یادداشت های یک دیوانه

و ه‍ف‍ت ق‍ص‍ه دی‍گ‍ر
The Diary of a Madman and Other Stories

مشخصات کتاب یادداشت های یک دیوانه
مترجم :
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-312-597-4
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :1835
تعداد صفحه :304
سری چاپ :12
زودترین زمان ارسال :2 اردیبهشت

نیکلای گوگول از نویسندگان پرفروش روسیه

معرفی کتاب یادداشت های یک دیوانه اثر نیکلای گوگول | ایران کتاب

کتاب یادداشت های یک دیوانه، مجموعه ای از داستان های کوتاه نوشته ی نیکلای گوگول است که نخستین بار در سال 1835 انتشار یافت. این مجموعه داستان جذاب می تواند بهترین شروع برای ورود به دنیای آثار گوگول باشد. داستان یادداشت های یک دیوانه که عنوان کتاب را نیز به خود اختصاص داده، در را به روی جهان عجیب کمدی، فانتزی و تحلیل های اجتماعی این نویسنده ی بزرگ می گشاید. این داستان، زوال عقلی کارمندی دون پایه را همزمان با تلاش های این شخصیت برای جلب توجه زن مورد علاقه اش به تصویر می کشد. داستان که در دوره ی حاکمیت سرکوب گرانه ی نیکلای اول می گذرد، هجویه ای گزنده است بر کاغذبازی های افراطی و قوانین نه چندان کارآمد زمانه ی خود. گوگول در داستان های کتاب یادداشت های یک دیوانه، روی موضوعاتی همچون سرعت سرسام آور زندگی در خیابان های سن پترزبورگ و همچنین سقوط روح انسان به تاریکی و تباهی دست گذاشته است.

کتاب یادداشت های یک دیوانه

نکوداشت های کتاب یادداشت های یک دیوانه
Gogol is the greatest artist that Russia has yet produced.
گوگول بزرگترین هنرمندی است که روسیه تا به حال پرورش داده است.
Vladimir Nabokov

A special blend of comedy, social commentary, and fantasy.
ترکیبی ویژه از کمدی، تفاسیر اجتماعی و فانتزی.
Penguin

An amusing but disturbing exploration of insanity.
کاوشی سرگرم کننده اما تشویش آور درباره ی جنون.
Barnes & Noble

قسمت هایی از کتاب یادداشت های یک دیوانه (لذت متن)
لعنت! بیش از این دیگر نمی توانم تحمل کنم... همیشه اشراف زاده ها یا ژنرال ها. تمام چیزهای خوب این دنیا همیشه نصیب اشراف زاده ها یا ژنرال ها می شود. مردم طبقه ی ما به زحمت مایه ی دلخوشی کوچکی فراهم می کنند و درست هنگامی که می خواهند از این شادی نصیب ببرند، یک اشراف زاده یا ژنرال از راه می رسد و این شادی کوچک را هم از دستشان می قاپد. به جهنم! دوست داشتم یک ژنرال بودم، نه فقط به خاطر تصاحب سوفی و بقیه قضایا، بلکه دوست دارم ببینم که این آقایان با تمام لطیفه های درباری شان دنبال من چهار دست و پا می خزند.

بلوار نیفسکی همه ی روز را به فریب و نیرنگ مشغول است، اما بدتر از همه شب هاست، آن زمانی که تاریکی همچون فرشی بر آن گسترده می شود و تنها دیوارهای زرد و سفید ساختمان ها قابل تشخیص اند، زمانی که همه ی شهر، تیمارستانی از هیاهو و نور می شود، زمانی که ده ها هزار کالسکه از پل ها عبور می کنند، کالسکه چی ها فریاد می زنند و اسب ها را هی می کنند و زمانی که شیطان خودش بیرون می خزد و چراغ های خیابان را روشن می کند، تنها بدین منظور که همه چیز را با جلوه ای دگرگونه به نمایش درآورد.

سرگرد کاوالیوف برای گرفتن پستی مناسب شأنش به پترزبورگ آمده بود. اگر خوش شانسی می آورد، می توانست معاونت یک اداره ی دولتی را به دست آورد، اما اگر چنین توفیقی نصیبش نمی شد، شغلی نظیر منشی وزارتخانه در یکی از ادارات مهم دولتی به او واگذار می شد. سرگرد کاوالیوف بی میل نبود ازدواج کند، اما فقط با کسی که حداقل دویست هزار روبل جهیزیه داشته باشد. حال خواننده می تواند تصور کند که احساس این مرد، وقتی به جای دماغی زیبا و با اندازه کاملا طبیعی چیزی جز سطحی صاف و غیر طبیعی ندید، چه بود.