کتاب سایه لبخند تو The Shadow of Your Smile


  • قیمت : ۱۵,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : به زودی

معرفی کتاب سایه لبخند تو اثر مری هیگینز کلارک

ایران کتاب ایران کتاب

در رمان سایه لبخند تو الیویا مارو در 82 سالگی و وضعیت بد جسمانی باید تصمیم مهم و سرنوشت سازی بگیرد: او می تواند یک راز خانوادگی ویرانگر را فاش کند و یا این که آن را با خود به گور ببرد. الیویا، نامه هایی از دخترعمویش کاترین در اختیار دارد. کاترین، راهبه ای بود که اکنون فوت کرده است و کلیسای کاتولیک قصد دارد او را قدیسه اعلام کند. در نامه ها، مدارکی وجود دارد مبنی بر این که کاترین در 17 سالگی پسری را به دنیا آورد اما خودش او را نگه نداشت. مرد جوانی که پسر کاترین را به فرزندخواندگی قبول کرد، الکس گانن نام داشت و با گذشت زمان، به پزشک و دانشمندی با شهرت جهانی تبدیل شد. حالا مونیکا فارل، نوه ی آن ها، وارث حقیقی ثروت گانن است اما آن هایی که مشغول به یغما بردن ثروت گانن هستند، برای ساکت کردن الیویا و بی خبر نگه داشتن مونیکا حاضرند دست به هر کاری بزنند، حتی قتل.

خرید و معرفی کتاب خواندنی سایه لبخند تو



مشخصات کتاب سایه لبخند تو
قطع :رقعی
شابک :978-964-328-782-5
وزن :393
تعداد صفحه :354
سال انتشار شمسی :1392
سال انتشار میلادی :2010
سری چاپ :1

ویژگی ها کتاب سایه لبخند تو

جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز

نکوداشت های کتاب سایه لبخند تو
A great lesson in creative writing and life.
درسی بزرگ در نویسندگی خلاق و زندگی.
Advice Books

Clark’s riveting novel.
رمان هیجان انگیز کلارک.
Barnes & Noble

A spellbinding thriller.
تریلری مسحورکننده.
Booktopia

بخش هایی از کتاب سایه لبخند تو (لذت متن)
گرچه نسل من خیلی بیشتر از نسل های قبلی زندگی می کند، دوستانم اخیرا مثل مگس هایی کوچک به زمین افتاده اند. مشکل ما این است که نگران هستیم بیش از حد زندگی کنیم و سر از آسایشگاه سالمندان دربیاوریم، یا این که به باری سنگین بر دوش همه تبدیل شویم.

«الیویا، دلیلی وجود داشت که خواهر کاترین و مادرت، هیچ وقت نامی از پدر بچه اش نبردند.» الیویا گفت: «کاترین این کار را نکرد اما مادرم، چرا.»

دکتر کلی هادلی منتظر ماند تا در دفتر کار خصوصی اش بسته شود، سپس تلفن را برداشت و شماره ای را گرفت که تعداد اندکی از آن خبر داشتند. وقتی صدایی آشنا جواب داد، او زمان را با مقدمه چینی هدر نداد. «دقیقا همان چیزی است که از آن می ترسیدم. الیویا را می شناسم... او می خواهد دهان باز کند.»