کتاب خشونت

On Violence
کد کتاب : 4605
مترجم :
شابک : 9789644871481
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 210
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 1970
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 9 بهمن

معرفی کتاب خشونت اثر هانا آرنت

در جستار «خشونت»، «هانا آرنت» با پرداختن به تشدید عواقب دهشتناک جنگ جهانی که در سراسر دهه 1960 شاهد آن بود ، اشاره می کند که تجلیل از خشونت فقط به اقلیت کمی از مبارزان و افراط گرایان محدود نمی شود. نفرت عمومی برای خشونت پس از جنگ جهانی دوم و فلسفه های بی خشونت جنبش اولیه حقوق مدنی از بین رفته است.
آرنت با تأمل در مورد چگونگی به وجود آمدن این وارونگی ، رابطه بین جنگ و سیاست ، خشونت و قدرت را بررسی می کند. او ماهیت رفتار خشونت آمیز را زیر سال می برد و علل بسیاری از ظاهر نمایی های آن را شناسایی می کند. سرانجام ، او علیه گفته "مائو تسه تونگ" مبنی بر اینکه "قدرت از لوله اسلحه رشد می کند" استدلال می کند و در عوض پیشنهاد می کند که "قدرت و خشونت مخالف یکدیگر هستند. جایی که یکی کاملا حاکم باشد ، دیگری غایب است. "
گفتنی است این اثر در ابتدا مقاله ای بود که بعدها به صورت کتاب منتشر شد و از آن زمان به مرجعی قابل ارجاع در زمینه ماهیت خشونت در سیاست تبدیل شده است. تز اساسی در این کتاب این است که قدرت سیاسی و خشونت سیاسی مخالف یکدیگرند و این خلأ قدرت است که خشونت را با تمام پیامدهای همراه آن دعوت می کند و روی کار می آورد (توسط کسانی که سعی در تضعیف قدرت دارند و کسانی که همچنین سعی در به دست گرفتن قدرت خواهند داشت).

کتاب خشونت

هانا آرنت
هانا آرنت، زاده ی 14 اکتبر 1906 و درگذشته ی 4 دسامبر 1975، فیلسوف و تاریخ نگار آلمانی-آمریکایی بود.آرنت در لیندن واقع در نزدیکی هانوفر و در یک خانواده ی مرفه یهودی به دنیا آمد. او پس از پایان دوره ی دبیرستان، در 18 سالگی وارد دانشگاه ماربورگ شد و تحصیل خود را در رشته های فلسفه، ادبیات یونان و الهیات مسیحی آغاز کرد ولی پس از مدتی، درس و تحصیل را رها کرد و به دانشگاه هایدلبرگ رفت. آرنت که از دوران تحصیل در دانشگاه هایدلبرگ به بعد به یکی از بانفوذترین و خوش فکرترین رهبران چپ آلمان بدل شده بود، ا...
قسمت هایی از کتاب خشونت (لذت متن)
از کهن ترین روزگار، هر گاه سیمای گیتی در نظر آدمی به مشاطه گری نیازمند شده و چنین نموده که کار از هر حیلت دیگر درگذشته است، فرزندان آدم یا به کارزار روی آورده اند و یا سر به طغیان برداشته اند. به این سبب، جنگ و انقلاب را شاید بتوان از نخستین تجربه های انسان در رویارویی با امور واقعی جهان دانست که با طلوع تاریخ بشر آغاز گشته است و نه تنها در همه دورانها مقوم سرگذشت او بوده بلکه سرنوشت وی را رقم زده است. هر گاه انسان از زندگی و نیروی آفریننده آن نومید شده، به مرگ توسل جسته است: یا خواسته با گذشتن از جان، دمی تازه از راستی و داد در پیکر دنیای خویش بدمد و بمیرد تا دیگران زنده بمانند، و یا جان دشمن را بستاند و او را بمیراند تا خود زنده بماند. بدین سان، عاطفه دوستی و ام حب حیات بر منطق دشمنی تکیه زده و بر مرکب مرگ قائم شده است.