«خیال حلاج» نوشتهی مقبول علوی رماننویس عربستانی است. او در این کتاب به سراغ منصور حلاج یکی از تاثیرگذارترین و جنجالیترین چهرههای جهان اسلام رفته و رمانی امروزی نوشته است. زندگی حلاج هنوز یکی از تراژیکترین داستانهاست. راوی داستان نوری ابراهیم دانشجوی دوره دکتراست که چون پایاننامهاش را دربارهی زندگی و اندیشههای «حلاج» انتخاب کرده، مدرک دکترا را از او دریغ کردهاند و علاوه بر اخراج از دانشگاه، با شکایت مودیان دینداری به بهانهی تشویش اذهان دانشگاهیان، سر از دادگاه درمیآورد و جلسه دفاع از پایاننامه، به جلسه دفاع در دادگاه ختم میشود. نویسنده دادگاه خودش را با دادگاه حلاج، مقایسه میکند. بهخصوص در بخشی که هیأتداوران در جلسه دفاع از نوری ابراهیم میخواهند که توبهنامه بنویسد درست مثل رفتاری که قاضیان حلاج با او کردند: «مرا حدود هزاروصد سال پیش به جرم کفر و زندقه و الحاد محکوم به اعدام کردند واقعا درشگفتم که از هزاروصد سال پیش تاکنون اندیشه این انسانها هنوز همان است که بوده.» نویسنده نشان میدهد که اگر 1100 سال پیش حلاج را به جرم الحاد در آتش سوزاندند و خاکسترش را به دجله سپردند، از آن خاکستر در دل قرون و اعصار ققنوسهایی همچون نوری ابراهیم؛ دانشجویی صادق و پاکباخته برمیخیزند که در دانشگاه دینفروشان به جرم الحاد خانهنشین و در دادگاه محاکمه میشوند؛ دادگاهی به سبک و سیاق دوران حلاج. تاریخ تکرار میشود؛ تکرار کشتن حلاجها در تاریخ خاورمیانه؛ جایی که مهد تمدن جهان است؛ تمدنی که امروزه از آن فقط همان تکرارهای تلخ باقی مانده است. قهرمان داستان در اوج افسردگی ناشی از این اتفاقات، حلاج را در رویای خود میبیند. ارتباط راوی با روح حلاج، امکانی فراهم آورده تا گفتارها و سخنان مشترک راوی و حلاج روایت شود. به این ترتیب نویسنده با ظرافت تاریخ و داستان را درهم ادغام میکند؛ داستانی که هم داستان است، هم تاریخ، هم واکاوی آدمی و هم نقدی بر صاحبان قدرت. داستان دربارهی آزادگی است و مضمونی تفکربرانگیز دارد. «خیال حلاج» روایتی امروزی از سرنوشت حلاج است که نشان میدهد قرنها بعد از او، هیچچیز تغییر نکرده و قهرمان داستان همچون حلاج قربانی خشونت فرصتطلبان امروزی میشود.
درباره مقبول العلوی
مقبول موسی العلوی متولد 1968 ، رمان نویس اهل عربستان سعودی است. وی فارغ التحصیل دانشگاه مکه با لیسانس آموزش هنر است و به عنوان معلم کار کرده است.