مرسیه و کامیه

Mercier and Camier

مشخصات کتاب مرسیه و کامیه
مترجم :
شابک :978-964-243-221-9
قطع :رقعی
تعداد صفحه :192
سال انتشار شمسی :1393
سال انتشار میلادی :1970
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :3
زودترین زمان ارسال :28 مرداد

ساموئل بکت برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 1969

معرفی کتاب مرسیه و کامیه اثر ساموئل بکت | ایران کتاب

کتاب مرسیه و کامیه، رمانی است که با قلم ساموئل بکت در سال 1946 به رشته ی تحریر درآمد، اما تا سال 1970 خبری از انتشار آن نبود. مرسیه و کامیه که اولین اثر بکت، پس از جنگ و اولین رمان او به زبان فرانسوی است، به عنوان نسخه ای ابتدایی و اولیه از اثر معروف این نویسنده، در انتظار گودو، تلقی می شود. همانند نمایشنامه ی مذکور، رمان مرسیه و کامیه حول محور دو ولگرد خانه به دوش می چرخد. سفر این دو نفر از مسیری به نسبت ساده می گذرد و آن ها مجبور نیستند از مرزها یا دریاها عبور کنند. مخاطب هیچ وقت متوجه محل آغاز و پایان این سفر نمی شود و رمان، بیشتر به گفت و گوهای شخصیت ها در مورد معنی سفر، اهدافشان و به طور کلی زندگی می پردازد تا به جا به جایی فیزیکی آن ها. رمان مرسیه و کامیه که یکی از برجسته ترین آثار بکت به حساب می آید، یکی از اولین تلاش های این نویسنده در تجربه اندوزی اش در مورد ساختار رمان ها است.

کتاب مرسیه و کامیه

ساموئل بکت
ساموئل بارکْلی بکت، زاده ی ۱۳ آوریل ۱۹۰۶ و درگذشته ی ۲۲ دسامبر ۱۹۸۹، نمایشنامه نویس، رمان نویس و شاعر ایرلندی بود. او در سال ۱۹۶۹ به دلیل «نوشته هایش - در قالب رمان و نمایش - که در فقر [معنوی] انسان امروزی، فراروی و عروج او را می جوید»، جایزه ی نوبل ادبیات را دریافت نمود.خانواده اش پروتستان بودند. پدرش ویلیام، مادرش ماریا و برادرش فرانک نام داشتند. دوره ی ابتدایی را در زادگاهش سپری کرد و به واسطه ی علاقه اش به زبان فرانسه، در رشته ی ادبیات و زبان فرانسه ادامه تحصیل داد و در سال ۱۹۲۷ با درجه ی...
نکوداشت های کتاب مرسیه و کامیه
A hilarious chronicle.
سفری بسیار سرگرم کننده.
Publishers Weekly Publishers Weekly

Astonishing.
شگفت آور.
Guardian Guardian

A brilliant and entertaining read.
کتابی درخشان و سرگرم کننده.
Fiction DB

قسمت هایی از کتاب مرسیه و کامیه (لذت متن)
مرسیه گفت: تو هیچ وقت ارتباط ها را نمی بینی. وقتی نگران کیستت هستی به زخم های ناسور فکر کن و وقتی که تنت به خاطر زخم های ناسورت می لرزد، یک کم به زخم های کوفتی فکر کن.

سیستم سزاوار آن چیزی است که بعضی ها بهش می گویند خوشبختی. مثلا یک نفر را فرض کن که هیچ درد و رنجی ندارد، نه جسمی و نه هیچ جور دیگرش. چطور خودش را معالجه می کند؟ ساده است. با فکر کردن به هیچ چیز. این طوری در هر شرایطی طبیعت ما را به لبخند زدن، اگر نه به خندیدن، دعوت می کند.

او در پایان گفت، من مرسیه هستم، تنها، بیمار، در سرما، پیر، نیمه دیوانه و بدون هیچ راه پس و پیش. او با حسی از نوستالژی، نگاهی مختصر به آسمان هولناک و زمین نفرت انگیز انداخت.