1. خانه
  2. /
  3. کتاب زخم

کتاب زخم

3.6 از 1 رأی

کتاب زخم

(داستان هایی از نویسندگان قرن بیستم اسپانیا)
Wounds
ناموجود
31000
معرفی کتاب زخم
«زخم: داستان‌هایی از نویسندگان قرن بیستم اسپانیا» مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه اسپانیایی است که علی‌اکبر فلاحی آنها را گردآوری و ترجمه کرده و نشر گویا منتشر کرده است. عنوان کتاب بی‌سبب انتخاب نشده؛ بخش بزرگی از ادبیات اسپانیای قرن بیستم در نسبت با زخمی تاریخی شکل گرفت که جنگ داخلی ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۹، پیروزی نیروهای فرانکو، چند دهه دیکتاتوری، تبعید گسترده و سرانجام گذار به دموکراسی بر جامعه برجا گذاشت. مجموعه می‌کوشد از خلال داستان کوتاه، نه تاریخ رسمی این دوره، بلکه بازتاب آن را در زندگی‌های فردی و حساسیت نسل‌های مختلف نشان دهد. جنگ داخلی برای ادبیات اسپانیا صرفا موضوعی در میان موضوعات دیگر نبود. شماری از نویسندگان ناچار به تبعید شدند، برخی در داخل کشور زیر فشار سانسور به کار ادامه دادند و نسل‌های بعدی نیز با حافظه‌ای روبه‌رو شدند که هنوز دربارهٔ شیوهٔ روایت گذشته توافقی نداشت. بنابراین در داستان‌های این دوره سیاست الزاما در قالب سخنرانی یا موضع‌گیری مستقیم وارد نمی‌شود؛ گاهی از خلال ترس، سکوت، فقر، روابط خانوادگی، خاطره یا حتی چیزی که شخصیت‌ها قادر به گفتنش نیستند خود را نشان می‌دهد. «زخم» از این منظر می‌تواند به‌عنوان نمونه‌ای فشرده از تغییر نسبت ادبیات اسپانیا با واقعیت اجتماعی در نیمهٔ دوم قرن بیستم خوانده شود. پس از مرگ فرانکو در ۱۹۷۵ و آغاز گذار دموکراتیک، موقعیت ادبی نیز تغییر کرد. محدودیت‌های رسمی کاهش یافت و موضوع‌هایی که پیش‌تر امکان بیان آزادانهٔ آنها وجود نداشت بیشتر وارد داستان شدند. اما پایان دیکتاتوری به معنای پایان اثر آن نبود. ادبیات متأخرتر بارها به تجربهٔ جنگ، تبعید، سرکوب و سکوت نسل‌های پیشین بازگشت و از زاویه‌های تازه‌ای پرسید گذشته چگونه در اکنون باقی می‌ماند. در چنین بستری، کنار هم قرار دادن داستان‌هایی از نسل‌های مختلف به خواننده امکان می‌دهد تفاوت میان نوشتن «درون» یک فضای بسته و بازگشت بعدی به همان دوران را حس کند. علی‌اکبر فلاحی انتخاب مناسبی برای انتقال چنین مجموعه‌ای به فارسی است، زیرا بخش قابل‌توجهی از فعالیت ترجمه‌ای او به ادبیات اسپانیایی‌زبان اختصاص دارد. او پیش‌تر نیز مجموعهٔ «دودکش بدون دود» را با دوازده داستان از نویسندگان قرن بیستم اسپانیا ترجمه کرده و علاوه بر آن، آثاری از نویسندگانی چون کارلوس فوئنتس و روسا مونترو را به فارسی برگردانده است. «زخم» از این جهت حاصل مواجهه‌ای موردی با ادبیات اسپانیا نیست، بلکه در امتداد علاقه‌ای مداوم به زبان و ادبیات اسپانیایی قرار می‌گیرد. امتیاز چنین آنتولوژی‌ای تنوع آن است: داستان کوتاه اجازه می‌دهد خواننده در حجمی محدود با صداها، نسل‌ها و حساسیت‌های متفاوت روبه‌رو شود. همین ویژگی البته محدودیت کتاب را نیز تعیین می‌کند. هر گزینش ناگزیر تصویری ناقص از یک قرن ادبی بسیار متنوع می‌سازد و نمی‌توان مجموعه را تاریخ جامع داستان کوتاه اسپانیا تلقی کرد. منابع در دسترس نیز جزئیات کافی دربارهٔ منطق دقیق انتخاب همهٔ داستان‌ها و نسبت آنها با یکدیگر ارائه نمی‌کنند؛ ازاین‌رو ارزش کتاب را بهتر است در امکان مواجهه با نمونه‌هایی از این سنت جست‌وجو کرد، نه در ادعای نمایندگی کامل آن. عنوان «زخم» سرانجام معنایی فراتر از خاطرهٔ یک جنگ پیدا می‌کند. زخم تاریخی وقتی وارد ادبیات می‌شود دیگر فقط نشانهٔ حادثه‌ای در گذشته نیست؛ به حافظه‌ای بدل می‌شود که نسل‌های بعدی باید تصمیم بگیرند با آن چه کنند: فراموشش کنند، روایتش کنند، یا دوباره معنایش را تغییر دهند.
قسمت هایی از کتاب زخم

سیزده ساله بود که مادرش مرد، او آخرین دارایی اش در این دنیا بود. وقتی یتیم شد سه سالی می شد که مدرسه را رها کرده بود. زیرا باید دنبال کاری روز مزد به این سو و آن سو می رفت. تنها قوم و خویشش یکی از پسرعموهای مادرش بود به اسم ( امتریو روییس اردیا ). امتریو شهردار بود و خانه ای چند طبقه مشرف به میدان روستا داشت، میدانی گرد و سرخ فام زیر آفتاب ماه آگوست. امتریو دویست راس دام داشت که در دامنه های کوهستان ساگرادو می چریدند و دختری جوان در مرز بیست سالگی، سبزه، قوی هیکل، خنده رو و اندکی شیرین عقل. زنش بددهن و پرخاشگر و مثل سپیدار محکم و لاغر بود، امتریو با شوهر دختر عمویش رابطه ی خوبی نداشت و برای این که کاری کرده باشد به بیوه ی او کمک کرد بتواند کاری پیدا کند که کمک خرجشان باشد. بعد، بچه ی یتیمش را که نه ماترکی برایش مانده بود و نه حرفه ای می دانست، پیش خودش آورد. اما نه او و نه سایر اعضای خانواده اش با او خوش رفتاری نمی کردند و...

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب زخم" ثبت می‌کند