کتاب ترز دکرو

Thérèse Desqueyroux

مشخصات کتاب ترز دکرو
مترجم : احمد آجودانی
شابک : 978-964-00-1683-1
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 128
سال انتشار شمسی : 1393
سال انتشار میلادی : 1927
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 18 آذر

جزو فهرست ۱۰۰ کتاب قرن لوموند

فرانسوا موریاک برنده جایزه ی نوبل ادبیات سال 1952

معرفی کتاب ترز دکرو اثر فرانسوا موریاک

رمان ترز دکرو، شاهکار فرانسوا موریاک و یکی از برترین رمان های ادبیات فرانسه، داستان به یادماندنی زنی جوان و ناموفق در ازدواج است که یأس و ناامیدی، او را به فکر ارتکاب قتل می اندازد. موریاک، تصویری فراموش نشدنی از انزوا و استیصال روحی خلق کرده و واقعیات پیچیده ی مسائلی چون بخشش، احترام و کامیابی را به زیبایی در قالب داستان ارائه کرده است. داستان رمان در حومه ی شهر بوردو و منطقه ای گرم و طوفانی می گذرد و به دنیای درونی شخصیتی به نام ترز می پردازد که در نسل های متعدد، ذهن و تخیل کتاب دوستان بسیاری را به خود مشغول ساخته است. فرانسوا موریاک در مصاحبه اش با نشریه ی پاریس ریویو درباره ی این رمان گفته است: «من در رمان ترز دکرو، از عناصر موجود در فیلم های صامت استفاده کردم: عدم مقدمه چینی، شروع ناگهانی و فلش بک. این متدها در آن زمان، جدید و غافل گیرکننده بودند.»

کتاب ترز دکرو

فرانسوا موریاک
فرانسوا موریاک، روزنامه نگار، نویسنده و شاعر فرانسوی و برنده ی جایزه ی ادبی نوبل سال ۱۹۵۲ یکی از بزرگترین نویسندگان قرن بیستم اروپا محسوب شده است. او در روز یکم سپتامبر سال ۱۹۷۰ در ۸۵ سالگی درگذشت.فرانسوا موریاک در سال ۱۸۸۵ در بوردو از بنادر بزرگ فرانسه متولد شد، در ۱۹۳۳ به عضویت فرهنگستان کشورش درآمد، سال ۱۹۵۲ جایزه ی ادبی نوبل را دریافت کرد و سرانجام بعد از نزدیک به هفتاد سال نویسندگی، در اول سپتامبر سال ۱۹۷۰ در شهر پاریس از دنیا رفت. با تمام تلاش های او در این عرصه این جمله تمسخرآمیز و نیش...
نکوداشت های کتاب ترز دکرو
Poetic and lyrical.
شعرگونه و غزل وار.
Barnes & Noble

Mauriac's great novel.
اثر عظیم موریاک.
Revolvy

A closely observed book.
کتابی بسیار فکر شده.
Guardian Guardian

قسمت هایی از کتاب ترز دکرو (لذت متن)
سرنوشتش این بود که تنهایی را با خود داشته باشد، مثل فردی جذامی که زخم هایش را به همراه دارد. هیچ کس نمی تواند کاری برای من بکند. هیچ کس نمی تواند کاری بر ضد من بکند.

چه از سر تنبلی و چه از روی ناتوانی در پیدا کردن واژه های مناسب، در او میلی به سکوت ایجاد شده بود.

آدم های بی شیله پیله ی واقعی، از این که هر روز در اطرافشان چه اتفاقاتی می افتد، هیچ نمی دانند؛ و هیچ وقت نمی فهمند که چه علف های سمی و هرزی زیر پای کودکانه شان در حال رشد است.