درباره معنی زندگی

On the Meaning of Life

مشخصات کتاب درباره معنی زندگی
مترجم :
شابک :978-600253259-6
قطع :رقعی
تعداد صفحه :148
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :2005
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :21
زودترین زمان ارسال :31 مرداد

معرفی کتاب درباره معنی زندگی اثر ویل دورانت | ایران کتاب

روزی مردی به نزد ویل دورانت، مورخ و اندیشمند مشهور، رفت و از او درخواست کرد دلیلی به دست او بدهد که چرا نباید خودکشی کند. دورانت در آن وقت محدود، جواب هایی به او داد و مدتی بعد، نامه ای برای بیش از صد شخصیت مشهور فرستاد و درباره معنی زندگی از آن ها نظر خواست و پاسخ های رسیده را به همراه دیدگاه خود، در این کتاب منتشر کرد. «درباره معنی زندگی» یکی از خواندنی ترین آثار ویل دورانت، نویسنده کتاب بزرگ تاریخ تمدن است. متن اصلی این کتاب سال های سال در دسترس نبود و چند سال پیش به کوشش جان لیتل منتشر شد. ویل دورانت برنده جایزه پولیتزر و مدال آزادی است.

دورانت نشست و نامه ای نوشت، نامه ای که در طرح پرسش ها، فلسفی بود و طنینی شاعرانه داشت. او آن نامه را برای صد نفر فرستاد و از آن ها دعوت کرد نه تنها به پرسش بنیادی معنی زندگی (به نحو انتزاعی) جواب بدهند، بلکه بگویند خودشان (به طور عینی و خاص) در زندگی چگونه معنی، هدف و رضایتمندی یافتند.

پاسخ خواندنی بسیاری از این شخصیت ها در چند بخش شامل اهل ادبیات، هنرمندان، رهبران بزرگ، دینداران و بازیگران، آمده است.

بخش ابتدایی کتاب درباره معنی زندگی به قلم شخص دورانت، معنی را در دین، علم، تاریخ و سیاست بررسی می کند و در انتها خود به سوالهای فردی که قصد خودکشی داشته پاسخ می دهد.

کتاب درباره معنی زندگی

ویل دورانت
ویلیام جیمز دورانت، فیلسوف، تاریخنگار و نویسندهٔ آمریکایی بود.مهم ترین اثر او تاریخ تمدن، مجموعه کتابی ۱۱ جلدی است که با همکاری آریل دورانت، همسرش نوشته است. وی در این کتاب توانسته است با استفاده از آثار مورخان دیگر (از هرودوت تا آرنولد توین بی)، که از ابتدای تاریخ مکتوب بشر تا کنون زیسته اند، مکتب نوینی از تاریخ نگاری را به وجود آورد.برخلاف دیگر تاریخ نگاران، که تنها تمرکزشان بر روی وقایع تاریخی و سیر تمدن بشری بود، وی در اثر خود به عوامل تمدن ساز در طول تاریخ نیز توجه می کند. در این باره نق...
قسمت هایی از کتاب درباره معنی زندگی (لذت متن)
بزرگترین اشتباه در تاریخ بشر، کشف حقیقت بود. کشف حقیقت، ما را آزاد نکرد مگر از پندارهایی که تسلی مان می دادند و از قیدهایی که ما را حفظ می کردند. کشف حقیقت ما را خوشبخت نکرد، چون حقیقت زیبا نیست و شایستگی آن را ندارد که با این همه شور و اشتیاق دنبال شود. حالا که به آن نگاه می کنیم حیرت می کنیم که چرا اینقدر برای یافتنش بی تاب بوده ایم چون هر دلیلی برای وجود داشتن را از ما گرفته است به جز لذت های لحظه ای و امید ناچیز فردا را.

صرفا جنگ های بزرگ نیستند که ما را در بدبینی فرومی برند، چه برسد به افسردگی اقتصادی این سال های اخیر. ما در اینجا با چیزی به مراتب عمیق تر از کاهش ثروتمان یا حتی مرگ میلیون ها انسان مواجه ایم؛ این، خانه ها و خزانه های ما نیستند که خالی اند، “قلب” های ماست که خالی است. دیگر، اعتقاد داشتن به عظمت و بزرگی پایدار انسان یا قائل شدن به معنایی برای زندگی که با مرگ فسخ نشود، ناممکن به نظر می رسد. ما به دورانی از خستگی و دلمردگی قدم می گذاریم، شبیه آن دورانی که تشنه ی تولد مسیح بود.

ارسطو می گوید همه چیز، بارها و بارها، کشف شده و از یاد رفته است. او به ما اطمینان خاطر می دهد که پیشرفت، یک توهم است؛ امور انسان مانند دریاست که در سطح خود هزاران حرکت و آشفتگی دارد و چنین به نظر می رسد که به سوی جایی پیش می رود، در حالی که در ته خود بالنسبه بی تغییر و آرام است. آنچه ما آن را پیشرفت می خوانیم شاید فقط تغییرات سطحی محض باشد.