کتاب ایلیاد و اودیسه

Iliad
  • 5 % تخفیف
    160,000 | 152,000 تومان

  • موجود
  • انتشارات: هرمس هرمس
    نویسنده:
کد کتاب : 29329
مترجم :
شابک : 978-9643634568
قطع : پالتویی
تعداد صفحه : 1005
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : -750
نوع جلد : جلد سخت
سری چاپ : 4
زودترین زمان ارسال : 21 اردیبهشت

معرفی کتاب ایلیاد و اودیسه اثر هومر

"ایلیاد و ادیسه" شاهکار معروف "هومر" است که نظیر آن در دنیای ادبیات بسیار اندک است. در کدام اثر داستانی دیگری چنین بینشی نسبت به آگاممنون سرسخت ، هکتور نجیب ، ادیسه باهوش و خوش صحبت ، پاریس تنبل و کم جرات، هلن گناهکار و آشیل جنگجو ایجاد شده است؟ خواننده می تواند هم با تروجان و هم با یونان همذات پنداری کند ، و با هر دو طرف بر سر خرابی های جنگ، رنج بکشد. همه ی قهرمانان یونان و تروا و آنچه باعث می شود آنها قوی به نظر برسند، اینجا پیش روی خواننده است و از همه بهتر ، نگاهی طنزآمیز به پشت صحنه ی خدایان یونان داریم. نقاط قوت ، ضعف و همه اختلافات و دعواهایی که بین آنها ایجاد می شود. داستان "ایلیاد و ادیسه" در کنار هم زیبا به نظر می رسند و نمی توان یکی از آن ها را خواند و از مطالعه ی دیگری لذت نبرد.
ادیسه یک قهرمان باهوش و حیله گر است و تا زمانی که از سفر طولانی خود به خانه برسد و آماده اقدامی علیه غاصبان خانه ی خود بشود، خواننده از موفقیت های او احساس رضایت می کند و به نوعی طرفدار او می شود. "هومر" حماسه را به نحوی به نگارش درآورده که خواننده با ادیسه، پسر و همسرش، از طریق افکار و تعاملاتشان با دیگران آشنا می شود. ایلیاد در طول جنگ تروا اتفاق می افتد و بر جنگجویان یونانی و تروایی و آنچه در میدان جنگ اتفاق می افتد تمرکز دارد. ادیسه کاملا در ادامه ی ایلیاد نیست ، اما ده سال پس از پایان جنگ تروا رخ می دهد که جنگجوی بزرگ، ادیسه، هرگز به آنجا بازنگشت. به نظر می رسد که او در دریاهای آزاد و جزایر مختلف در طول مسیر مشکل داشته و نتوانسته است به خانه ی خود برگردد. در این میان خواستگارانی که فکر می کنند او مرده است و می خواهند با پنه لوپه، همسر او ازدواج کنند ، به خانه او حمله کرده اند و باید دید نهایتا سرنوشت ادیسه چه خواهد شد.

کتاب ایلیاد و اودیسه

هومر
هومر، شاعر و داستان سرای یونانی است. او احتمالا در حدود 800 سال پیش از میلاد مسیح می زیسته است. این تنها چیزی است که درباره زندگی هومر در دسترس است. تنها آثار به جا مانده از وی، دو گلچین شعر با نام های ایلیاد و ادیسه است. همه ی آنچه که ما درباره ی تاریخ و افسانه های یونان باستان می دانیم، از موضوع های همین شعر ها گرفته شده است.هومر در پایان زندگی نابینا شد. او در این زمان از شهری به شهری دیگر می رفت و اشعار حماسی خود را با نوای چنگ می خواند.هرودوت، تاریخ نگار بزرگ یونانی، با قاطعیت نوشته است ...
قسمت هایی از کتاب ایلیاد و اودیسه (لذت متن)
هرمس گفت: « زئوس به تو دستور می دهد تا زیباترین این سه تن را انتخاب کنی. » پاریس هم چنان که سرش را تکان می داد، گفت: « فکر نمی کنم کار من باشد. من در مقامی نیستم که چنین تصمیمی بگیرم. ترجیح می دهم دست به چنین کاری نزنم. » پاریس می دانست که هر تصمیمی بگیرد، باعث خشم بازندگان خواهد شد. از این رو لبخندی زد، سیب زرین را در دست گرفت و گفت: « من این سیب را سه قسمت می کنم و هر قسمت را به یکی از آنان می دهم. » هرمس پافشاری کرد: « پاریس، این راه حل نیست. » پاریس در نهایت بی میلی دامنه ی کوه را در پیش گرفت و نزد ایزدبانوان رفت. او به آنان گفت: « خواهش می کنم مرا ببخشید. من این داوری را به عهده نگرفتم. آدمی در برابر فرمان زئوس چه می تواند بکند؟ » ایزدبانوان به سوی او چرخیدند. چشمان پاریس از برق زیبایی آنان متحیر ماند. گفت: « خواهش می کنم یکی یکی جلو بیایید. وقتی در کنار هم هستید، از شدت زیبایی تان، چشمانم جایی را نمی بینند. » هرا نخستین فرد بود که جلو آمد و آهسته گفت: « جایزه را به من بده تا تو را فرمانروای آسیا و ثروتمندترین مرد روی زمین کنم. » پاریس چیزی نگفت و نگاهش را گرداند. آتنا نفر بعد بود. او همانند عقابی که برفراز صخره ها و در دل آسمان آبی بی پایان در پرواز باشد، مستقیم به چشمان او نگاه کرد و گفت: « اگر مرا انتخاب کنی، در هر نبردی پیروز خواهی شد. من تو را خردمندترین و خوش سیماترین مرد جهان خواهم کرد. » پاریس شانه هایش را بالا انداخت و گفت: « من نیازی به نبرد نمی بینم. من شبانم و برای داوری عادلانه، نیازی به رشوه ندارم. آفرودیت آماده ای؟ »