کتاب دل تاریکی

Heart of Darkness

  • قیمت : ۹,۵۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: نیلوفرنیلوفر
نویسنده: جوزف کنراد جوزف کنراد

معرفی کتاب دل تاریکی اثر جوزف کنراد

کتاب دل تاریکی که برای اولین بار در سال 1902 به چاپ رسید، همچنان به عنوان یکی از ماندگارترین آثار ادبی عصر حاضر شناخته می شود. این رمان که چند سال پس از اقامت موقت و خسته کننده ی جوزف کنراد در کنگوی تحت اشغال بلژیک نوشته شد، کاوشی پیچیده و چندوجهی درباره ی موضوعاتی چون استعمار، شرارت های بشر و مرز باریک بین تمدن و توحش است. در این کتاب، دریانوردی به نام مارلو، سفر روانی و جسمانی خود برای پیدا کردن کورتز، بازرگان بدنام عاج فیل، را روایت می کند. او با سفر به قلب قاره ی آفریقا، رفته رفته به شکل وسواس گونه ای درگیر و شیفته ی این شخصیت مرموز و شبح وار می شود. مارلو پس از این که درمی یابد که چگونه کورتز توانسته قدرت و نفوذ خود را بر مردم محلی به جایگاهی ثابت و استوار برساند، نه تنها ماهیت و ارزش های وجودی خود، بلکه تمامی مسائل مربوط به تمدن غرب را در ذهنش به زیر سوال می برد. کتاب دل تاریکی، شاهکاری به یاد ماندنی و بسیار تأثیرگذار است که به کاوش محدودیت های وجود انسان و همچنین، واقعیت های کابوس وار امپریالیسم می پردازد.

خرید و معرفی کتاب خواندنی دل تاریکی


ویژگی ها کتاب دل تاریکی

جزو لیست برترین رمان های انگلیسی گاردین

فیلم هایی بر اساس این کتاب در سال های 1979 و 1993 ساخته شده است.

مشخصات کتاب دل تاریکی
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-448-168-0
تعداد صفحه :190
سال انتشار شمسی :1393
سال انتشار میلادی :1899
سری چاپ :4
بیشتر بخوانید

مدرنیسم، غوطه وری در جریان سیال ذهن

مطالعه ی آثار مدرن به صخره نوردیِ ذهن تشبیه شده است. مدرنیسم به مخاطبی فعال و کنش گر نیاز دارد و خواننده ی اثر برای درک مفهوم آن، باید از ذهن خود کار بکشد.

نکوداشت های کتاب دل تاریکی
Heart of Darkness has had an influence that goes beyond the specifically literary.
دل تاریکی، تأثیراتی داشته که پا فراتر از دنیای ادبیات گذاشته است.
Barnes & Noble

Endlessly readable and worthy of re-reading.
بی نهایت خواندنی و شایسته ی دوباره خوانده شدن.
Telegraph Telegraph

A masterpiece of surprise, of expression and psychological nuance.
شاهکاری از غافل گیری، بیان و ظرافت های روانشناسانه.
Observer Observer

بخش هایی از کتاب دل تاریکی (لذت متن)
من کار را دوست ندارم [هیچ کس ندارد] اما چیزی که در کار وجود دارد را دوست دارم؛ فرصتی برای پیدا کردن خودت. واقعیت خودت، برای خودت نه دیگران. چیزی که هیچ کس دیگری نمی تواند آن را درک کند. آن ها تنها می توانند ظاهر نمایش را ببینند و هیچ وقت نخواهند فهمید که معنای واقعی اش چیست.

قدرت و توانایی تو، تنها تصادفی برخاسته از ضعف دیگران است.

او با خودش هم در نبرد بود. من آن را دیدم و شنیدم. من، راز غیرقابل درک روحی بدون محدودیت، بدون ایمان و بدون ترس را دیدم که کورکورانه با خودش در نبرد بود.