طرفداران داستان های وحشت ادبی، از این اثر راضی خواهند بود.
مشهورترین داستان «لورو» که تأثیری قابل توجه بر داستان کارآگاهی معاصر گذاشت.
یک داستان پرتعلیق شگرف، و روایتی تاریک درباره افکار وسواس گونه.
تقریبا نیمه شب بود که «رائول» ردای مشکی و نقاب سفید خود را آماده کرد. وقتی به مهمانی رسید، همه نقاب بر چهره داشتند. «رائول» با هیچکس صحبت نکرد و تنها در گوشه ای منتظر ماند.
اما زن بدون این که چیزی بگوید، به پشت صحنه رفت و «رائول» او را دنبال کرد. او از راهرویی عبور کرد و شروع به بالا رفتن از پله ها کرد. «رائول» همچنان به دنبال او بود.
در نهایت آن ها به در کوچکی رسیدند و وقتی وارد آن شدند، روی سقف ساختمان بلندی بودند. شهر پاریس از آنجا نمایان بود. زن به نزدیکی یکی از لبه های سقف رفت و نقابش را برداشت. او «کریستینا» بود.
این نوع از ادبیات از صحنه های تاریک و دلهره آور و روایت های ملودراماتیک بهره می گیرد تا با ساختن فضاهای عجیب و غریب، پر رمز و راز و ترسناک، ما را به صندلی هایمان میخکوب کند
اگر همیشه با دیده ی شک و تردید به رمان های عاشقانه و طرفداران آن نگریسته اید و علت محبوب بودن این ژانر، کنجکاوی تان را برانگیخته است، با این مقاله همراه شوید
از صفحه ۶۰ به بعد داستان زیباییهاشو بهتون نشون میده . با ترجمه نشر مکتوب خوندم و عالی بود .
متاسفانه نشر علمی فرهنگی این کتاب رو با کیفیت بدی چاپ کرده. اگر راحت در دست گرفتن کتاب و کیفیتش براتون مهمه، از نشرهای دیگه تهیه کنید
کتاب شبح اپرا و داستان عشق اریک به کریستین بسیار خواندنی و تأثیرگذاره. این کتاب قطعا ارزش چند بار خوندن رو داره؛ بعد از یک سال، دلم حسابی برای بازخوانی این شاهکار تنگ شده.
کسی اطلاع داره که چرا کتاب شبح اپرا در نشر علمی و فرهنگی در هیچ سایت و کتابفروشی و کتابخانه ای موجود نیست و انتشارات مکتوب هم خیلی کم در بازار هست؟
منم خیلی دنبالش گشتم اما نیست ک نیست!
کلا کتاب خیلی قدیمی ای محسوب میشه انگار تجدید چاپی هم به اون صورت نداره. من برای هدیه میخواستم آنلاین پیدا نکردم مجبور شدم کل انقلاب رو بگردم تا یه نسخه از نشر مکتوب پیدا کنم؛ کتابی نیست که خیلی خواننده داشته باشه انگار.. برام جای تعجب داره:)
اولیل کتابم هنوز ارتباط نگرفتم و نفهمیدم چی به چیه؛ مجدد میام نظرم رو اعلام میکنم
انتشارات مکتوب خط داستانی جالبه و دوست داری ببینی چی میشه و با عمیق شدن در داستان مفاهیمی هم قابل استخراج هستن
سلام دوستان، کسی اطلاع داره ابن کتاب در این نشر دیگه منتشر میشه یا نه؟ مدت زیادی منتظر نشر این کتابم اما انگار خبری نیست، لطفا اگر اطلاع دارید راهنماییم کنید، مچکرم🙏
لطفا لطفا مال نشر علمی فرهنگی رو موجود کنید😭
انتشارات مکتوب خوبههه؟
ول اینکه من از نشر علمی و فرهنگی این کتاب رو خوندم، ترجمش خیلی خوب و روان و قشنگ بود. و حالا راجب کتاب باید بگم که اونقدر قشنگ و دلنشین بود که واقعا من رو تا انتها توی داستان غرق نگه داشته بود. یکی از قشنگترین کتابهای تمام عمرم بود و از اونایی هست که تا ابد همیشه توی قلبمه. خوندنش رو به همه پیشنهاد میکنم🥹🥹👍🏻👍🏻👍🏻
سلام وقتتون بخیر میتونم بپرسم کتاب رو از کجا تهیه کردید چون من هرچقدر میگردم نشر علمی فرهنگی رو هیچ سایتی نداره ممنون میشم بگید
دوستان بین نشر مکتوب و نشر علمی فرهنگی کدوم بهتره؟ چون مکتوب تعداد صفحاتش کمتره نسبت به انتشارات علمی فرهنگی
صددرصد علمی فرهنگی
ربطی به تعداد صفحات نداره. نشر علمی فرهنگی قطعش جیبی و مکتوب قطع رقعی داره طبیعتا سایز نشر علمی فرهنگی کوچیک تره و همین باعث افزایش تعداد صفحات شده من از نشر مکتوب خوندم راضی بودم نه مشکل چاپ، نه غلط املایی و نه ترجمه نامفهوم داشت
دوستان لطفا نشر قدیانی رو نخرید کتاب خلاصه شده اس و خیلی از جزئیات مهم حذف شده. از نشر علمی فرهنگی خبر ندارم ولی نشر مکتوب اش عالیه
خب معلومه که خلاصه شده ، ۳۰۰ صفحه کمتره میخواد کامل هم باشه
نظرتون راجع به نشر مکتوب چیه؟ لطفا پاسخ بدین
سلام کدوم نشر و ترجمه رو پیشنهاد میکنید؟
نشر مکتوب خیلی ترجمه دقیق و خوبی داره
من نسخه جیبی انتشارات علمی فرهنگی رو دارم میخونم. ترجمه روان هست. این که ممیزی داشته یا نداشته رو نمیتونم تا اینجای کار بگم، ولی طرح و جنس جلد کتاب و کاغذش خیلی جالب بود.
سلام کدوم انتشارات بدون سانسور یا حداقل با حذفیات کمتری گذاشتن؟
یادم هست که در گذشتههای دور قسمت هایی از فیلمی که بر اساس این کتاب ساخته شده بود رو دیده بودم و همون زمان هم چقدر از تماشای این فیلم لذت بردم
کتاب فوق العاده ای بود .جذابیت این کتاب برای من بیشتر از این جهت بود که این رمان بر اساس یک داستان واقعی نوشته شده بود.
خانم شهلا انتظاریان! خسته نباشی 😈 از روی نشر بوکوورم ترجمه کردی!؟ 😁 همهش ۱۲۰صفحه!؟
شوربختانه ترجمه من برای این کتاب با سانسور، ممیزی و توقیف روبرو شد 😠 زمانی ترجمه را ارائه دادم که کسی تا بحال از شهرت این کتاب خبر نداشت. مهرگان هستم... عیسا