یک داستان معمایی چشم نواز و پر پیچ و خم.
با یک قهرمان زن باهوش، بی باک، و مترقی.
مخاطبین معمای قبلی از خواندن ماجراهای بیشتر با حضور این گروه دونفره دوست داشتنی، به وجد خواهند آمد.
چون ستارگان محدودیتی ندارند؛ تعدادشان بی نهایت است. دقیقا به همین خاطر، عشقم به تو را با آن ها اندازه می گیرم. آنقدر بی کران که قابل شمارش نیست.
هیولاها فقط به اندازه داستان هایی که به آن ها زندگی می بخشند، واقعی هستند. و فقط تا زمانی که آن داستان ها را تعریف می کنیم، به زندگی ادامه می دهند.
کنجکاوی، مرضی بود که به جانم افتاده بود، و من هنوز درمانی برایش پیدا نکرده بودم.
آیا کودک شما هر روز مطالعه می کند، نه به خاطر این که مجبور است، بلکه چون خودش دوست دارد؟
زمانی در تاریخ بشر، تمامی آثار ادبی به نوعی فانتزی به حساب می آمدند. اما چه زمانی روایت داستان های فانتزی از ترس از ناشناخته ها فاصله گرفت و به عاملی تأثیرگذار برای بهبود زندگی انسان تبدیل شد؟
اگر همیشه با دیده ی شک و تردید به رمان های عاشقانه و طرفداران آن نگریسته اید و علت محبوب بودن این ژانر، کنجکاوی تان را برانگیخته است، با این مقاله همراه شوید
داستان خیلی کند پیش میرفت و حوصله سر بر بود. حل معماها بیشتر با حدس و گمان و قصه و افسانه بود، نه با بررسی شواهد یا مدرک واقعی. تهش هم انگیزه قاتل باعث شد چندبار پلک بزنم و بابت این همه صفحه ای که خوندم تا تهش به چنین جوابی برسم، حس حماقت داشته باشم. به نظرم جنبه معمایی ش اصلا جذاب نیست. اگه از ماجراجوییهای تامس و آدری رز و دیالوگها و کل کل هاشون و فضای گوتیک و قلم خاص و کمی سخت خوان کتاب لذت میبرید، این کتاب ممکنه براتون دوست داشتنی باشه. اما به هیچ عنوان با پیش فرض و انتظار یک رمان جنایی-معمایی سراغش نرید، وگرنه قراره حسابی ناامید بشید.