کتاب پلیس حافظه

The memory police
کد کتاب : 23080
مترجم :
شابک : 978-6003841543
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 344
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 1994
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 18 مرداد

معرفی کتاب پلیس حافظه اثر یوکو اوگاوا

پلیس حافظه کتابی است با سبک نگارش اورولی از یکی از نویسندگان تحسین شده ی ادبیات ژاپن به نام یوکو اوگاوا که با داستان گیرا و جذاب خود در باب نظارت و مراقبت پلیس و وحشت های ناشی از آن، خواننده را به جهانی خواهد برد که بسیاری از عناصر آن مشابه جهان عصر حاضر است.
جزیره ای بدون نام در یک ساحل بدون نام قرار دارد که اشیای مختلف در آن در حال مفقود شدن هستند. ابتدا یک کلاه گم می شود و سپس ربان ها، پرندگان و گل های رز..تا جایی که این اتفاقات تبدیل به رویدادهای جدی تری می شوند. اکثر ساکنان جزیره نسبت به این تغییرات آگاه نیستند و این در حالی است که عده ی معدودی قدرت به یاد آوردن اشیای گمشده را دارند. این تعداد اندک هم با ترس و وحشت ناشی از اقدامات پلیس حافظه زندگی می کنند. مقامات اژدهاصفت و سخت گیری که تعهد دارند مطمئن شوند هرآنچه ناپدید شده، به دست فراموشی سپرده شود.
یک زن جوان که با چنگ و دندان تلاش می کند تا حرفه ی داستان نویسی اش را حفظ کند، متوجه می شود که ویراستارش در خطر درگیر شدن با پلیس حافظه قرار دارد. بنابراین نقشه ای می کشد تا او را مخفی کند. زمانی که ترس و نابودی آن ها را محاصره می کند تنها چیزی که می توانند به آن چنگ بزنند، نوشتن اوست و این آخرین راه حفظ گذشته است.
این فضای سورئال و تحریک آمیز در باب قدرت حافظه و آسیب های ناشی از فقدان و از دست دادن، محتوای اصلی کتاب پلیس حافظه از یوکو اوگاواست که قابلیت ارتباط برقرار کردن با مخاطبین هر فرهنگ و زبانی را دارد.

کتاب پلیس حافظه

یوکو اوگاوا
یوکو اوگاوا، زاده ی ۳۰ مارچ ۱۹۶۲، نویسنده ی ژاپنی است.اوگاوا از سال ۱۹۸۸ تاکنون، بیش از چهل نوشته ی داستانی و غیرداستانی را به رشته ی تحریر در آورده است. او در سال ۲۰۰۶ کتاب «مقدمه ای بر ریاضیدانان زیبا» را به همراه ماساهیکو فوجیوارا که یک ریاضیدان است، نوشت که دیالوگی درباره ی زیبایی بی حد و حصر اعداد است. لطافت کارهای اوگاوا به دلیل این است که به نظر می آید کاراکترهای داستان های او در بیشتر اوقات نمی دانند کارهایی را که می کنند، چرا انجام می دهند. او کارهایش را با انباشتن اطلاعات جزئی انجام...
نکوداشت های کتاب پلیس حافظه
An elegantly spare dystopian fable . . . Reading The Memory Police is like sinking into a snowdrift: lulling yet suspenseful, it tingles with dread and incipient numbness . . . Ogawa’s ruminant style captures the alienation of being alive as the world’s ecosystems, ice sheets, languages, animal species and possible futures vanish more quickly than any one mind can apprehend.
افسانه ای پادآرمانشهری و باشکوه... خواندن پلیس حافظه همچون فرو رفتن در یک توده ی برف است: آرامش دهنده و در عین حال سرشار از تعلیق، حسی از وحشت و کرختی بدوی ایجاد می کند...سبک فکورانه ی اوگاوا، همچنان که زیست بوم های جهانی، ورقه های یخ، زبان ها، گونه های حیوانی و آینده ی احتمالی رو به نابودی می رود، حس بیگانگی حیات را به چنگ می اندازد.
New York Times Book Review New York Times Book Review

[A] masterly novel
رمانی استادانه.
New Yorker New Yorker

The Memory Police is a masterpiece: a deep pool that can be experienced as fable or allegory, warning and illumination. It is a novel that makes us see differently, opening up its ideas in inconspicuous ways, knowing that all moments of understanding and grace are fleeting. It is political and human, it makes no promises. It is a rare work of patient and courageous vision . . . [It] reaches English-language readers as if sent from the future.
پلیس حافظه یک شاهکار تمام عیار است: مخزنی عمیق که می تواند به عنوان افسانه، تمثیل، هشدار و روشنگری تجربه شود. رمانی است که باعث تغییر دیدگاه می شود؛ ایده های خود را در باب اینکه تمام لحظه های ادراک و اقبال به سرعت برق و باد در حال سپری شدن اند، از طریقی نامحسوس بیان می کند. هم سیاسی است و هم انسانی. هیچ عهدی نمی بندد. اثری نادر از بینشی صبورانه و شجاعانه است. چنان با مخاطب انگلیسی زبان ارتباط برقرار می کند که گویی اثری از آینده است.
Guardian Guardian

A masterful work of speculative fiction . . . An unforgettable literary thriller full of atmospheric horror.
اثری شاهکار از تخیلی اندیشمندانه..یک هیجان ادبی فراموش نشدنی با فضای سرشار از وحشت.
Chicago Tribune Chicago Tribune

Quietly devastating . . . Ogawa finds new ways to express old anxieties about authoritarianism, environmental depredation and humanity’s willingness to be complicit in its own demise.
ویرانگری بی سر و صدا...اوگاوا شیوه ی جدیدی برای بیان اضطراب های کهن نسبت به استبداد و تمایل بشریت در تیشه به ریشه ی خود زدن، یافته است.
Washington Post Washington Post

A feat of dark imagination . . . Ogawa stages an intimate, suspenseful drama of courage and endurance while conjuring up a world that is at once recognizable and profoundly strange . . . Emerging from Ms. Ogawa’s latest creation feels like waking up to find an unsettling dream sliding just out of memory.
شاهکاری از تخیل تاریک...اوگاوا یک درام پرتعلیق و صمیمی از شهامت و مقاومت به تصویر می کشد و همزمان درباره ی دنیایی مجادله می کند که زمانی قابل شناسایی و عمیقا شگفت بود...بیرون اومدن از جدیدترین اثر خانم اوگاوا همچون بیدار شدن و یافتن رویایی ناخوش است که به آرامی از حافظه بیرون می خزد.
Wall Street Journal Wall Street Journal

One of Japan’s most acclaimed authors explores truth, state surveillance and individual autonomy. Ogawa’s fable echoes the themes of George Orwell’s  1984, Ray Bradbury’s  Fahrenheit 451, and Gabriel Garcia Marquez’s  100 Years of Solitude, but it has a voice and power all its own.
یکی از تحسین شده ترین نویسندگان زاپن، حقیقت را می کاود و چگونگی مراقبت و استقلال شخصی را جز به جز شرح می دهد. حکایت اوگاوا طنینی مشابه فضای ۱۹۸۴ از جورج اورول، فارنهایت ۴۵۱ از ری بردبری و صد سال تنهایی از گابریل گارسیا مارکز دارد اما صاحب صدا و قدرتی کاملا منحصر به است.
Time Time

The novel is particularly resonant now, at a time of rising authoritarianism across the globe. Throughout the book, citizens live under police surveillance. Novels are burned. People are detained and interrogated without explanation.
این رمان به طور به خصوصی در زمان حال، که شاهد برخاستن اقتدارگرایی و استبداد در سراسر جهان هستیم، طنین انداز است. در خلال کتاب، شهروندان مرتب تحت نظارت پلیس اند. کتاب ها سوزانده می شوند. مردم بدون هیچ توضیحی دستگیر و بازجویی می شوند.
New York Times New York Times

A searing, vividly imagined novel by a wildly talented writer . . . Dark and ambitious.
رمانی کاوشگرانه با تخیلی روشن از قلم نویسنده ی به شدت با استعداد...تاریک و جاه طلبانه.
Publishers Weekly Publishers Weekly

Ogawa employs a quiet, poetic prose to capture the diverse (and often unexpected) emotions of the people left behind rather than of those tormented and imprisoned by brutal authorities.
اوگاوا از نثری آرام و شاعرانه برای به دام انداختن احساسات متنوع و اغلب غیرمنتظره ی افرادی بهره برده که برخلاف آنانی که توسط مقامات بی رحم شکنجه و زندانی شده اند، بیرون باقی مانده اند.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

قسمت هایی از کتاب پلیس حافظه (لذت متن)
از زمان پنهان شدن «ر» در مخفی گاه، ده روزی می گذشت اما مشخص بود که برای عادت کردن به این شیوه ی عجیب زندگی، هر دوی ما به زمان بیشتری نیاز داشتیم. لازم بود راجع به تک تک جزئیات تصمیم گیری کنیم: اینکه چه موقع آبجوش بیشتری برای فلاسکش ببرم، چه موقع برایش غذا ببرم و چند وقت یک بار ملحفه هایش را عوض کنم. اما باز وقتی سر میزم می نشستم تا کار کنم، می دیدم مدام فکرم مشغول اتاق مخفی است و کار نوشتنم هم به کندی پیش می رفت. فکر می کردم شاید «ر» احساس تنهایی کند و دلش بخواهد با کسی حرف بزند اما بعد درحالی که هنوز قیف آیفون دستم بود، باز فکر می کردم و به این نتیجه می رسیدم شاید بهتر باشد آرامشش را به هم نزنم. هرچقدر با دقت گوش می کردم هیچ صدایی دال بر اینکه کسی آن پایین زندگی می کرد، شنیده نمی شد. اما باز همین سکوت باعث می شد بیشتر نسبت به بودن کسی در آن اطاق حساس شوم. سرانجام گذر ایام روی روال خاصی افتاد. ساعت نه صبح سینی صبحانه اش را همراه یک فلاسک می بردم و در می زدم. در طول آن دیدار کوتاه مخزن توالتش را پر می کردم. ناهار ساعت یک بود. اگر «ر» به چیزی نیاز داشت، فهرستی را همراه پولش به من می داد و غروب هنگامی که برای پیاده روی می رفتم ، خریدهایش را انجام می دادم. بیشتر اوقات از من می خواست برایش کتاب بخرم اما چیزهای دیگری هم بود: تیغ اصلاح، آدامس نیکوتین دار (بودن در آن فضای بسته سیگار کشیدن را غیرممکن می کرد) دفترچه یادداشت، برنامه ی شام ساعت هفت بود. یک شب در میان حمام می کرد. برای شست وشو از یک تشت آب گرم استفاده می کرد. پس از آن هم دیگر کاری نداشت جز اینکه صبر کند تا یک شب طولانی دیگر نیز بگذرد. تنها مواقعی که کمی پیشش می ماندم، وقتی بود که برای بردن سینی شامش می رفتم. اگر خوراکی خوبی برای دسر داشتم، گاهی پیشش می ماندم و با هم دسر می خوردیم. شیرینی یا کلوچه را روی میز می گذاشتم و گرم صحبت می شدیم. گه گاه هم دست می بردیم و تکه ای از آن شیرینی یا کلوچه ها می خوردیم. از او پرسیدم: تونستی به اینجا عادت کنی؟ پاسخ داد: تا حدی.