نیلوفر آبی (ماجراهای تن تن ۵)

The Blue Lotus

  • قیمت : ۱۲,۰۰۰ تومان
  • قیمت برای شما : ۹,۶۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: رایحه اندیشه رایحه اندیشه
مترجم: گروه ترجمه نشر رایحه
نویسنده:

معرفی کتاب نیلوفر آبی (ماجراهای تن تن ۵) اثر هرژه

نیلوفر آبی، پنجمین جلد از مجموعه داستان های ماجراهای تن تن، نوشته ی نویسنده ی بلژیکی، هرژه است. این مجموعه از آگوست 1934 تا اکتبر 1935 به صورت هفتگی در ستون کودکان روزنامه ی بلژیکی «لو ونتیم» انتشار می یافت و در سال 1936 به صورت مجموعه ای گردآوری شده درآمد. داستان کتاب که ادامه ی ماجرای نسخه ی قبلی با نام «سیگارهای فرعون» است، ماجرای گزارشگر بلژیکی، تن تن و سگ باوفایش، میلو ]اسنویی[، را تعریف می کند. تن تن در خلال حمله ی نظامی ژاپن در سال 1931 به چین دعوت می شود و ساز و کار روند فعالیت های جاسوسان ژاپنی و یک باند قاچاق مواد مخدر را برملا می کند. هرژه در فرآیند خلق نیلوفر آبی، تأکیدی نوظهور بر دقت و صحت تصویرش از جامعه ای خارجی را به نمایش گذاشت. او در نوشتن رمان نیلوفر آبی (ماجراهای تن تن 5)، تأثیر به خصوصی از دوست چینی نزدیکش، ژانگ کونگرن، گرفت. نیلوفر آبی، هم پندارهای غلط اروپاییان نسبت به چین را به هجو می کشد و هم از کارهای متخاصمین ژاپنی انتقاد می کند.

کتاب نیلوفر آبی (ماجراهای تن تن ۵)


ویژگی ها کتاب نیلوفر آبی (ماجراهای تن تن ۵)

جزو فهرست ۱۰۰ کتاب قرن لوموند

مشخصات کتاب نیلوفر آبی (ماجراهای تن تن ۵)
نوع جلد :شومیز
قطع :رحلی
شابک :978-964-7706-05-6
تعداد صفحه :64
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :1935
سری چاپ :5
نکوداشت های کتاب نیلوفر آبی (ماجراهای تن تن ۵)
A tale which is generally considered Herge's first masterpiece.
داستانی که عموما اولین شاهکار هرژه تلقی می شود.
Amazon Amazon

With a magic that never ends.
با جادویی پایان ناپذیر.
Booktopia

Amusing, exciting - a good way to pass the time.
سرگرم کننده، هیجان انگیز. راهی خوب برای گذراندن وقت.
Tintinologist

بخش هایی از کتاب نیلوفر آبی (ماجراهای تن تن ۵) (لذت متن)
وقتی که یه پسرک اروپایی از یه کالسکه چی چینی حمایت می کنه باید هم عصبانی باشم... یه چینی با کالسکه اش محکم به من تنه زد، منم داشتم یه درس حسابی بهش می دادم که... یه دفعه یه جوونک اروپایی جلوی تنبیه کردن منو گرفت و عصام رو شکوند... این غیرقابل تحمله!

بله من اونو دیدم ولی یه تیر سمی به گردنش اصابت کرد و فقط تونست دو کلمه به من بگه: اسم شما و شانگهای. بعدش هم پاک قاطی کرد.

آقای تن تن! امشب ساعت 10 به خیابان تای پینگ لو بیایید. جلوی خانه یک چراغ، روشن است. برای این که شناخته نشوید، لباس های داخل بسته را بپوشید. این طوری راحت تر رفت و آمد خواهید کرد.