کتاب ایدئولوژی آلمانی

German Ideology
کد کتاب : 2090
مترجم : تیرداد نیکی

شابک : 978-9643205737
قطع : وزیری
تعداد صفحه : 816
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 1974
نوع جلد : جلد سخت
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 5 اردیبهشت

لودویگ فوئرباخ و ایدئولوژی آلمانی
German Ideology
کد کتاب : 2086
مترجم :
شابک : 978-9645571679
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 389
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1974
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 6
زودترین زمان ارسال : ---

معرفی کتاب لودویگ فوئرباخ و ایدئولوژی آلمانی اثر کارل مارکس

"لودویگ فوئرباخ و ایدئولوژی آلمانی" اثری است که حاصل نوشتار "فردریش انگلس"، "کارل مارکس" و "گئورکی پلخانف" می باشد.
تقریبا دو سال قبل از نوشتن "مانیفست کمونیست" قدرتمند خود ، "کارل مارکس" (1818-1883) با نوشتن کتاب "ایدئولوژی آلمانی" در سال 1845 به همراه دوست و همکارش "فردریش انگلس"، جهان بینی سیاسی جدیدی را توضیح داد که از جمله ی آن می توان به مواضع در مورد مادیات ، کار ، تولید ، بیگانگی ، گسترش سرمایه داری ، درگیری طبقاتی ، انقلاب و سرانجام کمونیسم اشاره کرد. آن ها ضمن انتقاد از عقاید "برونو بائر" ، "ماکس اشتیرنر" و "لودویگ فوئرباخ" ، سوسیالیسم "واقعی" را بر اساس دیالکتیک "هگل" ترسیم می کنند. "مارکس" انتقادات خود را نسبت به مورد اخیر در رساله های معروف خود در مورد "فوئرباخ" گسترش داد ، که پس از مرگ "مارکس" یافت شد و توسط "انگلس" در سال 1888 منتشر شد. مقدمه ای بر نقد اقتصاد سیاسی ، که در میان مقالات پس از مرگ "مارکس" نیز یافت می شود ، بخشی از مقدمه کارهای اصلی اوست و مطالعه ی کتاب "لودویگ فوئرباخ و ایدئولوژی آلمانی" برای درک مارکسیسم ضروری است.
این کار با مجموعه ای از متن های کوتاه "مارکس" به پایان می رسد که شامل رساله ی او در مورد "فوئرباخ" و مقدمه ای بر نقد اقتصاد سیاسی است، اما یکی از بخش هایی بسیار جالب توجه کتاب، بحث او در مورد اهمیت این مساله است که باید فلسفه را از حدس و گمان بیهوده دور کنیم و ببینیم که بسیاری از سوالات مربوط به "حقیقت" واقعا جایی برای حدس و گمان ندارند، بلکه ذاتا سوالات عملی هستند و بنابراین باید فقط و فقط به صورت عملی پاسخ داده شوند.

کتاب لودویگ فوئرباخ و ایدئولوژی آلمانی

قسمت هایی از کتاب لودویگ فوئرباخ و ایدئولوژی آلمانی (لذت متن)
انسانها تاریخ خود را می سازند -نتیجه اش هرچه می خواهد باشد- در آن هرکس به دنبال هدف آگاهانه خویش روان است و درست برآیند این اراده های مختلف، در جهت های مختلف و برآیند تاثیرات گونه گون بر جهان خارجی است که تاریخ را تشکیل می دهد. پس این پرسش نیز پیش می آید: این افراد بسیار چه می خواهند؟ اراده یا ناشی از شور و هیجان یا سنجیده است. ولی اهرمهایی که بلاواسطه شور و هیجان یا سنجیدگی را تعیین می کنند بسیار متنوعند. این اهرمها می توانند تا اندازه ای عوامل عینی خارجی، تا اندازه ای انگیزه های آرمانی، جاه طلبی، «علاقه به حقیقت و عدالت»، تنفر شخصی یا حتا انواع هوسهای فردی محض باشند. اما از یکسو ما دیده ایم که بسیاری اراده های فردی که در تاریخ فعالیت دارند غالبا نتایجی غیر از نتایج قصد شده به بار می آورند و بیشتر نتایجی کاملا متضاد؛

ما این زحمت را به خود نخواهیم داد که برای فیلسوفان خردمندمان توضیح دهیم که «رهایی» «انسان» با فرو کاستن فلسفه، الهیات، جوهر و جز آن ها به «خودآگاهی» و با رهایی «انسان» از سلطه ی این عبارات -که هرگز او را از اسارت بازنداشته است- حتی گامی هم به پیش نمی رود. و نیز به آنان توضیح نخواهیم داد که نیل به رهایی واقعی فقط در جهان واقعی و با وسایل واقعی امکان پذیر است، که بردگی بدون دستیابی به ماشین بخار و دستگاه نخریسی ملغا نمی شود، که سرواژ (ارباب-رعیتی) را بدون کشاورزی اصلاح شده نمی توان از میان برداشت و به طور کلی، مردم تا زمانی که قادر نباشند خوراک، نوشاک، پوشاک و سرپناه کافی -به لحاظ کمی و کیفی- به دست آورند، رها نتوانند شد. «رهایی» کنش تاریخی است نه ذهنی، و با وجود شرایط تاریخی مناسب، (یعنی) در مرحله ای از صنعت، تجارت و کشاورزی فراهم می گردد.