کتاب رازهای سرزمین من

The secrets of my land
  • 10 % تخفیف
    قیمت : 185,000 | 166,500 تومان

  • موجود
  • انتشارات: نگاه نگاه
    نویسنده:
کد کتاب : 2583
شابک : 9789643514594
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 1311
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 2008
نوع جلد : زرکوب
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 12 خرداد

2 جلدی

معرفی کتاب رازهای سرزمین من اثر رضا براهنی

رازهای سرزمین من رمانی است تاریخی، نوشته ی رضا براهنی که در سال 1366 منتشر شده است. داستان بلندی که حول رخداد های مهم ایران معاصر من جمله سربرآوردن فرقه یدموکرات در آذربایجان، حضور مستشاران آمریکایی در ایران، کودتای 1332 ، رفتن شاه و در نهایت پیروزی انقلاب می چرخد. رازهای سرزمین من رمانی واقعگرا است که در قسمت هایی از کتاب به سمت رئالیسم جادویی می رود. هر فصل کتاب توسط یک شخصیت روایت می شود، عاملی که باعث می شود داستان همانند یک پازل شکل بگیرد. مهتمرین شخصیت رمان حسین است جوانی که به عنوات مترجم برای مستشاری آمریکایی کار می کند و شاهد قتل این فرد توسط سیزده نفر از افسران ارتش بوده است. حوادث دیگر رمان از پی این حادثه شکل می گیرند. افسران ارتش اعدام می شوند و حسین نیز به حبس ابد مجکوم می شود...
رازهای سرزمین من کتابی است جذاب و خوانا که با در دست گرفتنش تمایلی به کنار گذاشتن آن ندارید.

کتاب رازهای سرزمین من

رضا براهنی
رضا براهنی در سال ۱۳۱۴، در تبریز به دنیا آمد. در ۲۲ سالگی از دانشگاه تبریز لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی گرفت سپس به ترکیه رفت و پس از دریافت درجه دکتری در رشته ی خود به ایران بازگشت و در دانشگاه به تدریس مشغول شد. رضا براهنی هم چنین چند دوره کارگاه نقد، شعر و قصه نویسی برگزار کرد که باعث شکل گیری یک جریان ادبی در دهه ی هفتاد شمسی شدند. در سال ۱۳۵۱ خورشیدی به آمریکا رفت و شروع به تدریس کرد. در سال ۱۳۵۳ خورشیدی، بار دیگر به آمریکا رفت در سال ۱۳۵۶ جایزه ی بهترین روزنامه نگار حقوق انسانی را گرفت.
قسمت هایی از کتاب رازهای سرزمین من (لذت متن)
سرهنگ می ترسید که این دفعه نتواند چیزی شکار کند. باز هم صورت متمرکزی پیدا کرده بود، زبانش را از دهنش در آورده، گذاشته بود روی لب پایینش و به دقت آب را که داشت توی تاریکی غروب محو می شد، تماشا می کرد. چوب را داخل لجن و جلبک فرو برد، صدای قار و قور قورباغه ها را شنید، چوب را فروتر کرد، و بعد که خواست چوب را بیرون بکشد، دید که توی لجن گیر کرده است. چند قدم جلوتر رفت، به چوب فشار آورد و چوب شکست و توی مرداب فرو رفت.

به ما هی می گویند که ویتنام مرز آمریکاست. آمریکا همیشه در حال گشودن مرز ها بوده. ایران هم یک مرز بود، ولی این مرزها گوگردهایی هستند که در ماتحت بشریت میریزند. بعد چاشنی می گذارند و منفجر می کنند. تجاوز باروت به احشاء بنی نوع بشر. احشاء بشریت، احشاء منفجر شده بشریت مرز آمریکاست.

زندان شبیه حمامی بود که پدرم در آن کار می کرد و خودم زمانی در آن کار کرده بودم. زندانی ها مثل مشتری های حمام بودند. می آمدند لخت می شدند می رفتند خیس می خوردند در اعماق بخار و مه و عرق می شدند و پس از چند صباحی بیرون می رفتند. بعضی ها زود به زود می آمدند بعضی ها یک بار که آمدند می رفتند و دیگر برنمی گشتند.