راهنمایی ضروری و بستری پایه ای برای درک این فیلسوف بزرگ و آثارش.
مجموعه ای بسیار مهم از تقریبا همه ی آثار نیچه.
اثری نوشته ی یکی از مهم ترین فیلسوفان قرن نوزدهم.
هنگامی که آدمی همچون اندیشه ی روان معمولا در رودخانه ی بزرگ اندیشه و احساس می زید، و حتی رویاهامان در شبانگاه در پی این رودخانه هستند، بدین سان از زندگی تمنای آرامش و سکوت می کند- حال آن که دیگران آن دم که خود را به مراقبه و مکاشفه وامی گذارند، از زندگی خواهان آرامش اند. بر تو و من نیز چنین می رود! ولی چه پروا تو را و مرا از این! پرندگان دیگر پروازی به دوردست تر خواهند کرد: همین بصیرت و پایبندی مان. آن جا که همه چیزی دریاست، دریا، دریا! و آن گاه تا به کجا خواهیم رفت؟
می خواهیم از فراز دریا بگذریم؟ این خواهش عظیم که می خواهیم از فراز دریا بگذریم؟ این خواهش عظیم که ما را از هر لذتی بیش کنار می کند، تا به کجایمان می کشاند؟ چرا بدین سوی و بس، بدان سو که تمامی خورشیدهای انسانیت تا حال فروده اند؟
مسئلهی اصلی در فلسفهی اخلاق در نظر «نیچه»، به مسئلهی «خیر و شر» یا «نیک و بد» مربوط است.
«نیچه» در سراسر مسیر حرفهای خود، به کاوش در مفهوم «اراده به قدرت» پرداخت و در مقاطع مختلف، آن را به عنوان اصل یا قاعدهای روانشناختی، زیستشناختی و متافیزیکی دستهبندی کرد.
بسیاری از افراد اعتقاد دارند که برای شروع درک نگرش های گاها متضاد «فردریش نیچه»، مخاطبین باید آثار او را از ابتدا تا انتها به ترتیب زمان انتشار مطالعه کنند
مطالعه ی فلسفه به منظور درک چگونگی تکامل ذهن و اندیشه ی بشر در طول زمان، اهمیت بسیاری دارد
نیچه معتقد بود که اصلی ترین کارکرد فلسفه، آموختن یک چیز به انسان است: «چگونه به آن کسی که هستیم، تبدیل شویم.»
بخش نخست: سپیدهدم یکی از کتابهای نیچه است که بیشترین سوءتفاهمها در مورد آن وجود دارد، زیرا آرام، غیرجذاب و روشمند است. مردم چنین گفت زرتشت، فراسوی نیک و بد یا تبارشناسی اخلاق را ترجیح میدهند، زیرا آنها نمایشی، پیشگویانه و جدلی هستند. سپیده دم هیچ یک از اینها نیست. دقیقاً به همین دلیل است که خطرناک است. این کتاب نیچه را در حال یادگیری چگونگی از بین بردن اخلاق بدون جایگزینی آن نشان میدهد. این مرحله آزمایشگاهی است. اگر تبارشناسی دادگاه و زرتشت موعظه باشد، سپیدهدم اتاق کالبدشکافی است. نیچه هنوز ارزشهای جدیدی را اعلام نمیکند. او به شما میآموزد که چگونه ارزشها پس از درک ریشههایشان، رو به زوال میروند. ۱. مضمون واقعی سپیده دم: اخلاق به عنوان یک مصنوع تاریخی) تز اصلی سپیده دم را میتوان به صراحت بیان کرد: احساسات اخلاقی حقیقت نیستند. آنها عادتهای اطاعت هستند که با بینش اشتباه گرفته میشوند. نیچه نمیپرسد: "آیا این نظام اخلاقی درست است یا غلط؟" او میپرسد: "چگونه این احساس ضروری به نظر میرسد؟" برخلاف کانت، که اخلاق را بر عقل بنا میکند، یا هگل، که آن را در عقلانیت تاریخی جای میدهد، نیچه کاری بسیار مخربتر انجام میدهد: او اخلاق را به عنوان یک پدیده روانشناختی که توسط قدرت، ترس، سودمندی و آموزش شکل میگیرد، در نظر میگیرد. نه شر، نه مقدس، بلکه مشروط. ۲. چرا نیچه این کتاب را "سپیده دم" مینامد) عنوان، تزیین شاعرانهای نیست. سپیده دم به معنای: پایان شب اخلاقی، لحظهای است که یقینهای اخلاقی، درخشش الهی خود را از دست میدهند. به جای وحی، به آرامی سایهها را نمایان میکنند. نیچه در اینجا عمداً متواضع است. اینجا خورشید زرتشت نیست. این اولین نوری است که در آن متوجه میشوید: "آنچه فکر میکردم ابدی است، ممکن است فقط انضباطی موروثی باشد."
بخش دوم: ۳. روش نیچه در سپیدهدم: مسمومیت تدریجی، نه انفجار) این کتاب به صورت کلمات قصار نوشته شده است، اما برخلاف آثار بعدی، این کلمات قصار عبارتند از: خویشتندار، بالینی، اکتشافی، تقریباً مودبانه. این عمدی است. نیچه در حال آموزش سوءظن خواننده است. هر کلمه قصار به اندازه یک سوزن است: کوچک، دقیق، انباشته. او شما را از اخلاق دور نمیکند. او باعث میشود اخلاق، کنترل عاطفی خود را از دست بدهد. ۴. هدف واقعی نیچه: انگیزه اخلاقی، نه قواعد اخلاقی) یک اشتباه رایج این است که فکر کنیم نیچه به فرامین اخلاقی حمله میکند. او اینطور نیست. او به این حمله میکند که چرا مردم از آنها اطاعت میکنند. در سپیدهدم، نیچه بارها افشا میکند که آنچه مردم "وظیفه"، "وجدان"، "از خودگذشتگی"، "فضیلت" مینامند، اغلب از موارد زیر سرچشمه میگیرد: "ترس از مجازات، میل به تأیید، تربیت جمعی، اقتدار درونیشده، اجتناب از گناه." اخلاق، از این دیدگاه، اقتصاد روانشناختی است، نه وحی. این مستقیماً بدون نام بردن از کانت، او را تضعیف میکند. کانت میگوید: قانون اخلاقی فرمان میدهد زیرا منطقی است. نیچه پاسخ میدهد: خیر. فرمان میدهد زیرا شما آموزش دیدهاید که هنگام نافرمانی احساس درد کنید. ۵. مفهوم "تعصب اخلاقی" (پیشداوری اخلاقی) یکی از مهمترین ایدهها، حمله نیچه به چیزی است که او آن را تعصب اخلاقی مینامد. این تعصب، این فرض است که: "احکام اخلاقی برتر از سایر احکام هستند، انگیزههای اخلاقی بالاتر از انگیزههای غیراخلاقی هستند، اخلاق دارای مرجعیت ذاتی است." نیچه با این فرض به عنوان یک جزم بررسی نشده برخورد میکند. او میپرسد: "چرا باید تفسیرهای اخلاقی از تفسیرهای زیباییشناختی برتر باشند؟ چرا انزجار اخلاقی باید از وضوح فکری معتبرتر باشد؟ چرا رنجی که توسط اخلاق توجیه میشود، باید شریفتر از رنجی باشد که طبیعت ایجاد میکند؟" این سؤالات لفاظی نیستند. آنها جایگاه ویژهای را که اخلاق برای خود ادعا میکند، از بین میبرند.
بخش سوم: ۶. چرا این کتاب در مقایسه با نیچهی سپسین "سرد" به نظر میرسد؟) این کتاب فاقد آتشی است که مردم انتظار دارند. دلیلش این است که نیچه هنوز در اینجا تحت انضباط صداقت فکری است. او هنوز به خود اجازه نداده است که صدای پیامبرگونه داشته باشد. هیچ عرفانی، هیچ اسطورهی زرتشتی، هیچ زیادهروی نمایشی، هیچ مستی زیباییشناختی وجود ندارد. فقط: مشاهده، سوءظن، برچیدن. ۷. پیوستگی پنهان با تبارشناسی اخلاق) هر کاری که نیچه بعداً انجام میدهد، از قبل در نطفه وجود دارد. سپیده دم معرفی میکند: "تبارشناسی به عنوان روش، اخلاق به عنوان امری مشروط، احساسات به عنوان پاسخهای آموزش دیده، فضیلت به عنوان سازگاری تاریخی، وجدان به عنوان خشونت درونی." تبارشناسی بعداً این ایدهها را نظاممند و دراماتیزه میکند. اما سپیده دم از یک نظر صادقتر است: هنوز ادعا نمیکند که جایگزین اخلاق شده است. این به سادگی معصومیت آن را از بین میبرد. ۸. صداقت نیچه در مورد خطر پروژهاش) یکی از جنبههای کتاب، خودآگاهی نیچه است. او بارها اشاره میکند که: "برچیدن اخلاق ممکن است مردم را تضعیف کند، همه نمیتوانند بدون یقین اخلاقی زندگی کنند، آزادی از توهم اخلاقی ممکن است به بهای روانی تمام شود." این صدای یک عوامفریب انقلابی نیست، بلکه صدای کسی است که میداند وضوح میتواند زخم بزند. مارکس نوید رهایی میدهد، ولی نیچه در مورد افشاگری هشدار میدهد. ۹. چرا سیپدهدم ذاتاً با جمعگرایی دشمنی دارد) نیچه در اینجا از نظر سیاسی علیه جمعگرایی استدلال نمیکند. او آن را از نظر روانشناختی تضعیف میکند. اگر اخلاق: "به صورت تاریخی تولید شده، به صورت اجتماعی اعمال شده، و به صورت احساسی مشروط شده باشد. پس هر سیستم اخلاقی که ادعای اقتدار جهانی داشته باشد، از قبل مورد سوءظن است." به همین دلیل است که نیچه هرگز نیازی به رد سوسیالیسم در این کتاب نداشت. او زمینی را که سوسیالیسم بر آن استوار است، از بین میبرد. اخلاق جمعگرا به موارد زیر وابسته است: قطعیت اخلاقی، گناه مشترک، تعهد جهانی.
بخش پایانی: ۱۰. لحن سپیدهدم و آنچه از خواننده میخواهد) این کتاب شما را چاپلوسی نمیکند. نمیگوید: "تو آزادی"، "تو شریفی"، "تو برتر هستی". در عوض میپرسد: "کدام یک از واکنشهای اخلاقی شما عادتهایی هستند که هرگز بررسی نکردهاید؟" ارزیابی نهایی: آنچه که سیپدهدم واقعاً به شما میدهد) سپیدهدم به شما "اخلاق جدید، سیستم متافیزیکی، هویت قهرمانانه" نمیدهد، بلکه چیزی مهمتر به شما میدهد: "توانایی دیدن ضرورت اخلاقی به عنوان ساخته شده، نه آشکار شده." وقتی این را داشته باشید، نمیتوانید به معصومیت اخلاقی برگردید. فقط میتوانید انتخاب کنید: "انضباط بدون توهم، ارزشها بدون تقدیس، نظم بدون نمایش اخلاقی." به همین دلیل است که سپیدهدم برای خوانندگان سطحی "سبک" و برای خوانندگان جدی سنگین به نظر میرسد. در پایان، برگردان آقای ولییاری بسیار شایسته هست. امیدوارم متن اینجانب برایتان مفید بوده باشد. پیروز باشید
میشه نشر چشمه را موجود کنید؟
عجب ترجمهی بدی. گوگل ترنسلیت کتاب رو بهتر ترجمه میکرد. از نشر جامی متعجبم که چه طور چنین ترجمه ای رو چاپ کرده.
نشر چشمه چاپ کرده ولی نمیدونم چرا سایت نیاورد ترجمه بهتری داره