خاما

khamaa

مشخصات کتاب خاما
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :2018
سری چاپ :10
تعداد صفحه :448
شابک :9786003840324
زودترین زمان ارسال :17 فروردین

معرفی کتاب خاما اثر یوسف علیخانی | ایران کتاب

علیخانی در رمان جدید خود به رهیافت تازه ای از منظر زبان روایت دست پیدا کرده و توانسته با عبور از سنت نویسندگی اش در سه گانه داستانی و رمان نخست خود، به خلق زبانی تازه در نوشتن دست پیدا کند که بر اساس آن شالوده روایت رمان به صورت زبان فارسی عادی است اما اصطلاحات و عبارت های مرتبط با زبان مردمان بومی حاضر در رمان در متن و تصویرسازی های متن مورد استفاده قرار گرفته است.

این رمان همچنین از منظر توصیف و تصویرسازی در میان سایر آثار این نویسنده قابل توجه تر است.

این نویسنده در متن کوتاهی که همزمان با تالیف این رمان منتشر کرد، درباره آن نوشته است: خاما نباید نوشته می شد. یک بار یکی خیلی سال قبل او را زندگی کرد و در شبی، این راز مگو را گفت و دیگر به سخن در نیامد. لال شد. و گذشت و گذشت و گذشت تا رسید به یکی که کارش گفتن است. این کلمه ها امید دارند خاما زنده شود و آن راوی هم. به رقص و به رنگ رنگ زرد و قرمز این حلفه آتش باید که جاری شد.

کتاب خاما

قسمت هایی از کتاب خاما (لذت متن)
سگ سفیدم با خودش دم دم بازی می کرد. نگاهش کردم. خاما را. هیچ وقت اینطور سرخوش نیده بودمش. از اول حواس ام پی اش بود. داشت نگاهم می کرد تا مرغ و خروس ها را جا بدهم و سیر نگاهش بکنم. نشست روی تخته سنگی. رفتم نزدیک تر. قلبم تند تند می زد. پرنده ای توی دلم صدا می کرد که بروم جلوتر. بروم و باهاش حرف بزنم. بروش و باهاش پرواز بگیرم. بروم و با هم آشیانه بسازیم. حس کردم همه دارند نگاه مان می کنند؛ سنگ ها و خانه ها آدم ها و نی زارها و دریاچه و آغگل. خاما تلخ خندید. به اطراف نگاه کردم. آغگل رفته بود توی تاریکی و کسی مار ا نمی پایید. نزدیک تر رفتم...