آندره ویل وقتی در سالهای پایانی عمرش خاطرات خود را نوشت، یکی از چهرههای تعیینکنندهٔ ریاضیات قرن بیستم بود؛ از بنیانگذاران گروه بورباکی و ریاضیدانی که کارش در نظریهٔ اعداد و هندسهٔ جبری بر نسلهای بعد اثر گذاشت. بااینحال، «شاگردی یک ریاضیدان» (The Apprenticeship of a Mathematician) کتابی دربارهٔ پیروزیهای یک استاد سالخورده نیست. عنوان فرانسوی اثر، Souvenirs d’apprentissage، دقیقا به مقصود نزدیکتر است: خاطرات آموختن. ویل به عقب نگاه میکند تا ببیند پیش از آنکه به «آندره ویل» تاریخ ریاضیات تبدیل شود، چه چیزهایی ذهن او را ساختهاند؛ مدرسه، کتابها، استادان، سفر، زبان، هند، دوستی با ریاضیدانان، بورباکی، جنگ و حتی زندان. ساختار کتاب نیز مطابق همین منطق تکوینی پیش میرود. از کودکی و مدرسه آغاز میشود، به اکول نرمال سوپریور و نخستین سفرها میرسد، اقامت ویل در هند را با تفصیل روایت میکند، سپس به استراسبورگ و شکلگیری بورباکی میپردازد و بخش بزرگی را به تجربهٔ عجیب او در جنگ جهانی دوم اختصاص میدهد. پایان در قارهٔ آمریکا قرار دارد. این مسیر عمدا پیش از بخش مهمی از دوران متأخر حرفهای ویل متوقف میشود. بنابراین کتاب بیش از آنکه «زندگینامهٔ کامل» باشد، روایتی از ساختهشدن یک شیوهٔ فکرکردن است. یکی از جذابترین بخشها اقامت ویل در هند در آغاز دههٔ ۱۹۳۰ است. او فقط استادی اروپایی نیست که برای تدریس ریاضیات به دانشگاه علیگر رفته باشد. سانسکریت میخواند، با فرهنگ و ادبیات هند درگیر میشود، جواهر لعل نهرو را میبیند و جامعهای را تجربه میکند که در آستانهٔ تحولات سیاسی بزرگ قرار دارد. این گشودگی فرهنگی برای فهم ویل مهم است. افق او هیچگاه به ریاضیات حرفهای محدود نمیشود؛ زبان، شعر و تاریخ نیز برایش جدیاند. بااینهمه، این علایق به حاشیهای تزئینی در خاطرات تبدیل نمیشوند. کتاب نشان میدهد چگونه کنجکاوی گسترده و انضباط شدید ریاضی میتوانند در یک ذهن کنار یکدیگر زندگی کنند. فصل مربوط به استراسبورگ و بورباکی برای تاریخ ریاضیات ارزش ویژهای دارد. بورباکی نام مستعاری جمعی بود که گروهی از ریاضیدانان جوان فرانسوی با آن پروژهای بلندپروازانه را آغاز کردند: بازسازی ارائهٔ ریاضیات بر پایهٔ ساختاری منظم و دقیق. ویل ماجرا را از درون روایت میکند؛ از بحثها، شخصیتها و فضای فکری گروه. اهمیت این خاطرات در آن است که چیزی را آشکار میکنند که متنهای نهایی بورباکی پنهان میسازند: پشت آن زبان سرد و بیشخصیت، جماعتی زنده از ریاضیدانان با اختلاف، شوخی، جاهطلبی و شیوههای متفاوت فکرکردن وجود داشت. جنگ ناگهان این جهان انتزاعی را به واقعیتی بسیار زمخت وصل میکند. ویل در فنلاند بازداشت و به جاسوسی مظنون شد، سپس به فرانسه بازگردانده شد و به دلیل سر باز زدن از انجام تکلیف نظامی در زندان روآن افتاد. شگفتی ماجرا این است که زندان برای او به دورهای فوقالعاده بارور در ریاضیات تبدیل شد؛ بخشی از کار مهمش دربارهٔ مسائل مرتبط با فرضیهٔ ریمان برای میدانهای تابعی در همین شرایط شکل گرفت. روایت ویل از این دوره، بهخصوص در فصلی که آن را «جنگ و من: اپرای کمیک در شش پرده» مینامد، از خودترحمی فاصله دارد. طنز خشک و فاصلهگذاری او حتی تجربههایی را که میتوانستند به خاطراتی قهرمانانه تبدیل شوند از اغراق حفظ میکنند. همین خویشتنداری از نقاط قوت کتاب است. ویل چندان علاقهای ندارد از خود اسطوره بسازد یا دربارهٔ «نبوغ» سخنرانی کند. آدمها را با داوریهای گاه تند و مشخص توصیف میکند و دربارهٔ نهادهای علمی نیز احترام تشریفاتی نشان نمیدهد. در عوض، تصویری غیررمانتیک از زندگی ریاضی ارائه میدهد: مسئله پیداکردن، سفرکردن برای دیدن کسی که چیزی میداند، بحثکردن، اشتباهکردن، خواندن، و گاهی دورهای طولانی از سردرگمی پیش از لحظهای که رابطهای ناگهان روشن میشود. این انتخاب البته محدودیت کتاب هم هست. کسی که انتظار شرح ساده و مفصل دستاوردهای ریاضی ویل را دارد، همیشه توضیح کافی دریافت نمیکند؛ برخی نامها و مسائل با فرض آشنایی خواننده وارد روایت میشوند. از سوی دیگر، خاطرات بسیار گزینشیاند و نیمهٔ دوم زندگی علمی ویل را با همان تفصیل سالهای آغازین پوشش نمیدهند. کتاب بیشتر خودزندگینامهٔ فکری است تا سندی جامع دربارهٔ تمام زندگی او. شاید بهترین تصویر این کتاب همان تضادی باشد که بارها تکرار میشود: مردی میان هند، فنلاند، زندان فرانسه و دانشگاههای آمریکا جابهجا میشود، در حالی که در ذهنش مسئلهای ریاضی مسیر خودش را ادامه میدهد. «سالهای شاگردی یک ریاضیدان» نشان میدهد ریاضیدانشدن پایان آموزش نیست؛ نامی است برای نوع خاصی از شاگردماندن.
درباره آندره ویل
آندره وی زاده ی ۶ می ۱۹۰۶ و درگذشته ی ۶ اوت ۱۹۹۸ ، ریاضیدان فرانسوی و برادر بزرگتر سیمون وی، عارف و فیلسوف فرانسوی است. او به خاطر کارهایش در نظریه اعداد و هندسه جبری معروف است. او یکی از اعضا، و ظاهراً، از بنیانگذاران گروه نیکلا بورباکی بود.