کتاب مرسیه و کامیه Mercier and Camier


  • قیمت : ۱۱,۵۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: افرازافراز
نویسنده: ساموئل بکت ساموئل بکت

معرفی کتاب مرسیه و کامیه اثر ساموئل بکت

رمان مرسیه و کامیه، رمانی است که با قلم ساموئل بکت در سال 1946 به رشته ی تحریر درآمد، اما تا سال 1970 خبری از انتشار آن نبود. رمان مرسیه و کامیه که اولین اثر بکت، پس از جنگ و اولین رمان او به زبان فرانسوی است، به عنوان نسخه ای ابتدایی و اولیه از اثر معروف این نویسنده، در انتظار گودو، تلقی می شود. همانند نمایشنامه ی مذکور، رمان مرسیه و کامیه حول محور دو ولگرد خانه به دوش می چرخد. سفر این دو نفر از مسیری به نسبت ساده گذشته و آن ها مجبور نیستند از مرزها یا دریاها عبور کنند. مخاطب هیچ وقت متوجه محل آغاز و پایان این سفر نمی شود و رمان، بیشتر به گفت وگوهای شخصیت ها در مورد معنی سفر، اهدافشان و به طور کلی زندگی می پردازد تا به جابه جایی فیزیکی آن ها. رمان مرسیه و کامیه که یکی از در دسترس ترین آثار بکت به حساب می آید، یکی از اولین تلاش های این نویسنده در تجربه اندوزی در مورد ساختار رمان ها است.

خرید و معرفی کتاب خواندنی مرسیه و کامیه


ویژگی ها کتاب مرسیه و کامیه

ساموئل بکت برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 1969

مشخصات کتاب مرسیه و کامیه
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-243-221-9
تعداد صفحه :192
سال انتشار شمسی :1393
سال انتشار میلادی :1970
سری چاپ :3
بیشتر بخوانید

طعم شیرین شکست در آثار ساموئل بکت

آثار بکت بدون شک در زمره ی تجربی ترین و ژرف ترین آثار در ادبیات غرب قرار می گیرند.

نکوداشت های کتاب مرسیه و کامیه
A hilarious chronicle.
سفری بسیار سرگرم کننده.
Publishers Weekly Publishers Weekly

Astonishing.
شگفت آور.
Guardian Guardian

A brilliant and entertaining read.
کتابی درخشان و سرگرم کننده.
Fiction DB

بخش هایی از کتاب مرسیه و کامیه (لذت متن)
مرسیه گفت: تو هیچ وقت ارتباط ها را نمی بینی. وقتی نگران کیستت هستی به زخم های ناسور فکر کن و وقتی که تنت به خاطر زخم های ناسورت می لرزد، یک کم به زخم های کوفتی فکر کن.

سیستم سزاوار آن چیزی است که بعضی ها بهش می گویند خوشبختی. مثلا یک نفر را فرض کن که هیچ درد و رنجی ندارد، نه جسمی و نه هیچ جور دیگرش. چطور خودش را معالجه می کند؟ ساده است. با فکر کردن به هیچ چیز. این طوری در هر شرایطی طبیعت ما را به لبخند زدن، اگر نه به خندیدن، دعوت می کند.

او در پایان گفت، من مرسیه هستم، تنها، بیمار، در سرما، پیر، نیمه دیوانه و بدون هیچ راه پس و پیش. او با حسی از نوستالژی، نگاهی مختصر به آسمان هولناک و زمین نفرت انگیز انداخت.