کتاب خون آشام ساسکس

Three Students and other six stories
(سه دانشجو و شش داستان دیگر)
کد کتاب : 3750
مترجم :
شابک : 9789643639365
قطع : پالتویی
تعداد صفحه : 204
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 1955
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 5
زودترین زمان ارسال : ---

معرفی کتاب خون آشام ساسکس اثر آرتور کانن دویل

سر آرتور کانن دویل (22 مه 1859 - 7 ژوئیه 1930) نویسنده و پزشک انگلیسی بود. او شخصیت شرلوک هولمز را در سال 1887 خلق کرد ، هنگامی که او کتاب پژوهشی در اسکارلت را چاپ کرد ، اولین کتاب از چهار رمان و بیش از پنجاه داستان کوتاه درباره ی هولمز و دکتر واتسون. داستان های شرلوک هولمز عموما نقاط عطفی در زمینه داستان های جنایی محسوب می شوند.. دویل نویسنده پرکاری بود. به غیر از داستانهای هولمز ، آثار او شامل داستانهای تخیلی و علمی تخیلی درباره استاد چلنجر و داستانهای طنزآمیز درباره سرباز ناپلئونی سرتیپ جرارد و همچنین نمایشنامه ها ، عاشقانه ها ، شعرها ، داستان های غیر داستانی و تاریخی است.
شرلوک هولمز احتمالا مشهورترین کارآگاه داستانی تمام دوران است. ماجراهای شرلوک هولمز و واتسون امروز به همان سرگرم کننده و جذاب است که در اواخر قرن گذشته برای خوانندگان بود. در کتاب خون آشام ساسکس هفت داستان کوتاه از بیش از 56 داستان شرلوک هولمز که دویل نگاشته است جمع آوری شده است. این داستان های کوتاه هر کدام از مجموعه ی داستان های گوناگونی انتخاب شذه اند. داستان کوتاه سه دانشجو در مجموعه داستان بازگشت شرلوک هولمز چاپ شده و خون آشام ساسکس هم در مجموعه داستان های خون آشامان چاپ شده است.

کتاب خون آشام ساسکس

آرتور کانن دویل
سر آرتور ایگناتیوس کانن دویل، زاده ی ۲۲ مه ۱۸۵۹ و درگذشته ی ۷ ژوئیه ۱۹۳۰، نویسنده و پزشک اسکاتلندی بود. وی شهرت خود را مدیون خلق شخصیت شرلوک هولمز، کارآگاه خصوصی بسیار مشهور، است.آرتور کانن دویل در ادینبورگ چشم به جهان گشود. پدر وی چارلز دویل فرزند جان دویل و برادر ریچارد دویل بود. پدر وی همانند پدر و برادرش به کار نقاشی مشغول بود. البته عدم موفقیت وی در این رشته سبب شد تا وی به شدت به مشروبات الکلی اعتیاد پیدا کند و در نهایت به خاطر حمله های ناشی از بیماری صرع به آسایشگاه منتقل شود. او فردی ...
قسمت هایی از کتاب خون آشام ساسکس (لذت متن)
همین ماه های همکاری ما هم به آن حدی که او گفته بود بدون ماجرا نبود، چون با نگاهی به یادداشت هایم می بینم که در این دوره ماجراهای مختلفی وجود داشته از جمله ماجرای استاد رئیس جمهور اسبق موریلو، و ماجرای تکان دهنده کشتی نجار هلندی فریزلند، که نزدیک بود به بهای جان هر دو ما تمام شود. به هر حال شخصیت مغرور و بی احساس او همواره از اینکه مردم از او تعریف و تمجید کنند بیزار بود و مرا هم با سخت ترین قول و قرار هامقید کرده بود که حتی یک کلمه اضافی دربارۀ خود او، روش ها یا موفقیت هایش به زبان نیاورم، منعی که به همین منوال ادامه داشت تا اینکه سرانجام برای روایت داستان به ناچار کنار گذاشته شد.

آقای شرلوک هولمز بعد از اعتراض طنز آمیزی که به وضع موجود کرد روی صندلی اش لمیده بود و داشت روزنامه صبح را با طمانینه ورق میزد که صدای بلند زنگ در توجه ما را به خود جلب و بلافاصله بعد از آن صدای پر طنین کوبیدن در بلند شد گویی کسی با مشتش به در بیرونی می گوید، وقتی در باز شد، هیاهوی بدو بدو بود که در راهرو پیچید و سپس صدای پاهایی که می کوبید و از پله ها بالا می آمد و لحظه ای بعد مرد جوان هراسان و سراسیمه ای با رنگ پریده و آشفته S لرزان به داخل اتاق هجوم آورد.