یونگ می گوید

مصاحبه ها و دیدارها
C.G. Jung Speaking: Interviews and Encounters

مشخصات کتاب یونگ می گوید
مترجم :سیروس شمیسا
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-119-835-9
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :1987
تعداد صفحه :394
سری چاپ :2
زودترین زمان ارسال :17 فروردین

کارل گوستاو یونگ از بزرگترین روانکاوان قرن بیستم

معرفی کتاب یونگ می گوید اثر کارل گوستاو یونگ | ایران کتاب

کتاب یونگ می گوید، اثری از کارل گوستاو یونگ است که اولین بار در سال 1987 به چاپ رسید. این کتاب جذاب، از طریق ارائه ی بیش از پنجاه شرح از مصاحبه ها، دیدارها و سخنرانی های یونگ، از شخصیت و روحیه ی این دانشمند و متفکر بزرگ سوییسی پرده برمی دارد و دربردارنده ی متن مصاحبه های رادیویی و تلویزیونی او و شرح حال هایی درباره ی یونگ نوشته ی شخصیت هایی برجسته در زندگی اوست. افراد زیادی در خلق این کتاب نقش داشته اند که از میان آن ها می توان به خلبان آمریکایی، چارلز لیندبرگ اشاره کرد که گفت و گوهایی درباره ی یوفوها با یونگ داشت. کتاب یونگ می گوید، اثری ارزشمند است که این فرصت را برای علاقه مندان به یونگ فراهم می کند تا با شخصیت این اندیشمند جریان ساز به شکلی منحصر به فرد آشنا شوند.

کتاب یونگ می گوید

نکوداشت های کتاب یونگ می گوید
Fantastic insights into one of the most interesting minds in modern times.
بینش هایی شگفت انگیز درباره ی یکی از جذاب ترین ذهن ها در دوران مدرن.
Amazon Amazon

A personal look at Jung and his mind.
نگاهی شخصی به یونگ و ذهن او.
Library Thing

قسمت هایی از کتاب یونگ می گوید (لذت متن)
یکی از بزرگ ترین موانع برای فهمیدن، فرافکنی شمن یا منجی است. همین که به چنین مرتبه ای ارتقا یافتید، دیگر قدرتی ندارید، در دریایی از مه گم شده اید. وقتی علائم این خود بزرگ بینی هویدا می شود بدانید که اخطاری جدی است و این غرور را باید فورا خاموش کرد.

خودپسندی مردان در اغلب موارد نتیجه ی فعالیت های حرفه ای آنان است. رشد و بسطی که می یابد تقریبا عجیب و غریب است. غالب مردان از چیزی می ترسند و پر از تعصب اند. در مورد غالب زنان این طور نیست. مردان مستعدند از هر دخالتی در شیوه ی تفکر و عقاید کوته فکرانه شان برنجند.

وقتی مواجهه ی مسیحی با سایه اش را به زبان روان شناسی تفسیر می کنیم، معلوم می شود که ترسی پنهان وجود دارد که نکند شیطان نیرومندتر باشد و مسیح نتواند کاملا بر او چیره شود والا چرا به دجال باور داشتند و هنوز هم منتظرند؟ زیرا فقط بعد از حکومت دجال و بعد از آمدن دگرباره ی مسیح است که شر سرانجام در جهان و در روح بشر مغلوب می شود. به لحاظ روان شناسی همه ی این سمبل ها و باورها به یک دیگر مربوط اند: همیشه مسئله ی پیکار با شر، با شیطان و چیره آمدن بر او وجود دارد، یعنی جذب و هضم او و ادغام کردنش در خودآگاهی.