کتاب دلبستگی های کوتاه

Chiaroscuro
کد کتاب : 23950
مترجم :
شابک : 978-9647822947
قطع : پالتویی
تعداد صفحه : 196
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 1912
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 5 آبان

معرفی کتاب دلبستگی های کوتاه اثر گراتزیا دلددا

کتاب دلبستگی کوتاه مجموعه ای از داستان های کوتاه است که توسط گراتسیلا دالدا نوشته شده است . بعضی از این داستان ها کوتاه ، بعضی دیگر بسیار کوتاه اند ، و همه ی آنها با سبک منحصر به فرد و نثر خاص خود دالدا نوشته شده اند. در همه ی این داستان های کوتاه صحبت از احساسات عمیق است ، احساساتی مانند نفرت ، عزت ، حسادت. در داستان های کتاب دلبستگی کوتاه ، تنها با چند جمله، نویسنده موفق به نوشتن داستانی می شود که خواننده به راحتی وارد آن شده، در آن غرق می شود و آن جهان را با همان دقت و شدت که شخصیت هایش تجربه می کنند، تجربه می کند. گراتسیا در این داستان ها با سبک خاص خودش به توصیف زندگی روستایی در ایتالیا می پردازد و فرهنگ این نوع زندگی را به خوبی به تصویر می کشد. این کتاب شامل 19 داستان کوتاه است. گراتسیلا دالدا دومین زنی بود که در سال 1926 برنده جایزه نوبل ادبیات شد. او در سال 1936 سن 64 سالگی ، در رم در گذشت.

کتاب دلبستگی های کوتاه

کتاب دلبستگی کوتاه مجموعه ای از داستان های کوتاه است که توسط گراتسیلا دالدا نوشته شده است . بعضی از این داستان ها کوتاه ، بعضی دیگر بسیار کوتاه اند ، و همه ی آنها با سبک منحصر به فرد و نثر خاص خود دالدا نوشته شده اند. در همه ی این داستان های کوتاه صحبت از احساسات عمیق است ، احساساتی مانند نفرت ، عزت ، حسادت. در داستان های کتاب دلبستگی کوتاه ، تنها با چند جمله، نویسنده موفق به نوشتن داستانی می شود که خواننده به راحتی وارد آن شده، در آن غرق می شود و آن جهان را با همان دقت و شدت که شخصیت هایش تجربه می کنند، تجربه می کند. گراتسیا در این داستان ها با سبک خاص خودش به توصیف زندگی روستایی در ایتالیا می پردازد و فرهنگ این نوع زندگی را به خوبی به تصویر می کشد. این کتاب شامل 19 داستان کوتاه است. گراتسیلا دالدا دومین زنی بود که در سال 1926 برنده جایزه نوبل ادبیات شد. او در سال 1936 سن 64 سالگی ، در رم در گذشت.

کتاب دلبستگی های کوتاه

گراتزیا دلددا
گراتزیا کوزیما دِلِدّا (Grazia Cosima Deledda) ‏ (۱۸۷۱–۱۹۳۶) نویسندهٔ ایتالیایی اهل جزیرهٔ ساردنی بود. وی در سال ۱۹۲۶ برندهٔ جایزه نوبل ادبیات شد.گراتزیا در ۲۷ سپتامبر ۱۸۷۱ در شهر نوئورو در جزیرهٔ ساردنی در خانواده‌ای از طبقهٔ متوسط به دنیا آمد. زنان در جامعه عقب‌افتاده‌ای مانند ساردنی قرن نوزدهم وضعیت مناسبی برای تحصیل و فعالیت اجتماعی نداشتند برای همین گراتزیا تا سوم ابتدایی بیشتر درس نخواند. اما از آن‌جا که در خانهٔ عمه‌اش کتاب‌خانهٔ بزرگی وجود داشت ...
قسمت هایی از کتاب دلبستگی های کوتاه (لذت متن)
خانم مانوئلّیتا می خواست بمیرد. ولی می خواست طوری بمیرد که مرگش را نوعی حادثهٔ ناگوار تلقی کنند. چکار باید می کرد؟ دایه می گفت اگر کسی شراب را با نمک بنوشد، مرگ آن درست مثل مرگ قولنج به نظر می آید. خانم مانوئلّیتا لب به مشروب نمی زد. اما جلوی تهوعش را گرفت و یک تنگ شراب که در آن نمک حل کرده بود را به زور قورت داد. خودش را روی تخت انداخت و چندی نگذشت که حس کرد سراپا داغ شده است. به نهایت احساس عطش می کرد. از جا بلند شد و باز هم شراب نوشید ولی به جای آن که به بستر برگردد به حیاط رفت و با نگاهی شگفت زده اطرافش را نگریست. همه چیز به نظرش متفاوت می آمد، همه چیز آرام و شاد شده بود، درست مثل زمان بچگی هایش که در آفتاب بازی می کرد. بله، وقتی روی پله های آن نمازخانه می نشست و با پنج تا ریگ یک قل دوقل بازی می کرد.