوا جیکوبس اثری در مرز میان معمای ادبی، تریلر فکری و تأملی فلسفی درباره‌ی علم و اخلاق است. داستان با مرگ آیزاک سوری، ریاضی‌دان برجسته و منزوی، آغاز می‌شود؛ مردی که زندگی خود را وقف پژوهش در الگوهای بنیادین جهان کرده بود. اندکی پس از مرگ او که ظاهرا خودکشی تلقی می‌شود، نوه‌ی خوانده‌اش هیزل سوری نامه‌ای رمزآلود دریافت می‌کند. در این نامه آیزاک فاش می‌کند که در سال‌های پایانی عمرش بر روی معادله‌ای کار کرده که توانایی پیش‌بینی آینده را با دقتی بی‌سابقه دارد. چنین دانشی می‌تواند قدرتی عظیم و در عین حال خطرناک باشد، زیرا اگر آینده به شکلی قابل محاسبه درآید، امکان سوءاستفاده از آن نیز وجود خواهد داشت. از همین نقطه، جست‌وجوی هیزل برای یافتن سرنخ‌های پنهان در میان کتاب‌ها، یادداشت‌ها و خاطرات آیزاک آغاز می‌شود. بخش زیادی از روایت در کتاب‌فروشی دست‌دوم آیزاک می‌گذرد؛ فضایی که به‌نوعی نماد ذهن اوست: انباشته از کتاب‌ها، ایده‌ها و مسیرهای فکری گوناگون. در همین حال اعضای خانواده‌ی سوری-گروهی از ریاضی‌دانان و فیزیک‌دانان باهوش اما ازهم‌گسیخته-برای مراسم خاکسپاری گرد هم می‌آیند. هر یک از آن‌ها رابطه‌ای پیچیده با آیزاک داشته‌اند و بسیاری نیز انگیزه‌هایی پنهان برای دستیابی به میراث فکری او دارند. این وضعیت فضای داستان را به نوعی معمای خانوادگی تبدیل می‌کند که در آن حسادت‌های علمی، شکست‌های شخصی و جاه‌طلبی‌های فکری در هم تنیده‌اند. در سطحی عمیق‌تر، رمان به مسئله‌ی بنیادین تقابل میان جبرگرایی و اراده‌ی آزاد می‌پردازد. اگر معادله‌ی آیزاک واقعا بتواند آینده را پیش‌بینی کند، آن‌گاه این پرسش مطرح می‌شود که آیا انتخاب‌های انسان واقعا آزادانه‌اند یا صرفا نتیجه‌ی زنجیره‌ای از شرایط اولیه و متغیرهای محیطی هستند. از این منظر، «آخرین معادله» نمادی از رویای دیرینه‌ی علم برای کشف نظم نهایی جهان است؛ رویایی که اگر به تحقق برسد، ممکن است تصویر ما از آزادی انسانی را به چالش بکشد. تنش اخلاقی داستان دقیقا از همین نقطه شکل می‌گیرد: دانشی که می‌تواند آینده را آشکار کند، آیا باید حفظ شود یا نابود؟ در کنار این مسئله‌ی فلسفی، رمان به موضوع سنگینی میراث نبوغ نیز می‌پردازد. خانواده‌ی سوری نمونه‌ای از محیطی است که در آن ارزش افراد غالبا با دستاوردهای علمی سنجیده می‌شود. در چنین فضایی روابط انسانی به‌سادگی قربانی رقابت و مقایسه می‌شود. هیزل در این میان شخصیتی متفاوت است؛ او نابغه‌ی ریاضی نیست و دقیقا به همین دلیل می‌تواند خارج از منطق رقابتی خانواده به مسئله نگاه کند. دیدگاه انسانی‌تر او به داستان بعدی عاطفی می‌بخشد و خواننده را با پرسش‌هایی درباره‌ی معنای واقعی موفقیت و ارزش فردی روبه‌رو می‌کند. جیکوبس در این رمان رابطه‌ای ظریف میان ادبیات و ریاضیات برقرار می‌کند. کتاب‌فروشی آیزاک مکانی است که در آن کتاب‌ها و معادلات هر دو به عنوان ابزارهایی برای نظم‌بخشیدن به آشوب جهان مطرح می‌شوند. همان‌گونه که یک رمان می‌تواند روایتی منسجم از رویدادها بسازد، معادله‌ی آیزاک نیز در پی آن است که روایتی کامل از آینده‌ی جهان ارائه دهد. از این دیدگاه، «آخرین معادله» نه‌تنها یک فرمول علمی بلکه نوعی داستان نهایی درباره‌ی سرنوشت جهان است. از نظر روایی، رمان فضایی میان معمای کلاسیک و داستان ادبی ایجاد می‌کند؛ فضایی که می‌توان آن را نوعی «نوآر دانشگاهی» دانست. تعقیب سرنخ‌ها، رازهای خانوادگی و سایه‌ی نیروهای ناشناس که در پی دستیابی به معادله هستند، به داستان کشش تعلیقی می‌بخشند. در عین حال، محدودیت اصلی اثر در آن است که معادله‌ی مرکزی داستان بیشتر کارکردی نمادین دارد تا علمی؛ بنابراین خوانندگانی که انتظار توضیح دقیق ریاضی دارند ممکن است احساس کنند راز اصلی داستان بیش از آنکه علمی باشد، فلسفی است. در مجموع، «آخرین معادله‌ی اسحاق سوری» رمانی است که با ترکیب معما، علم و درام خانوادگی پرسشی اساسی را مطرح می‌کند: اگر انسان روزی بتواند آینده را محاسبه کند، آیا همچنان معنایی برای انتخاب، مسئولیت و امید باقی خواهد ماند؟ پاسخ نهایی کتاب شاید این باشد که حتی دقیق‌ترین معادلات نیز نمی‌توانند پیچیدگی غیرقابل پیش‌بینی روابط انسانی را به طور کامل در خود جای دهند.
درباره نوا جیکبس
درباره نوا جیکبس
نوا جاکوبز دارای یک لیسانس بین المللی از دانشکده هنرهای سینمایی USC است و دریافت کننده بورس نیکول در فیلمنامه نویسی از آکادمی هنرها و علوم عکس حرکتی است. اولین رمان او آخرین معادله ی اسحاق سوری، رمز و راز ادبی در دنیای ریاضیات، توسط وال استریت ژورنال به عنوان بهترین کتاب معمایی سال 2018 برگزیده شد و نامزد دریافت جایزه ادگار 2019 توسط اسرار نویسندگان آمریکا شد. او با Donnie Eichar در زمینه داستانهای معمایی و پرفروش ترین مردگان New Mountain Times: New Mountain Times: The Untold Story True of Dyatlov Pass Incident همکاری دارد. او به همراه همسرش جرمی در لس آنجلس زندگی می کند.
ویژگی های کتاب آخرین معادله ی اسحاق سوری
  • نامزد جایزه ادگار سال 2019
قسمت هایی از کتاب آخرین معادله ی اسحاق سوری

تصادف کنار بزرگراه باعث شد که گرگوری به اسحاق فکر کند. ممکن بود او هوندا سیویکش را کنار بزرگراه ببرد و توقف کند تا ببیند که آیا به کمکش احتیاج دارند یا نه، اما چراغ های گردان و چشمک زن به او گفتند که قبلا کلی پلیس به محل حادثه رسیده ، بنابراین گرگوری هم چنان به حرکتش ادامه داد و شتاب حساس بزرگراه میان ایالتی را حفظ کرد، کاری که مورد تأیید اسحاق بود. زمانی پژوهش پرتلاش پدربزرگش این بود که کالیفرنیای جنوبی را به بهشت تراموایی اش برگرداند. اسحاق لزوما نمی خواست که جاده را از خودرو پاک کند: «بیاین معقول ومنطقی باشیم.» او فقط می خواست که فرهنگ خودرو را ارتقا ببخشد. اسحاق حتی سر یک بودجه ی همگانی بحث و مجادله کرد، آن هم قبل از این که شورای شهر تصمیم بگیرد که خشک سالی و بی خانمانی مسائل ضروری تری هستند. اما در آن مجال کوتاه که اسحاق و شورای شهر دست همکاری دادند و به آینده ی بی مشکلی خیره شدند که هیچ مانع پیشرفتی وجود نداشته باشد، نقل قولی را از او در لس آنجلس تایمز ذکر کردند که می گفت: «استفاده ی ریاضی دان ها چیست، اگر که نتوانیم مشکل ریاضی عظیمی را حل کنیم که هر بار موقع رانندگی به محل کارمان به صورت مان زل می زند؟ ترافیک، معضل خودروست، بله، اما معضل ریاضیاتی هم هست.» درحالی که صحنه ی تصادف در آینه ی عقب نمای گرگوری مدام دورتر و محوتر می شد، او به سمت چپش نگاه کرد و آن سوی باریکه راه گیاه پوش وسط بزرگراه را دید. اگر آن شب گرگوری به جای این که به خانه برود، سر قرارملاقات اصلی اش حاضر می شد، الان حول وحوش همین زمان در باند مخالف آزادراه حرکت می کرد، مثل همیشه. اما او با اکراه قرارش را لغو کرده بود، قرارملاقات با یک زن. گرگوری خیلی دلش می خواست آن زن را ببیند، اما برای دورویی هایش محدودیت هایی وجود داشت. به علاوه خواهرش می خواست برای شام به خانه شان بیاید. گرگوری احساس کرد مجبور است بابت این که اخیرا برادر بدی بوده، توضیحی سرهم کند، مثلا عجز مطلقش در جواب به یک تلفن یا یادداشت ساده. فقط به خاطر این که به زور می توانست از پس زندگی خودش برآید، اصلا دلیل نمی شد که در رابطه با تنها رابطه ی خونی واقعی اش کوتاهی کند. شاید آن ها می توانستند این فرصت را مغتنم بشمرند تا دوباره به یک دیگر نزدیک شوند، مثل دوران کودکی شان... هیزل و گرگوری دوباره با هم دیگر یا هانسل و گرتل، مثل ایام مدرسه شان که بقیه آن دو را به این نام ها صدا می زدند... تمسخری که به گونه ای اسرارآمیز آن دو را تعقیب می کرد، علی رغم این که چندین بار خانه یا مدرسه شان را عوض کرده بودند. گرگوری باید خبری را به هیزل می داد، اما نه این که مشتاقانه منتظر این لحظه باشد. ابتدا در نظر گرفته بود که اصلا حرفی به خواهرش نزند و جلو تشویش او را بگیرد، اما یکی از اعضای خاندان باید این راز را برملا می کرد با این فرض که آن ها نیز اعلان های خودشان را از مرکز اصلاح و بازپروری کالیفرنیا دریافت کرده بودند. گرگوری دختربچه ای را دید که شاید هفت ساله بود و توجهش به او منحرف شد که در سدانی واقع در باند بغلی نشسته بود. پر واضح بود دخترک گریه کرده که این حالت، آمیزه ی ناخواسته ای از شفقت و خشم را در وجود گرگوری برانگیخت. او نمی توانست تصویر کودک غمگینی را تحمل کند، به حدی که شغلش را در ال ای پی دی(۶۵) تمام وکمال عوض کرده و در بخش نجات کودکان مشغول به کار بود. حالا که پدر بود، شدت واکنشش به نظاره ی کودک ناراحت تقریبا غیرقابل تحمل به نظر می رسید. درحالی که اکثر والدین جدید در رابطه با علاقه ی مفرط غیرعادی شان به فرزندان شان از آینده نگری بی بهره بودند، در نظر گرگوری گویی هر بچه ای بچه ی خودش بود. او به طرف عقب نگاه کرد و دخترک را دید که شباهتش به خواهرش در آن سن، حیرت آور بود موهای برس نکشیده، چشمان دور از هم، حالت نگاه خیره، اسباب بازی چسبیده به سینه... امشب گرگوری خبر را به خواهرش می گفت. او منتظر می شد تا همسرش به تخت خواب برود و بعد یک قوری چای آماده می کرد. هیز؟ «بله؟» خواهرش از لیوان دسته دارش به طرف بالا نگاه می کرد و نگرانی خفیفی از صورتش می گذشت. یه چیزی دارم که بهت بگم.

مقالات مرتبط با کتاب آخرین معادله ی اسحاق سوری
آشنایی با عناصر «داستان نوآر»
آشنایی با عناصر «داستان نوآر»
ادامه مقاله
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب آخرین معادله ی اسحاق سوری" ثبت می‌کند