کتاب درس و آوازخوان طاس The Bald Soprano


  • قیمت : ۴,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب درس و آوازخوان طاس اثر اوژن یونسکو

محمدعلی فائزی محمدعلی فائزی

نمایشنامه ی آوازخوان طاس، با خانواده ی اسمیت شروع می شود که در اتاق نشیمن نشسته اند و درباره ی همه چیز و هیچ چیز صحبت می کنند. خانم اسمیت، تمام اتفاقاتی که در عصری به خصوص به وقوع پیوست را برای شوهرش تعریف می کند؛ گرچه شوهرش همان عصر به همراه خود او در آن مکان حضور داشت. سپس، آن ها درباره ی خانواده ای صحبت می کنند که همه ی اعضایش بابی واتسون نام دارند و به نظر می رسد که خانواده ی اسمیت از لحظه ای به لحظه ی دیگر فراموش می کنند که شخص به خصوصی به نام بابی واتسون زنده است یا مرده. اوژن یونسکو، چهره ی سردمدار «تئاتر ابزورد» و یکی از مبدعان بزرگ نمایش های مدرن، برای نوشتن اولین نمایشنامه اش-- آوازخوان طاس-تا سال 1950 صبر کرد. او با گذر زمان به استاد بلامنازع نمایشنامه های مدرن تبدیل شد و حال و هوای عجیب و طنز خاص نگارش یونسکو، باعث شد تا آثارش به صورت همزمان، بسیار خنده دار، تراژیک و البته ژرف باشند. اوژن یونسکو درباره ی تئاتر می گوید: «تئاتر، ادبیات نیست... بلکه به شکل خیلی ساده، چیزی است که نمی توان آن را از طریق دیگری بیان کرد.»

خرید و معرفی کتاب خواندنی درس و آوازخوان طاس



انتشارات: هرمسهرمس
نویسنده: اوژن یونسکو اوژن یونسکو
مشخصات کتاب درس و آوازخوان طاس
قطع :وزیری
شابک :978-964-363-257-1
وزن :97
تعداد صفحه :96
سال انتشار شمسی :1393
سال انتشار میلادی :1950
سری چاپ :4

ویژگی ها کتاب درس و آوازخوان طاس

جزو فهرست 100 کتاب قرن لوموند

نکوداشت های کتاب درس و آوازخوان طاس
Spare, specific and splendid.
موجز، خاص و باشکوه.
New York Times New York Times

A hilarious assault on realism.
یورشی مفرح و خنده دار به واقع گرایی.
Trinity Theatre

Bizarre, but in a funny way.
عجیب و غریب، اما به شکلی جالب و خنده دار.
New Yorker New Yorker

بخش هایی از کتاب درس و آوازخوان طاس (لذت متن)
آتش نشان: یکی دیگه براتون تعریف می کنم: «خروس»: یکی بود، یکی نبود، خروسی بود که خواست خودشو سگ جا بزنه. اما بخت یارش نبود، چون فورا شناختنش! خانم اسمیت: در عوض، سگی که خواست خودشو خروس جا بزنه هرگز شناخته نشد.

آقای اسمیت: (در حالی که با روزنامه مشغول است) ولی من نمی فهمم! چرا در بخش تولد و مرگ روزنامه ها، همیشه سن مردگان را ذکر می کنند، ولی سن نوزادان را نمی نویسند؟ این کار بی معنی است. خانم اسمیت: من هرگز به این موضوع فکر نکردم.

آقای مارتن: عزیزم، هر چه را که بین ما نگذشته فراموش کنیم. و حال که همدیگر رو پیدا کرده ایم، سعی کنیم که دیگر همدیگر را گم نکنیم و مثل گذشته زندگی کنیم.