چه میشود اگر کشف کنیم دهکدهی جهانی ادبیات برخلاف تصور عدهای، دهکدهای عادلانه، آزاد و برابر نیست، بلکه قلمرویی وسیع، نابرابر و سرشار از مناسبات قدرت و رقابتهای نامرئی است؟ کتاب «جمهوری جهانی ادبیات» نوشتهی پاسکال کازانووا، پژوهشگر و منتقد برجستهی فرانسوی دقیقا از همین نقطه آغاز میشود تا نقشهی جغرافیای سیاسی فرهنگ را از نو ترسیم کند. کازانووا در این اثر بنیادین که در حوزهی جامعهشناسی ادبیات و مطالعات تطبیقی جای میگیرد، دست روی پرسشی بنیادین میگذارد: چرا برخی نویسندگان به شهرت جهانی میرسند اما برخی دیگر، صرفا به دلیل جغرافیا یا زبانی که در آن مینویسند، در حاشیه باقی میمانند؟ او با الهام از نظریههای اجتماعی بوردیو و والرشتاین نشان میدهد که ادبیات، فراتر از مرزهای جغرافیایی و سیاسی، صاحب یک نظام بینالمللی مستقل است؛ فضایی متشکل از «مرکز» و «پیرامون» که قوانین و ارزشگذاریهای خاص خودش را بر نویسندگان سراسر جهان دیکته میکند. در این جغرافیای فراملی، سلطه نه با اسلحه و قدرت اقتصادی، بلکه با چیزی به نام «سرمایهی ادبی» اعمال میشود. کازانووا توضیح میدهد که چطور شهرها و زبانهای خاصی در طول قرنها توانستهاند اعتبار ادبی جهان را در خود انباشته کنند و نقش داور نهایی کیفیت هنر را به دست بگیرند. پاریس در تحلیلهای او تجسم کامل این مرکزیت است؛ نقطهای فرضی شبیه به نصفالنهار گرینویچ که فاصلهی دیگر آثار با «مدرنیتهی ادبی» بر اساس سنجش با معیارهای آن تعیین میشود. در چنین ساختاری زبانهای مرکزی حکم گذرگاه اصلی را دارند و «ترجمه» نه فقط یک تبادل فرهنگی ساده، بلکه نوعی روادید ورود و ابزار کسب مشروعیت برای نویسندگانی است که خارج از این قلمروهای پرقدرت رشد کردهاند. اثر بهزیبایی تشریح میکند که چگونه ارزش یک شاهکار داستانی تنها حاصل زیباییشناسی خالص نیست، بلکه به زیرساختهای نشر، قدرت نهادهای نقادی و وزن تاریخی زبان مبدأ وابسته است. بخش جذابی از این پیمایش پژوهشی به بررسی سرنوشت و راهبردهای هنرمندانی اختصاص دارد که از جغرافیاهای کمسرمایه یا حاشیهای برخاستهاند. کازانووا با واکاوی زیست حرفهای و انتخابهای زبانی چهرههایی چون جیمز جویس، فرانتس کافکا، صموئل بکت و ویلیام فاکنر، استراتژیهای گوناگون در مواجهه با مرکز را آشکار میسازد؛ از جذب شدن در الگوهای مسلط و تسلیم در برابر معیارها گرفته تا شورشهای جسورانهی فرمی و بازآفرینی زبان برای شکستن سلطهی مرکز. این کتاب نشان میدهد که چگونه نویسندگان حاشیه میان دو جبهه دستوپا میزنند: از یک سو فشار و انتظار جامعهی مادری برای بازتاب دادن هویت و دغدغههای ملی و از سوی دیگر تمایل به رهایی از محدودیتهای بومی برای پیوستن به آوانگاردهای بینالمللی. همین کشمکش دائمی، سرچشمهی خلق بزرگترین و نوآورانهترین شاهکارهای ادبی قرن بیستم بوده است. «جمهوری جهانی ادبیات» مطالعهای دقیق، روشنگر و تحلیلی برای تمام محققان، دانشجویان ادبیات تطبیقی، جامعهشناسان فرهنگ، مترجمان و علاقهمندان جدی تاریخ نقد است. خواننده پس از مواجهه با این اثر نگرش رایج و رومانتیک خود دربارهی «جهانی شدن» را کنار میگذارد و یاد میگیرد که تاریخ هنر را با عینکی تحلیلیتر ببیند؛ عینکی که پیچیدگیهای ساختاری، نابرابریهای زبانی و مبارزات نمادین پشت پردهی کتابها را روشن میسازد.
درباره پاسکال کازانووا
پاسکال کازانووا (14 فوریه 1959 - 29 سپتامبر 2018) منتقد ادبی فرانسوی بود. از سال 1997 تا 2010، او نویسنده و ویراستار L'Atelier littéraire یک نمایش رادیویی در فرانسه بود. او استاد مهمان در گروه مطالعات عاشقانه در دانشگاه دوک بود.