معرفی کتاب چگونه نئولیبرالی شدن دانشگاه به بی فکری می انجامد؟
در میان کتابهایی که به آسیبشناسی نهادهای مدرن میپردازند، کمتر اثری بهاندازهی «چگونه نئولیبرالی شدن دانشگاه به بیفکری میانجامد: هانا آرنت و دانشگاه مدرن» نوشتهی جاستین پک، مستقیم سراغ قلب خود دانشگاه رفته است. این کتاب ریشه در رسالهی دکتری نویسنده در فلسفه دارد. پک که اکنون در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا تدریس میکند، در این کتاب میکوشد نشان دهد که دانشگاه امروز، درست در همان لحظهای که بیش از هر زمان دیگری «تولیدکننده» شده، ممکن است بیش از هر زمان دیگری از کارکرد بنیادین خود، یعنی پرورش تفکر فاصله گرفته باشد. استدلال اصلی کتاب بر یک تمایز فلسفی ظریف از هانا آرنت بنا شده است: تفاوت میان «شناخت» (cognition) و «تفکر» (thinking). از نگاه آرنت شناخت یعنی حل مسئله، جمعآوری داده، ساختن نظریه و رسیدن به نتیجه؛ فعالیتی که میتواند بسیار پیچیده و تخصصی باشد بدون آنکه لزوما با تأمل همراه شود. تفکر اما چیز دیگری است: مکثکردن، پرسیدن از خود که چرا این کار را انجام میدهیم، آیا درست است، و آیا اصلا باید همین مسیر را ادامه دهیم. پک با اتکا به همین تمایز تصویری میسازد از دانشگاهی که میتواند مملو از افراد بسیار باهوش، پرکار و متخصص باشد، اما در عین حال از «بیفکری» رنج ببرد؛ وضعیتی که آرنت آن را نه محصول کمهوشی، بلکه محصول غیبت داوری اخلاقی و تأمل انتقادی میداند. برای نشاندادن خطر این وضعیت، نویسنده به تحلیل معروف آرنت از محاکمهی آیشمن اشاره میکند: انسانی که در دل یک نظام بوروکراتیک پیچیده، وظایفش را «درست» انجام میداد، بیآنکه هرگز دربارهی معنای اخلاقی آنچه انجام میداد بیندیشد. پک این چارچوب آرنتی را گامبهگام به وضعیت دانشگاه معاصر منتقل کرده و نشان میدهد که چگونه منطق بازار، رقابت و شاخصهای کمّی مثل تعداد مقالات، میزان استناد و ارزش گرنتهای پژوهشی، به معیار اصلی موفقیت علمی بدل شدهاند؛ معیارهایی که استاد را وامیدارند بهجای پرسیدن «آیا آنچه تولید میکنم واقعا ارزشمند است؟»، بپرسد «چطور مقالهی بعدی را منتشر کنم؟» و دانشجو را به دیدن دانشگاه چیزی بیش از سرمایهگذاری برای بازار کار بازنمیدارد. اما نکتهی ظریفتر کتاب این است که پک این وضعیت را صرفا به نئولیبرالیسم اقتصادی فرونمیکاهد؛ او در فصلی جداگانه از چیزی سخن میگوید که آن را «سلطهی علم» مینامد، یعنی گرایش تاریخیتری که حتی پیش از غلبهی منطق بازار، علوم انسانی و اجتماعی را وادار کرده بود خود را با معیارهای روشمندی، اندازهگیریپذیری و کمیسازی علوم طبیعی توجیه کنند. از دل ترکیب این دو نیرو به گفتهی نویسنده، نوعی «آمادگی استراتژیک» در دانشگاهیان شکل میگیرد که در آن پرسش از حقیقت جای خود را به پرسش از سودمندی میدهد. کتاب پک نه بیانیهای ضد علم است و نه دعوتی به بازگشت به گذشتهای آرمانی؛ او صریحا تأکید میکند که مسئله، خود تولید دانش نیست، بلکه تبدیلشدن تولید به هدفی در خود است. کتاب ««چگونه نئولیبرالی شدن دانشگاه به بیفکری میانجامد» بهگونهای طراحی شده که خواننده را از تاریخچهی دانشگاه پژوهشی مدرن، عبور از چارچوب فلسفی آرنت، تحلیل سلطهی علم و منطق نئولیبرال، تا جمعبندی نهایی دربارهی «آمادگی استراتژیک» همراهی کند.
درباره جاستین پک
جاستین پک عضو هیئت علمی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در استنیسلاس است و در آنجا دروس فلسفه با موضوعات فناوری، علمی-تخیلی، محیطزیستگرایی و اخلاق را تدریس میکند.
دسته بندی های کتاب چگونه نئولیبرالی شدن دانشگاه به بی فکری می انجامد؟