کتاب در خیابانی که تو زندگی می کنی

On the street where you live

  • قیمت : ۲۶,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
  • تنها 1 عدد از این کتاب باقی مانده

معرفی کتاب در خیابانی که تو زندگی می کنی اثر مری هیگینز کلارک

کتاب در خیابانی که تو زندگی می کنی، رمانی است نوشته ی مری هیگینز کلارک که برای اولین بار در سال 2001 انتشار یافت. وکیل مدافع جنایی، امیلی گراهام، پس از پشت سر گذاشتن طلاقی نه چندان دوستانه، آلبانی را به قصد کار در منهتن ترک می کند. او که سخت به دنبال ریشه های خانوادگی خود است، خانه ی آبا و اجدادی شان در نیوجرسی را می خرد. خانواده ی او در سال 1892 و پس از ناپدید شدن یکی از نیاکان امیلی با نام مدلین شیپلی، این خانه را فروختند. همزمان با بازسازی خانه و حفر استخر، اسکلتی پیدا می شود که متعلق به زنی به نام مارتا لارنس است که چندین سال پیش ناپدید شده بود. در دست مارتا، استخوان انگشت زنی دیگر به همراه یک انگشتر دیده می شود؛ انگشری که جزء میراث خانوادگی شیپلی ها است. امیلی که تصمیم گرفته تا ارتباط میان این دو قتل را پیدا کند، به تهدیدی جدی برای قاتل اغواگری تبدیل می شود که امیلی را به عنوان قربانی بعدی خود انتخاب کرده است. رمان در خیابانی که تو زندگی می کنی، داستان هیجان انگیزی است که طرفداران ژانر معمایی و تریلر را به وجد خواهد آورد.

خرید و معرفی کتاب خواندنی در خیابانی که تو زندگی می کنی


ویژگی ها کتاب در خیابانی که تو زندگی می کنی

4 هفته جزو لیست پرفروش ترین های نیویورک تایمز سال 2001

مشخصات کتاب در خیابانی که تو زندگی می کنی
قطع :رقعی
نوع جلد :سلفونی
شابک :978-964-5634-25-2
تعداد صفحه :400
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :2001
سری چاپ :4
نکوداشت های کتاب در خیابانی که تو زندگی می کنی
Chilling, engrossing, and genuinely enjoyable.
دلهره آور، هیجان انگیز و بی نهایت لذت بخش.
bn.com

With Clark's story mechanics at their peak of complexity, clever and tricky.
اثری که نشان دهنده ی اوج پیچیدگی، هوشمندی و چیره دستی کلارک در داستان سرایی است.
Publishers Weekly Publishers Weekly

A gripping fast paced thriller.
تریلری پرسرعت و هیجان انگیز.
All Readers

بخش هایی از کتاب در خیابانی که تو زندگی می کنی (لذت متن)
تمام ساکنان منطقه و جهانگردهای تابستانی در زیباییهای آنجا با هم سهیم بودند، اما هیچ کسی در اسراری که او از آن آگاه بود، سهیم نبود. او در خیابان هیز قدم می زد و مادلین شیپلی را مجسم می کرد که در هفتم سپتامبر ۱۸۹۱، در اواخر بعد از ظهر در تراس هلالی شکل خانه اش روی کاناپه ی حصیری نشسته و کلاه پهن حاشیه دار خود را در کنارش گذاشته است. آن موقع، مادلین نوزده سال داشت و با آن چشمهای قهوه ای و موهای قهوه ای تیره و در آن لباس کتانی سفید آهاردار بسیار موقر و متین به نظر می رسید. فقط او آگاه بود که چرا می بایست مادلین تا یک ساعت بعد می مرد.

توجیه مردم این بود که اقامت در اسپرینگ لیک، که به نظر می رسید خانه های سبک ویکتوریایی آن از سال ۱۸۹۰ تا به امروز هیچ تغییری نکرده است، ارزشش را دارد که آدم رنج سفر را به جان بخرد و برای رسیدگی به کارهایش به نیویورک برود. و همه عقیده داشتند که رایحه ی فرح بخش و همیشه حاضر دریا روح و روان را زنده می کند. هر کسی که در گردشگاه ساحلی قدم می زد، از شکوه و جلال اقیانوس اطلس به وجد می آمد. این گردشگاه که حدود سه چهار کیلومتر امتداد داشت، یکی از گنجینه های اسپرینگ لیک محسوب می شد.

اگر می خواهی برای یک سال خوشحال باشی، لاتاری را ببر. اگر می خواهی برای همیشه خوشحال باشی، کاری که انجام می دهی را دوست داشته باش.