کتاب آخرین شیطان

Collected stories : Gimpel the fool to the Letter writer
کد کتاب : 31250
مترجم :
شابک : 978-9642092956
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 184
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 2004
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1

معرفی کتاب آخرین شیطان اثر ایزاک باشویس سینگر

"آخرین شیطان" مجموعه ای داستان های کوتاه نوشته شده توسط "ایزاک باشویس سینگر"، نویسنده ی یهودی اروپای شرقی است که با افزایش خطرات ناشی از شکل گیری قدرت در آلمان نازی، کشورش لهستان را به مقصد آمریکا ترک گفت و حرفه ی داستان نویسی خود را در آنجا ادامه داد؛ اما آنچه از چنگال جنگ بر پیکر او و هم کیشان لهستانی اش بر جای مانده بود هرگز ترمیم نشد و تا ابد در داستان های او خودنمایی می کرد. وی نویسنده ای وفادار به سنت و ملیت خود بود و با اینکه در امریکا زندگی می کرد اما داستان هایش را به زبان انگلیسی به نگارش در نیاورد و از زبان مادری اش برای نوشتن آن ها بهره گرفت.
مجموعه ی "آخرین شیطان" از نه داستان کوتاه تشکیل شده که با وجود عدم پیوستگی همگی در مکان مشترکی که از آن با نام گورستان بزرگ یهودیان یاد می شود، اتفاق می افتد. آنچه فضای کلی داستان ها را در برگرفته، فرهنگ غالب یهودیان لهستان بوده و در کنار طنز پنهان به کار گرفته شده در داستان ها، تجربه ی جدیدی از آشنایی با دنیایی که "ایزاک باشویس سینگر" به تصویر می کشد، خواهد بود.هشت قصه از مجموعه ی "آخرین شیطان" از مجموعه ی جمعه کوتاه و داستان های دیگر که در سال 1964 منتشر شد انتخاب شده اند و یک قصه ی باقیمانده هم داستانی است که چندین سال بعد از انتشار این مجموعه، در یک روزنامه به چاپ رسید. داستان های سینگر از سبک قصه گویی سنتی و ماوراء الطبیعه و همچنین از لحنی شرورانه و وحشی برخوردار است که می تواند برای مخاطبین تکان دهنده و در عین حال جالب توجه باشد.

کتاب آخرین شیطان

ایزاک باشویس سینگر
ایزاک بشویس سینگر، زاده ی ۱۹۰۴ و درگذشته ی ۲۴ ژوئیه ۱۹۹۱، داستان نویس یهودی و برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال ۱۹۷۸ است. وی هم چنین جایزه ی کتاب ملی را دریافت کرده است.پدر ایزاک و پدر بزرگ مادری او خاخام بودند. او در سال ۱۹۳۵ به ایالات متحده مهاجرت کرد، سردبیر روزنامه ی «فوروارد» در نیویورک شد و اکثر داستان های کوتاه خود را برای اولین بار در آن روزنامه چاپ کرد.سینگر تمام آثارش را به ییدیش، زبان مادری خود نوشته است. پس از به شهرت رسیدن، داستان های کوتاه و بلند او یکی پس از دیگری با نظارت خودش ب...
قسمت هایی از کتاب آخرین شیطان (لذت متن)
از آن پس، طایبله دیگر تنها ماند. زود پا به سن گذاشت، از گذشته ها برایش هیچ نمانده بود، الا رازی که نه هرگز می شد به زبان آورد و نه کسی آن را باور میکرد. راز هایی هستند که دل نمی تواند آن ها را با لب در مکیان بگذارد. آدمی این راز ها را با خود به گرو می برد. درختان بید آنها را زمزمه می کنند و کلاغ ها آن ها را به غار غار می گویند و سنگ لحد در سکوت از ایشان حرف می زند، اما به زبان سنگ ها. مردگان روزی برخواهند خواست اما رازهایشان تا انقراض نسل بشر برای قضاوت نزد قادر مطلق خواهند ماند.

در مقام یک شیطان، شهادت می دهم که دیگر شیطانی باقی نمانده است. وقتی انسان خودش شیطان است، دیگر چه نیازی به شیطان؟ چرا باید کسی را که نزده می رقصد به گناه ترغیب کرد؟ من آخرین ترغیب کنندگان هستم.