کتاب «خرافات؛ فرزند ناخواندهی فرهنگ» اثر دکتر فرزام پروا، روانپزشک و روانکاوی است که پیش از ورود به حوزهی نویسندگی، دورهی پزشکی عمومی را در دانشگاه تهران گذرانده و سپس تخصص روانپزشکی خود را از دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی گرفته است. این کتاب تلاشی است برای بررسی خرافه از دریچهی روانشناسی و فرهنگ، نه صرفا بهعنوان مجموعهای از باورهای عجیب و قدیمی. نویسنده که در کارنامهی خود ترجمهی آثاری از نمایشنامهنویسی اروپایی را نیز دارد، در این اثر کوشیده است نشان دهد خرافه چگونه در ذهن فردی شکل میگیرد و چطور در بافت اجتماعی تداوم پیدا میکند. موضوع اصلی مورد بحث، پاسخ به این پرسش است که خرافه دقیقا چیست و چه تفاوتی با دیگر گونههای باور دارد. پروا برای روشنشدن این تعریف از نمونههای آشنای زندگی روزمره کمک میگیرد؛ از جمله عادت برخی رانندگان تاکسی به نصب نعل اسب روی خودرو به این باور که از وقوع حادثه جلوگیری میکند، یا تصورهایی که مردم دربارهی خواب دیدن در روزهای مشخصی از هفته دارند. از منظر نویسنده ریشهی چنین باورهایی را باید در ترس از ناشناختهها، نیاز ذهن به یافتن نوعی نظم و کنترل، و خطاهایی جستوجو کرد که در تفسیر رابطهی علت و معلول رخ میدهد؛ یعنی زمانی که ذهن انسان برای پدیدهای پیچیده، توضیحی ساده و اغلب غیرواقعی میسازد تا احساس امنیت بیشتری پیدا کند. عنوان کتاب «خرافات؛ فرزند ناخواندهی فرهنگ» نیز بهخودیخود بخشی از همین استدلال است؛ «فرزند ناخواندهی فرهنگ» اشاره دارد به اینکه خرافه برخلاف تصور رایج، پدیدهای بیرون از فرهنگ نیست؛ بلکه درست در دل همان فرهنگی زاده میشود که گاه آن را انکار یا طرد میکند. از همین رو پروا در بخشهایی از کتاب به نمونههایی از باورهای عامیانه و موجودات افسانهای رایج در فرهنگ ایرانی، مانند روایتهای مربوط به «آل» یا «مردازما» میپردازد تا نشان دهد خرافه تنها در قالب فال و پیشگویی ظاهر نمیشود، بلکه میتواند در قصههای عامیانه، آیینها و ترسهای جمعی نیز رسوخ کند.
درباره فرزام پروا
فرزام پروا (متولد 1349 تهران) پس از اخذ مدرک پزشکی عمومی از دانشگاه تهران، تخصص روان پزشکی خود را از دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی دریافت کرد و ازآن پس به مدت دو سال در شهرستان درود لرستان به ارائه ی خدمات روان پزشکی پرداخت.