کتاب سی و نه پله The Thirty-Nine Steps


  • قیمت : ۵,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر سی و نه پله
ایران کتاب ایران کتاب

در ماه می سال 1914، اروپا بسیار نزدیک به جنگ است و جاسوسان در همه‌جا حضور دارند. ریچارد هانای به تازگی از رودسیا به لندن بازگشته تا زندگی جدیدی را آغاز کند اما اتفاقی همه‌چیز را تغییر می‌دهد. شخصی به نام اسکادر به اطلاع هانای می‌رساند که توانسته از دسیسه‌ی آلمانی‌ها برای کشتن رهبر یونان و سرقت نقشه‌ها و طرح‌های بریتانیا در زمان وقوع جنگ پرده بردارد. اسکادر ادعا می‌کند که حلقه‌ای از جاسوسان آلمانی موسوم به سنگ سیاه را زیر نظر داشته است. چند روز بعد، هانای به آپارتمانش برمی‌گردد و با جسد خون‌آلود اسکادر مواجه می‌شود. اگر هانای به پلیس مراجعه کند، به خاطر قتل اسکادر بازداشت خواهد شد. اما او تصمیم می‌گیرد تا خودش کار ناتمام اسکادر را ادامه دهد و به این شکل، ماجراجویی هیجان‌انگیز این شخصیت آغاز می‌شود. او از دست جاسوسان آلمانی که خانه را زیر نظر گرفته‌اند، فرار می‌کند و به اسکاتلند می‌گریزد؛ در حالی که هم پلیس و هم جاسوسان به دنبال اویند.

خرید و معرفی کتاب خواندنی سی و نه پله



انتشارات: امیرکبیرامیرکبیر
مترجم: جواد میرکریمی
نویسنده: جان بوکان جان بوکان
مشخصات سی و نه پله
قطع :رقعی
شابک :978-964-00-1650-3
وزن :165
تعداد صفحه :144
سال انتشار شمسی :1393
سال انتشار میلادی :1915
سری چاپ :5

ویژگی ها

جزو لیست برترین رمان های انگلیسی گاردین

فیلم هایی بر اساس این کتاب بین سال های 1935 تا 2008 ساخته شده است.

نکوداشت
One of those books that is hard to put down once you have started reading.
یکی از آن کتاب هایی که به محض خواندن، سخت می شود کنارش گذاشت.
Barnes & Noble

Highly enjoyable and highly recommended.
بسیار لذت بخش و بسیار توصیه شده.
Amazon Amazon

A classic English thriller.
یک داستان تریلر انگلیسی کلاسیک.
Guardian Guardian

لذت متن
ساعت سه بعدازظهر آن روز ماه مه، کاملا دل زده از زندگی، از شهر برگشته بودم. چند ماه را در حومه ی آبا و اجدادی ام گذرانده، و حسابی سیر شده بودم. اگر یک سال قبلش کسی به من می گفت روزی دچار چنین حسی خواهم شد، به او می خندیدم. اما حقیقت داشت. هوا خلقم را تنگ کرده بود و حرف های روزمره ی انگلیسی ها حالم را به هم می زد، نتوانسته بودم به حد کافی ورزش کنم، و جذابیت های لندن به بی مزگی آب خوردنی بود که جلوی آفتاب گذاشته باشند. مرتب به خودم می گفتم: «ریچارد هنی! تو بد هچلی افتاده ای رفیق، و بهتر است از آن بیرون بیایی.»

من چیزهای غیرمعمولی را باور می کنم. تنها چیزی که نباید به آن اعتماد کرد، چیزهای عادی و نرمال است.

آدم احمق سعی می کند تا متفاوت به نظر برسد؛ اما آدم باهوش، مانند بقیه به نظر می رسد ولی متفاوت است.