کتاب نصف النهار خون

Blood Meridian
یا سرخی غروب در غرب
کد کتاب : 44734
مترجم :
شابک : 978-6220105732
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 420
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 1958
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 3
زودترین زمان ارسال : 29 اردیبهشت

معرفی کتاب نصف النهار خون اثر کورمک مک کارتی

شاهکاری است برای تمام دوران. رمانی که در آن خشونت، ماجرا و تاریخ به هم گره می خورد و خونسرد روایت می شود.

نام کارمک مک کارتی مترادف است با یکی از غول های ادبیات امریکا. او را هم رده ی ویلیام فاکنر و ارنست همینگوی و فیلیپ راث می دانند. مردی با زندگی ای عجیب، گریزان از جمع و درعین حال نسبتا کم کار که انتشار هر رمانی از او یک اتفاق بوده برای کل تاریخ ادبیات.
هارولد بلوم منتقد برجسته ی آمریکایی این رمان را بزرگترین رمان آمریکایی از زمان نوشتن گور به گور فاکنر می داند. یک رمان گوتیک، وسترن با مستندات تاریخی گره خورده با تخیل. داستان نوجوانی است که به گروهی خشن و راهزن در جنوب می پیوندد و قهرمان رخدادهایی است از ذات خشن، تنها و پیش بینی نشده ی انسان.
یک ناتورالیسم محض امریکایی با زبانی خاص.


کتاب نصف النهار خون

کورمک مک کارتی
کورمک مک کارتی (به انگلیسی: Cormac McCarthy) که با نام چارلز مک کارتی (به انگلیسی: Charles McCarthy) زاده شد، رمان نویس و نمایش نامه نویس آمریکایی است.در تاریخ ۲۰ ژوئیه سال ۱۹۳۳ در شهر پراویدنس ایالت رودآیلند به دنیا آمد. او در یک خانه ی بزرگ در شهر ناکسویل ایالت تنسی بزرگ شد. پدرش در این شهر، وکیلی موفق بود.با این که در چند سال اخیر تعریف و تمجیدهای زیادی نصیب مک کارتی شده است، او در بیشتر سال های عمر حرفه ای اش به جز برای تعداد محدودی از علاقه مندان و منتقدان، شناخته شده نبود. آثار اولیه ی ...
قسمت هایی از کتاب نصف النهار خون (لذت متن)
تمام روز را در بیابان خالی تاختند که فقط بوته های تنک اسفناج وحشی و پانیکام در آن روییده بود. غروب وارد زمین خالی شدند که دایره وار زیر سم اسب ها می لرزید

گلانتون و مردانش دو روز و دو شب مست از مشروب در خیابان ها سرگردان بودند. سرجوخه ای که مسئول پادگان کوچکی از سربازان آمریکایی بود شامگاه روز دوم در یک پیاله فروشی با آن ها مواجه شد و خودش و سه مرد همراهش تا حد مرگ کتک خوردند و سلاح های شان ربوده شد. صبح زود وقتی سرباز ها با لگد در مهمان خانه را باز کردند هیچ کس در اتاق نبود

به اطراف نگاه کرد و گفت: خون. این سرزمین خون زیادی داده، همین مکزیک این مملکت تشنه ی خونه، خون هزاران مسیح، نه چیز دیگه