0

کتاب سلوک به سوی صبح Journey to the East


  • قیمت : ۶,۵۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر سلوک به سوی صبح
محمدعلی فائزی محمدعلی فائزی

کتاب سلوک به سوی صبح اثر هرمان هسه، با نثری ساده و مسحورکننده، روایت گر داستان سفری زمینی و در عین حال، روحانی است. مردی آلمانی به نام اچ.اچ که رهبر یک گروه موسیقی است، به سفری ماجراجویانه به همراه انجمنی محرمانه دعوت شده است که اعضای آن، شخصیت های مشهوری در تاریخ چون پل کله، موتزارت و آلبرتوس مگنوس هستند. شرکت کنندگان در این سفر از محدودیت های زمان و مکان گذشته و در زوریخ به کشتی نوح برمی خورند و با دون کیشوت ملاقات می کنند. مقصد نهایی این مسافران، مشرق زمین و «آشیانه ی نور» است؛ جایی که شخصیت های داستان انتظار دارند تا در آن، به بازیابی روحی و معنوی دست یابند. اما هماهنگی و توازنی که در ابتدای سفر میان اعضا وجود داشت، خیلی زود به درگیری و تضادی آشکار تبدیل می شود. هر کدام از مسافران، بقیه ی گروه را غیرقابل تحمل پنداشته و مسیری جداگانه برای خود انتخاب می کند. در همین حال، اچ.اچ، سایر افراد را مسئول شکست این سفر دانسته و با تلخی فراوان آن ها را سرزنش می کند. اما مدت ها بعد از پایان یافتن سفر، اچ.اچ. با جست وجو در آرشیو انجمن، متوجه نقش خود در ازهم پاشیدگی گروه و همین طور، ماهیت شوم و تهدیدکننده ی خود سفر می شود.

خرید و معرفی کتاب خواندنی سلوک به سوی صبح



انتشارات: ماهیماهی
نویسنده: هرمان هسه هرمان هسه
مشخصات سلوک به سوی صبح
قطع : رقعی
شابک : 978-964-209-079-2
وزن : 85
تعداد صفحه : 127
سال انتشار شمسی : 1395
سال انتشار میلادی : 1932
سری چاپ : 3

ویژگی ها

نویسنده ی کتاب برنده ی جایزه نوبل ادبیات سال 1946

نکوداشت
A classic of modern literature.
اثری کلاسیک در ادبیات مدرن.
Barnes & Noble

With remarkably clear and accessible language.
با زبانی بسیار صریح و قابل فهم.
Amazon Amazon

A profound rendering of the struggle between faith and despair.
تصویری ژرف از تنازع میان ایمان و یأس.
Bookrags Bookrags

لذت متن
هر چیزی را که بادقت و از نزدیک بررسی می کنم، نامطمئن و غیرقابل اتکا می شود، همه چیز محو می شود و از هم می پاشد.

اکنون در این مرحله ی مصیبت بار، تمام روز را در دل طبیعت خزان زده ی زردپوش و زیر آسمان کبود پیوسته به آواز پاسداران و نشانه های رمز ایشان گوش فرامی داشتم و بازگشت پیکی و رسیدن پیامی را با بی صبری فزاینده ای انتظار می کشیدم و هربار ناکام می شدم و جز چهره های درمانده و آشفته نمی دیدم.

نخستین بار احساسی شبیه به اندوه و تردید در دل یافتم و هر قدر این احساس در دلم شدیدتر می شد، آشکارتر می دیدم که فقط امید به بازیافتن لئو نبود که سستی می گرفت، بلکه گویی دیگر هیچ چیز درخور اطمینان نبود و همه چیز سزاوار تردید بود و بیم آن بود که رفاقت همراهان و ایمان به سفر و سوگند وفاداری و حتی سلوک ما به سوی صبح و خود زندگی، همه ارزش و معنای خود را از دست بدهند.