یک نمایشگاه دقیقا از کجا آغاز میشود؟ از اثری که به دیوار آویخته شده، یا از سؤالی که هنوز هیچ اثری برای پاسخدادن به آن وجود ندارد؟ به گفته اوبریست کیوریتور صرفاً کسی نیست که آثار هنری را انتخاب و در یک فضا کنار هم میچیند؛ کیوریتور کسی است که امکانِ مواجهه، ارتباط و تولید معنا ایجاد میکند. یعنی کار کیوریتور بیشتر شبیه ساختن یک وضعیت است تا ساختن یک محصول. او در طول کتاب نشانمان میدهد که نمایشگاه میتواند از یک ایده، یک گفتوگو، یک مسئله، یک مکان، یک هنرمند یا حتی یک سؤال آغاز شود؛ اما بعد از آن این کیوریتور است که با ایجاد ارتباط میان عناصر، چیزی را به وجود میآورد که پیش از آن وجود نداشته است. در کتاب شیوههای هنرگردانی، هانس اولریش اوبریست ما را به پشت صحنهی نمایشگاهها میبرد تا نشانمان دهد کیوریتور کسی نیست که جواب داشته باشد؛ کسی است که بتواند یک سؤال را آن قدر خوب بپرسد و بسازد که هنرمند، اثر ، مخاطب ، منتقد و نهاد وادار به گفتوگو با آن سوال شوند. و شاید این مهمترین تفاوت کیوریتور با نمایشگاهچین است. کیوریتور کسی است که امکان میسازد. امکان دوباره دیدن و گفتگو کردن درباره پرسش . این کتاب قرار نیست به ما یاد بدهد چطور یک نمایشگاه برگزار کنیم؛ قرار است تصورمان را از اینکه نمایشگاه اصلاً چه چیزی میتواند باشد، به هم بریزد. اوبریست در این مسیر یک پرسش مهم پیش روی ما میگذارد: آیا کار کیوریتور نمایشدادن چیزهایی است که وجود دارند، یا ممکنکردن معناهایی که هنوز فرصتِ بهوجودآمدن پیدا نکردهاند؟ خلاصه اینکه کتاب شیوههای هنر گردانی یک کتاب آموزشی مرحله به مرحله برای «چگونه نمایشگاه برگزار کنیم» نیست. بلکه نویسنده از خلال خاطرات، پروژهها، هنرمندان، کیوریتورها، موزهها، آرشیوها و نمایشگاهها، دارد یک فلسفه و روشِ فکر کردن دربارهی کیوریتوری میسازد با ما درباره اش حرف میزند. اینکه صرفاً چیزی را دوست داشته باشی کافی نیست؛ باید بتوانی واکنشت را توضیح بدهی، از آن دفاع کنی و وارد گفتوگو شوی. اینکه کیوریتوری قبل از اینکه شغل باشد، نوعی شیوهی دیدن و اندیشیدن است.